متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش دومین و دوازدهمین: تطبیق اقسام ثمانیهٔ فاعل بر مراتب وجودی نفس انسانی
بحث پیشین ما در تقسیم فاعلها بود؛ یک بار از حیث تعریف و اقسام هشتگانهٔ فاعل سخن گفتیم و بار دیگر از حیث اثبات و مصادیق آن، بهویژه نسبت به ذات احدیّت. اکنون عارف کامل، حاج ملاهادی سبزواری، در این مقام شریف میخواهد نشان دهد که همین اقسام هشتگانهٔ فاعل که در عالم کبیر و در مراتب وجودی حق تعالی جاری است، بهطور کامل در انسان ـ که عالم صغیر و جامع است ـ نیز موجود است؛ یعنی نفس انسانی خود آینهٔ تمامنمای تمام مراتب فاعلیت است.
نکتهٔ کلیدی: انسان به یک اعتبار فاعل بالتجلی است، به اعتباری فاعل بالرضا، بالعنایه، بالقصد، بالقسر، بالجبر، بالطبع و بالتسخیر. هر هشت قسم در وجود او جمع است و او خود «عالم اکبر» در درون خویش دارد.
مقدمهٔ تطبیق: نفس انسانی، جامع جمیع مراتب فاعلیت
نفس ناطقهٔ انسانی دارای سیطرهٔ تامّه بر تمام بدن و قوای بدنی و قوای نفسانی است. این نفس، هم حاکم بر ایادی مادی خود (اعضا و جوارح) است و هم حاکم بر ایادی مجرد خود (قوای باطنه چون خیال، وهم، عقل، اراده، عشق و غیرها). از اینرو، هرگاه سخن از «خیال من»، «وهم من»، «عشق من»، «ارادهٔ من» به میان میآید، در حقیقت مراتب و تنزلات همان نفس واحد است.
در نفس انسانی سه مرتبه باید در نظر گرفت:
- نفس کلی و ناطقهٔ حاکم بر همه
- قوای نفسانی (خیال، وهم، شهوت، غضب و…)
- افعال و صور این قوا (متخیله، متوهمه، محبوبه و…)
قوا و صورشان در حقیقت عین نفساند، لکن در مقام تفصیل و تنزل ظاهر شدهاند. از اینرو، نفس نسبت به همهٔ این مراتب، فاعلیتهای گوناگون دارد.
تطبیق چهار قسم نخستین بر نفس انسانی
۱. نفس انسانی، فاعل بالتجلی
فاعل بالتجلی آن است که فعل، غیر از فاعل نباشد؛ یعنی اجمال فی عین التفصیل و تفصیل فی عین الاجمال. نفس ناطقه هنگامی که بر جمیع قوا و صور قوا سیطره دارد، دقیقاً فاعل بالتجلی است؛ زیرا خیال و متخیله، وهم و متوهمه، عشق و معشوق نفسانی، همه عین نفساند و هیچکدام خارج از ذات نفس نیستند. نفس همان خیال است وقتی تنزل کند و همان متخیله است وقتی تفصیل یابد.
۲. نفس انسانی، فاعل بالرضا
فاعل بالرضا آن است که در مقام تفصیل، فعل عین علم فاعل به فعل باشد. قوای نفس (خیال، وهم و…) و صور آنها (متخیله، متوهمه و…) عین یکدیگرند و علم نفس به این قوا و صور، عین خود قوا و صور است. بنابراین، خیال علت برای متخیله میشود، اما متخیله عین خیال است و علم نفس به متخیله نیز عین همان متخیله است. پس نفس در این مرتبه، فاعل بالرضا است.
۳. نفس انسانی، فاعل بالعنایه
فاعل بالعنایه آن است که علم فاعل، علت فعل باشد، اما فعل عین ذات فاعل نباشد. مثال روشن آن: انسانی که بر بلندی یا شاخهٔ درختی ایستاده و بهناگاه توهم میکند زیر پایش خالی است؛ در همان لحظه، بدون اراده و تصدیق، بدن سقوط میکند. اینجا علم نفس (تصور خالی بودن زیر پا) مستقیماً علت سقوط شد، اما سقوط عین ذات نفس نیست؛ بلکه امری خارجی و زاید بر ذات است. پس نفس در این حالت، فاعل بالعنایه است.
۴. نفس انسانی، فاعل بالقصد
فاعل بالقصد آن است که فاعل با اراده و قصد و برای غایت خارجی فعل کند. در افعال اختیاری عادی انسان، مانند تشنگی → قصد رفع عطش → اراده → حرکت دست و بدن → آشامیدن آب، نفس دارای علم، اراده، قصد و غایت خارجی است و فعل (حرکت اعضا و رفع عطش) زاید بر ذات نفس است. بنابراین، نفس در این مرتبه، فاعل بالقصد است.
جمعبندی چهار قسم نخست:
نفس ناطقهٔ انسانی:
• از حیث سیطره بر قوا و صور → فاعل بالتجلی (افضل مراتب)
• از حیث علم به قوا و صور → فاعل بالرضا
• از حیث علم محض که بدون اراده سبب فعل خارجی میشود → فاعل بالعنایه
• از حیث اراده و قصد و غایت خارجی → فاعل بالقصد
نتیجهٔ بخش: انسان، آیینهٔ تمامنمای مراتب فاعلیت الهی
همانگونه که در عالم کبیر، حق تعالی به مراتب هشتگانه فاعلیت متّصف است، در عالم صغیر که انسان باشد نیز همین مراتب بهطور کامل موجود است. از اینرو، حدیث شریف نبوی معنای عمیقی مییابد:
مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ
هر که نفس خویش را شناخت، بیگمان پروردگار خویش را شناخته است.
زیرا هر کمال که در نفس انسانی مشاهده کند، تجلی و فیض حق تعالی است و هر نقص و محدودیتی که ببیند، از محدودیت نشئهٔ دنیوی و نفس ناطقه در مرتبهٔ تنزل است. پس انسان با معرفت نفس، به معرفت ربّ میرسد؛ چه آنکه هر چه در اوست، آیینهٔ صفات و افعال الهی است.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!