متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش اول: الفریدة السابعة ـ در علت و معلول
غرر اول: در تعريف علت و معلول و تقسيمات آن
علت، در اصطلاح حكمت متعاليه، آن ذاتى است كه شىء در وجود يا در قوام خويش به آن فقير و محتاج است: «العلة هي الذي افتقر إليه الشيء». مراد از «الذي» همان علت است و مراد از «الشيء»، ممكنات و ماهياتى هستند كه بالذات قائم نيستند و نيازمندند. پس هرگاه چيزى به چيز ديگرى احتياج داشته باشد و آن ديگرى به چيز سومى محتاج نباشد، اوّلى معلول و دومى علت ناميده مىشود.
اصل اساسى: رابطه علّيت و معلوليت، رابطهاى اختصاصى و غير قابل انتقال است؛ علت شىء معيّن، علت شىء ديگر نمىشود و معلول علت خاص، معلول علتى ديگر نخواهد بود. اين اختصاص، از شئون وحدت و بساطت نظام وجودى است.
تقسيمات علت از جهات مختلف
علت بر چهار اعتبار كلى تقسيم مىشود:
- از حیث صدورى و قوامى بودن
علت صدورى: علتى كه وجود شىء به آن تعلق گيرد → علت فاعلى و علت غائى
علت قوامى: علتى كه قوام ماهيت مركب به آن وابسته است → علت مادى (عنصرى) و علت صورى - از حیث تام و ناقص بودن
علت تامّه: علتى كه هيچ شريكى در تأثير ندارد.
علت ناقصه: علتى كه تأثيرش مشروط به شركت علتهاى ديگر است (مانند پدر و مادر و واهب الصورة در وجود انسان). - از حیث داخل و خارج بودن در معلول
علت خارجى: فاعل و غايت
علت داخلى: ماده و صورت - از حیث طبيعى و الهى بودن علت تامّه
علت تامّه طبيعى: در مجراى اسباب عادى، مانند آتش كه به نحو كامل پارچه را مىسوزاند.
علت تامّه الهى: در لسان توحيد افعالى، تنها ذات احديت علت تامّه است و همه اسباب طبيعى، مظاهر و مجارى فيض اويند.
كليد معرفت توحيد افعالى: در دستگاه توحيد، هرگاه گوييم «آتش سوزاند» يا «آب خفه كرد»، مراد در نشئه ظاهر، سببيت عادى است؛ اما در مرتبه باطن و لسان توحيد، تنها فاعل حقيقى خداوند است و اسباب، ظهورات و مجارى عنايت اويند. از اينرو، دل مؤمن عرش رحمان است و آزار او، آزار خداوند.
تعريف دقيق علت فاعلى و غائى
- علت فاعلى: «ما بهِ سَعْيُهُ حَصَلَ الوجود»؛ آنكه به وسيله سعى و فعل او وجود شىء حاصل مىگردد.
- علت غائى: «ما لأجله حَصَلَ الوجود»؛ آنكه به خاطر او و براى او شىء موجود مىشود و كمال نهايى فعل به او بازمىگردد.
علت مادى و صورى را «علل القوام» خوانند، زيرا قوام و تشكيل ماهيت مركب به آن دو وابسته است؛ و علت فاعلى و غائى را «علل الوجود» نامند، زيرا وجود شىء بالذات به آن دو تعلق دارد.
توضيح حذف واو عطف در بيت منظومه
حكيم سبزوارى در بيت مىفرمايد:
فالعنصري الصوري…
بدون واو عطف، و اين حذف يا به سبب وزن شعر است يا به سبيل تعداد و احصا (مانند «زيدٌ عمروٌ بكرٌ» كه براى شمارش مىآيد نه عطف)، و در مواضع بسيار ديگر نيز چنين است.
جمعبندی بخش اول
علت، آن فقرزداى است كه شىء در صدور وجود يا قوام ماهيت به او محتاج است. تقسيمات اربعه علت (صدورى/قوامى، تام/ناقص، خارجى/داخلى، طبيعى/الهى) همگى از شئون وحدت و بساطت نظام هستىاند و در نهايت، همه اسباب به فاعل بالعناية بازمىگردند. معرفت اين تقسيمات، كليد فهم توحيد افعالى و رهايى از شرك خفى است.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!