شرح منظومه 198

متن تحقیق





شرح منظومه سبزواری ـ مقصد اول: وحدت و کثرت ـ فریده ششم (غرر چهارم): در تقابل و اقسام غیریت


برگرفته از درس‌گفتارهای شرح منظومه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش اول: فریده ششم از مقصد اول منظومه سبزواری

غرر چهارم: در بیان تقابل و اقسام غیریت و کثرت

مرحوم ملاهادی سبزواری رضوان‌الله‌علیه در این فریده، پس از بیان اقسام وحدت و احکام قضایی آن، بحث را به غیریت و کثرت می‌کشاند و با این فریده، سلسله مباحث کلی و منطقی وحدت و کثرت را به پایان می‌رساند. مسائل حقیقی وحدت و کثرت ـ که مدار اصلی حکمت متعالیه و عرفان نظری است ـ در اینجا مطرح نمی‌شود؛ بلکه آنچه بیان می‌گردد، مسائل منطقی و فلسفی عمومی است که کمابیش در کتب منطق و فلسفه سابقه دارد.

غرض اصلی این غرر، بیان اقسام غیریت و کثرت است که همان بحث معروف «تقابل تباین» و انواع چهارگانه آن می‌باشد.

اصل بنیادین: دو ماهیت متقابل یا ضداند، یا متضایفانند، یا در رابطه عدم و ملکه‌اند، یا در رابطه سلب و ایجاب. این چهار قسم، تمام صور ممکن تقابل میان دو ماهیت را در بر می‌گیرد و پنجمی متصور نیست.

سیر طبیعی بحث از آغاز تا انجام

برای نیل به فهم دقیق، باید سیر طبیعی این مسئله را از مفهوم تا ماهیت دنبال کرد:

مرحله نخست: تباین در سطح الفاظ و معانی (تباین مفهومی)

لفظ و معنی گاه وحدت دارند و گاه کثرت. صور ممکن عبارتند از:

  • دو لفظ برای یک معنی → مترادف (مانند حَجَر و سنگ)
  • یک لفظ برای چند معنی → مشترک لفظی یا معنوی، یا مجاز
  • دو لفظ و دو معنی متباین → نه مترادف و نه مشترک

این قسم اخیر را «تباین مفهومی» می‌نامند. مثال: «انسان» و «حیوان ناطق»؛ هرچند از حیث وجود و ماهیت واحدند، اما از حیث مفهوم متباین‌اند؛ زیرا یکی نوع است و دیگری فصل.

تباین مفهومی خود بر سه قسم است:

  1. تماثل: دو معنی که جهت اشتراک دارند (زید و عمرو؛ هر دو انسان‌اند). تماثل هم از اقسام وحدت است (به جهت اشتراک) و هم از اقسام کثرت (به جهت افتراق).
  2. تخالف: دو معنی که اشتراک ندارند، اما در یک موضوع جمع می‌شوند (سفیدی و شیرینی؛ سیاهی و ترشی).
  3. تقابل: دو معنی که نه اشتراک دارند و نه در موضوع واحد جمع می‌شوند (این قسم مبدأ بحث فلسفی است).

مرحله دوم: تباین در سطح ماهیات (نسب اربعه)

چون از مرحله مفهوم گذشتیم و به خود ماهیات رسیدیم، هر دو ماهیت متباینی حتماً در یکی از این چهار رابطه‌اند (تقسیم حصر عقلی):

قسم نام وجودی بودن هر دو رابطه امکان جمع در موضوع واحد مثال
۱ تضایف هر دو وجودی هر یک دیگری را طلب می‌کند بله (به نحو نسبی) أب و ابن، فوق و تحت
۲ تضاد هر دو وجودی غایت بُعد و تعاند خیر، مطلقاً بیاض و سواد، حرکت و سکون
۳ عدم و ملکه یکی وجودی، یکی عدم قابل تحصیل عدم دارای استعداد وجود خیر (در یک زمان) علم و جهل، بصر و عمی
۴ سلب و ایجاب یکی وجودی، یکی عدم محال عدم فاقد هرگونه استعداد خیر انسان و لاانسان

تفاوت بنیادین میان متضادان و متضایفان: هر دو وجودی‌اند، اما متضایفان نسبت به یکدیگر دارند و یکدیگر را طلب می‌کنند، حال آنکه متضادان هیچ نسبتی جز غایت دوری ندارند؛ یکی می‌گوید: «هر جا من باشم، تو نباش» و بالعکس.

دقت در اصطلاح «ضد»

ضد حقیقی (فلسفی) باید سه شرط داشته باشد:

  1. هر دو وجودی باشند
  2. غایت خلاف و بُعد داشته باشند
  3. در یک موضوع، در یک زمان، با یک شرایط جمع نشوند

اگر فقط شرط سوم باشد ولی غایت خلاف نباشد، صرفاً «تخالف» است نه تضاد حقیقی. مثال عرفی: شیرینی و تلخی در عسل؛ این تخالف است، نه تضاد فلسفی.

در فرهنگ اجتماعی نیز گاه گفته می‌شود «فلانی با فلانی ضد است»؛ غالباً مراد تخالف یا اختلاف سلیقه است، نه تضاد حقیقی. تضاد حقیقی (مانند ایمان و کفر، توحید و شرک) به هیچ وجه قابل جمع نیست.

نتیجه‌گیری بخش: غیریت و کثرت یا در مرتبت مفهوم است که سه قسم دارد: تماثل، تخالف، تقابل؛ و یا در مرتبت ماهیت است که چهار قسم حصر عقلی دارد: تضایف، تضاد، عدم و ملکه، سلب و ایجاب. این چهار قسم، تمام صور ممکن تقابل میان دو ماهیت را فرا می‌گیرد و پنجمی ممکن نیست.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)