متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش دهم: تتمهٔ اقسام الفاعل و دلیل عدد هشت
در پایان بحث اقسام فاعل، حکیم هادی سبزواری قدسسره میفرماید که فاعل بر هشت قسم است و اکنون میخواهد اثبات کند که چرا دقیقاً هشت قسم است و نه کمتر و نه بیشتر. این تقسیم، از دقیقترین تقسیمات حکمی است که از دوران صدرالمتألهین تا عصر ما همچنان مرجع اصلی بحث فاعلیت در حکمت متعالیه به شمار میرود.
تقسیم کلّی اول: فاعل یا عالم به فعل خویش است یا نیست
فاعل یا به فعل خود علم دارد یا ندارد. این نخستین انشعاب است.
| فاعلی که به فعل خویش عالم نیست |
این فاعل یا با طبع خود موافق است یا مخالف. اگر موافق باشد، فاعل بالطبع نامیده میشود؛ مانند سنگ که به اقتضای طبیعت خود به سوی پایین میشتابد. و اگر مخالف طبیعت باشد، فاعل بالقهر خوانده میشود؛ مانند همان سنگ که به زور به سوی آسمان پرتاب شود. این دو قسم، هیچ علم و ارادهای ندارند؛ صرفاً طبیعت یا قهر خارجی آنها را به حرکت درمیآورد.
| فاعلی که به فعل خویش عالم است |
این قسم دوم، خود به چند شعبهٔ دقیق تقسیم میشود؛ زیرا علم با فعل رابطهٔ گوناگون مییابد و همین تنوع، منشأ پنج قسم دیگر است.
شعبهٔ اول: وجود فعل عین وجود علم است
در این حالت، علم و فعل متحدند و علم به تنهایی برای تحقق فعل کافی است؛ هیچ غرض خارجی و داعی زائدی در کار نیست. این همان فاعل بالرضا است. در این مرتبه، ارادهای متجدد و غایتی خارج از ذات فرض نمیشود؛ زیرا هر غایتی خارج از ذات، مستلزم نقص فاعل است و فاعل بالرضا، واجب الوجود و کمال محض است.
شعبهٔ دوم: علم کافی نیست، بلکه داعی زائد لازم است
اگر علم به تنهایی برای صدور فعل کافی نباشد، بلکه غرضی خارجی (مانند به دست آوردن مال یا دفع ضرر) انگیزه شود، دو حالت پیش میآید:
- با اراده و با داعی زائد → فاعل بالقصد (مانند نجار که برای مزد در میسازد)
- با اراده ولی بدون داعی زائد، بلکه از روی اکراه → فاعل بالجبر (مانند کسی که تیغ بر گلوی او نهادهاند)
شعبهٔ سوم: علم منشأ فعل است، اما زائد بر ذات فاعل است
اگر علم، منشأ صدور فعل باشد ولی این علم زائد بر ذات فاعل باشد (یعنی اگر فاعل در آن مقام خاص قرار نمیگرفت، آن علم را نمیداشت)، این فاعل بالعناية به معنای اخص است؛ مانند انسانی که از شاخهٔ درخت سقوط میکند. او میداند که سقوط خواهد کرد، اما قصد خودکشی ندارد؛ علم او منشأ سقوط است، ولی این علم عین ذات او نیست، بلکه زائد بر ذات است.
شعبهٔ چهارم: علم منشأ فعل است، اما عین ذات فاعل و اجمال در عین تفصیل است
اگر علم، عین ذات فاعل باشد و اجمال و تفصیل در آنِ واحد باشد، بدون ترتب حقیقی، این مرتبهٔ اعلیٰ است که فاعل بالتجلی نامیده میشود. در این مرتبه، علم سابق تفصیلی است، اما نه به نحوی که اجمال مقدم بر تفصیل باشد؛ بلکه اجمال و تفصیل در عین یکدیگرند، همچون عقول تفضیلیه که در عقل اول به نحو اجمال در عین تفصیل مندرجاند. این همان مرتبهٔ احدیت و علم ذاتی واجب تعالی است.
|
فرق اساسی فاعل بالتجلی با فاعل بالرضا و فاعل بالعناية:
در فاعل بالرضا: علم سابق اجمالی است و تفصیل در حین فعل حاصل میشود. |
شعبهٔ پنجم: فاعل مسخر برای غیر
فاعل بالتسخیر آن است که فاعلیت او بالذات برای خودش نیست، بلکه مسخر امر دیگری است. طبیعت اعضای بدن، مسخر نفس ناطقه است و خود نفس ناطقه نیز مسخر امر الهی است: ﴿بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ﴾. بنابراین، همهٔ موجودات در برابر واجب تعالی فاعل بالتسخیرند.
| جمعبندی هشت قسم فاعل در حکمت متعالیه |
- فاعل بالطبع
- فاعل بالقهر
- فاعل بالرضا
- فاعل بالقصد
- فاعل بالجبر
- فاعل بالعناية (به معنای اخص)
- فاعل بالتجلی
- فاعل بالتسخیر
با این هشت قسم، تمامی مراتب فاعلیت از پایینترین (طبیعت محض) تا بالاترین (تجلی ذات واجب) احصا شد و هیچ مرتبهٔ ممکنی از فاعلیت خارج از این تقسیم نماند. این تقسیم، همچون نگینی درخشان در انگشتری حکمت متعالیه میدرخشد و نشانگر نهایت دقت و احاطهٔ صدرالمتألهین و شارحان بزرگ اوست.
| با نظارت صادق خادمی |
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!