شرح منظومه 207

متن تحقیق





شرح منظومه حکیم حاج ملاهادی سبزواری – اقسام فواعل و فاعلیت واجب تعالی


برگرفته از درس‌گفتارهای شرح منظومه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش نخست: کلیات بحث فاعلیت و اقسام فواعل

مسأله اقسام فواعل و چگونگی فاعلیت حضرت حق از دشوارترین و سنگین‌ترین مباحث فلسفه الهی به شمار می‌رود؛ به‌گونه‌ای که وقتی می‌گوییم «اللّه خالق کل شیء» مراد از این خلق و این فاعلیت چیست و نحوه آن چگونه است، انسان را به ژرفای وجود می‌کشاند. مرحوم حکیم حاج ملاهادی سبزواری در منظومه این مبحث را به‌صورت مرتب، منظم و سليس بیان نفرموده‌اند؛ لذا ضروری است که با دقت و ترتیب منطقی، این مباحث را بازسازی کنیم تا کتاب روشن و قابل فهم گردد.

بحث دو رکن اصلی دارد:

  1. تعداد و معنای اقسام فواعل
  2. کیفیت فاعلیت حضرت حق (هم از حیث ثبوتی و هم از حیث اثباتی)

نکته کلیدی: فواعل در حکمت متعالیه به هشت قسم تقسیم می‌شوند، لیکن چهار قسم آن مخصوص واجب تعالی است و محل نزاع اصلی فیلسوفان و متکلمان و عارفان گردیده است.

بخش دوم: تبیین تفصیلی چهار قسم فاعلیت حضرت حق

۱. فاعل بالقصد (قول متکلمین)

متکلمین اشعری و معتزلی قائل‌اند که خداوند فاعل بالقصد است؛ یعنی فاعلیت او با علم، اراده و غرض زائد بر ذات همراه است، همان‌گونه که انسان یا حیوان با قصد و غایت به فعل می‌پردازد. مثال روشن: حیوان تشنه با شعور به عطش و قصد رفع آن به سوی آب می‌شتابد.

غرض خداوند نیز در این قول، فیض و جود اوست: «ما خلقت هذا باطلاً» بلکه برای اظهار جود و کرم خلق فرمود.

نقد اساسی: اگر فاعلیت بالقصد باشد، قصد و غرض و اراده متجرده زائد بر ذات لازم می‌آید → این فاعلیت ناقص است و در مرتبه ممکنات دیده می‌شود، نه واجب الوجود. همچنین مراحل متعدد (تصور، تصدیق، عزم، جزم، اراده) پیش‌نیاز فعل می‌گردد، در حالی که فعل حق «إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ» است و فاء در «فیکون» فاء تفريع حقیقی نیست، بلکه فاء تفريع لفظی است؛ یعنی هیچ ترتّب و تدرّجی در کار نیست.

۲. فاعل بالرضاء و فاعل بالعنایة (قول مشّائین)

مشّائین برای حضرت حق دو نوع فاعلیت قائل‌اند:

  • نسبت به صور مرتسمه (علم تفصيلی حق) → فاعل بالعنایة
  • نسبت به موجودات خارجی → فاعل بالرضاء

مثال: مهندس که نقشه ساختمان را در ذهن دارد (علم اجمالی)، سپس آن را در خارج پیاده می‌کند. علم اجمالی مقدم است و تحقق خارجی متأخر و «بالرضاء» از آن علم صادر می‌شود.

مراتب علم در قول مشّائین نوع فاعلیت
علم اجمالی حق (صور کلی در ذات واجب) فاعل بالعنایة (عین ذات، نه زائد)
علم تفصيلی و موجودات خارجی فاعل بالرضاء (علم مقدم، فعل متأخر)

جهت مثبت: علم اجمالی حق عین ذات است و زائد نیست (این بخش مقبول متألهین است).
جهت منفی: تقدم و تأخر میان علم و فعل → کثرت و ترتب در ذات واجب لازم می‌آید (این بخش مردود است).

۳. فاعل بالعنایة مطلقاً (قول اشراقیون)

شیخ اشراق و پیروان او می‌گویند: تمام عالم کأسۀ علم تفصیلی حضرت حق است؛ هیچ تقدم و تأخری نیست. مثال معروف: «افتادن شاخه از درخت»؛ همان لحظه که شاخه جدا می‌شود، علم به آن هم حاصل است؛ نه تقدم دارد و نه تأخر.

پس هستی عین علم حق است و ما بر علم حق گام برمی‌داریم.

جهت مثبت: نفی هرگونه تقدم و تأخر میان علم و فعل.
جهت منفی: همچنان علم را زائد بر ذات می‌داند (هرچند ترتب را نفی کرده است).

۴. فاعل بالتجلّی (قول صوفیه و متألهین)

این قول اتمّ و اکمل اقوال است و منسوب به عارفان بزرگ و متألهین متأخر، خاصه حکیم متأله ملاصدرا و شارحان اوست.

فاعلیت حق بالتجلی یعنی:

  • علم حق عین ذات است (نه زائد)
  • علم او اجمالی فی‌العین تفصیل است (نه گنگ و نه دارای کثرت خارجی)
  • غایت فعل، خود ذات اوست
  • هیچ‌گونه ترتب، زیادت، قصد، رضا به معنای ناقص، و عنایت به معنای زائد در کار نیست
إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
هرگاه اراده کند چیزی را، همین قدر به آن گوید: «باش»، پس بی‌درنگ موجود می‌شود.

نتیجه مهم: فاعل بالتجلی جامع همه جهات مثبت اقوال پیشین است و همه نقایص را رفع کرده است:
• عینیت علم و ذات (از مشّائین گرفته شد)
• نفی هرگونه ترتب و تأخر (از اشراقیون گرفته شد)
• نفی زیادت و غرض و قصد (نقد متکلمین پذیرفته شد)
پس این قول اتمّ و اکمل و سزاوارترین نسبت به ساحت مقدس واجب تعالی است.

بخش سوم: ترتیب کمال اقوال چهارگانه

  1. فاعل بالقصد ← ناقص‌ترین (متکلمین)
  2. فاعل بالرضاء ← بهتر، اما دارای ترتب (مشّائین نسبت به خارج)
  3. فاعل بالعنایة ← نفی ترتب کرد، اما علم را زائد گرفت (اشراقیون)
  4. فاعل بالتجلی ← اتمّ و اکمل (صوفیه و متألهین)

جمع‌بندی نهایی

پس از بررسی دقیق، روشن گردید که فاعلیت حضرت حق نه با قصد ممکن‌گونه متکلمین، نه با رضا و ترتب مشّائین، و نه حتی با عنایت زائد اشراقیون، بلکه بالتجلی است؛ تجلی ذات احدی که علم و قدرت و اراده و فعل، همه عین یکدیگر و عین ذاتند، و جهان آینه تمام‌نمای آن تجلی بی‌زوال است.

و این همان قولی است که متألهین متأخر بر آن اجماع کرده‌اند و آن را شایسته مقام ربوبی دانسته‌اند. و بحث هشت قسم کلی فواعل و مثال‌های خارجی آن و نیز بررسی امکان وجود قسم نهمی که از تجلی برتر باشد، إن شاء الله در جلسات آتی پیگیری خواهد شد.


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)