متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومهٔ آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش نوزدهم: وحدت حقیقی بالعرض و سپس وحدت غیرحقیقی
در ادامهٔ بررسی اقسام الواحد الحقيقي، به قسم آخر آن رسیدیم که «الواحد بالعرض» است و مؤلف در متن منظومه با تعبیر «كالجسم الطبيعي الواحد» از آن یاد کردهاند.
|
چرا فرمودند «كالجسم» و نه «الجسم»؟ |
سه مثال کلیدی برای واحد بالعرض
مؤلف سه مثال روشن و دقیق آوردهاند تا حقیقت وحدت بالعرض کاملاً آشکار گردد:
- الكيف الواحد، مانند البياض: سفیدی بالذات قابل تقسیم نیست. اگر سنگ سفید را به چهار قسمت تقسیم کنید، هر قسمت همچنان «سفید» است؛ سفیدی نه کم میشود و نه زیاد، نه ریز دارد و نه درشت. پس هرگاه گفتید «سفیدی دو تا شد»، این تقسیم بالعرض است و به واسطهٔ مقدار جسم رخ داده است.
- الصورة الواحدة، مانند صورة الماء: آب را از لیوان به دو استکان ریختید؛ آب «دو تا» نشد، صورة مائیت دو تا نشد، بلکه مقدار دو تا شد. ما «نیمآب» و «آب کامل» نداریم؛ کم و زیاد مربوط به مقدار است، نه به خود صورت آبیّت. پس وحدت صورت نیز بالعرض است و به تبع کمّ تقسیم میپذیرد.
- الهيولى الواحدة، مانند گل: تکهٔ گلی را دو نیم کردید؛ هیولی دو تا نشد، هیولی واحد شخصی است و یگانگیاش ذاتی است. تقسیم وهمی و فکری آن بالعرض است به واسطهٔ مقدار؛ اما تقسیم فکری بالذات (یعنی جدایی واقعی دو تکه) مراد نیست. مراد، تقسیم بالعرض است.
|
نتیجهٔ بنیادین: |
ورود به الواحد غير الحقيقي
تا اینجا تمام آنچه بیان شد، وحدت حقیقی بود. اکنون مؤلف به وحدت غیرحقیقی میپردازند که تعریف آن چنین است:
وحدت غیرحقیقی آن است که در عروض آن، حتماً واسطهای لازم است؛ یعنی وحدت، وصف به حال خودِ موصوف نیست، بلکه وصف به حال متعلَّق موصوف است.
مثالهای روشن:
- زید و عمرو «واحدند» → در انسانیت واحدند → «الإنسان» واسطه است.
- انسان و اسب «واحدند» → در حیوانیت واحدند → «الحيوان» واسطه است.
تفاوت دقیق میان وحدت حقیقی و غیرحقیقی چنین است:
|
وحدت حقیقی: وحدت، وصف برای خود موصوف است بحاله (مثل «الإنسان واحد»). |
|
وحدت غیرحقیقی: وحدت، وصف برای دو چیز است بحال متعلقشان (مثل «زید و عمرو واحدند» در انسانیت). |
اقسام ششگانهٔ وحدت غیرحقیقی
- التجانس: وحدت در جنس (زید و بقر؛ هر دو حیواناند).
- التماثل: وحدت در نوع (زید و عمرو؛ هر دو انساناند).
- التساوي: وحدت در کمّ (این دیوار یک متر، آن دیوار هم نیر یک متر).
- التشابه: وحدت در کیف (دو برادر که در چهره و صدا و استخوانبندی شبیه یکدیگرند).
- التناسب: وحدت در اضافه و نسبت (ملک با وزیر، نفس ناطقه با بدن؛ هر دو «مدبّر»اند).
- التوازي: وحدت در وضع (دو طرف نردبان که موازی یکدیگر قرار گرفتهاند).
لفّ و نشر مرتب در متن منظومه:
جنساً → تجانس نوعاً → تماثل كمّاً → تساوي كيفاً → تشابه نسبةً → تناسب وضعاً → توازي
تمییز دقیق میان «واحد بالجنس» و «واحد جنسي»
|
واحد بالجنس (مثل انسان و اسب) ← وحدت غیرحقیقی است. واحد بالنوع (زید و عمرو) ← وحدت غیرحقیقی. واحد بالعرض (شیره و قند در شیرینی) ← وحدت غیرحقیقی. |
جمعبندی بخش
با این بیان، تمام اقسام وحدت حقیقی (حقّه، بالخصوص، بالعموم، بالعرض) و سپس وحدت غیرحقیقی با شش قسم مشهورش تمام شد. روشن گردید که هرگاه وحدت، وصف به حال خود موصوف باشد، حقیقی است؛ و هرگاه وصف به حال متعلق موصوف باشد، غیرحقیقی است. همچنین دانسته شد که هر تقسیم واقعی در عالم، تنها به واسطهٔ کمّ صورت میگیرد و هیچ موجودی جز کمّ بالذات قابل تقسیم نیست.
| با نظارت صادق خادمی |
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!