شرح منظومه 217

متن تحقیق





ذو الغايتين: تبیین فلسفی فعل عبث و جزاف

برگرفته از درس‌گفتارهای شرح منظومهٔ آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش نخست: مفهوم ذو الغايتين و اتحاد قوهٔ محرکه و شوقیه

در مباحث علل و مبادی افعال ارادی، هنگامی که فعل انسانی دارای دو غایت می‌شود – غایت قریب و غایت بعید – آن را «ذو الغايتين» می‌نامند. غایت قریب متعلق به قوهٔ محرکه است و غایت بعید متعلق به قوهٔ شوقیه. اگر این دو قوه در یک مراد واحد متحد گردند و هر دو به مقصود خود برسند، فعل از بطلان مصون می‌ماند؛ اما اگر قوهٔ شوقیه به مراد نرسد، فعل بالنسبه به شوقیه باطل می‌گردد، نه باطل مطلق، بلکه مقطوع عن الغاية بالنسبه الی الشوقیه.

مبدأ غایت متعلق به آن قرب و بعد
قوهٔ محرکه حرکت به سوی شیء غایت قریب
قوهٔ شوقیه وصول به لذت یا کمال غایت بعید

نکتهٔ کلیدی: هرگاه قوهٔ شوقیه و محرکه در یک مراد متحد شوند و هر دو به غایت خود برسند، فعل صحیح است؛ وگرنه باطل بالنسبه به شوقیه می‌شود.

بخش دوم: تبیین اصطلاحی عبث، جزاف، عادت و قصد ضروری

در اصطلاح حکما، چهار نوع فعل خالی از غایت عقلانیِ حقیقی شناخته شده است که همگی از قوهٔ خیال صادر می‌شوند، لیکن از حیث وجود یا عدم شوق با یکدیگر متفاوت‌اند:

نوع فعل مبدأ بعید وجود شوق مثال حکم
عبث خیال موجود است خوردن غذا به تصور لذت و واقعاً سیر شدن موفق اما خیالی
جزاف خیال معدوم است پرتاب تیر بدون قصد اصابت خیالی و ناموفق
عادت خیال + تکرار معدوم است دست کشیدن به ریش یا خاراندن گوش بدون توجه مکرر و بی‌شعور
قصد ضروری طبیعت یا مزاج معدوم است تنفس خودبه‌خود در سالم و مریض طبیعی و ضروری

عبث آن است که هر دو غایت (قریب و بعید) حاصل شود، اما مبدأ بعید خیال باشد نه عقل یا فکر صحیح.

بخش سوم: تعریف دقیق عبث در کلام علامه طباطبایی و شرح آن

علامه طباطبایی رضوان‌الله‌علیه در شرح منظومه می‌فرماید:

«فالعبث هو الفعل الذي غايته للتحرك نهاية غاية شوقية، وهو مع ذلك متصور بالخیال لا بالعقل، فإن الغايتين قد حصلتا ولکن من حیث إن المبدأ البعید خیالٌ لا عقلٌ صار عبثاً.»

یعنی: عبث آن فعالی است که غایتش برای حرکت، نهایتی شوق‌محور است و با این حال به خیال تصور شده نه به عقل؛ پس هر دو غایت حاصل شده‌اند، اما چون مبدأ بعید خیال است نه عقل، عبث نامیده می‌شود.

عبث = فعل موفقِ خیال‌منشأ
جزاف = فعل خیال‌منشأِ ناموفق

جمع‌بندی نهایی

در سلسله‌مراتب افعال انسانی، هنگامی که مبادی اربعه (علم، شوق، محرکه، طبیعت) در یک جهت متحد گردند و هر یک به غایت خود برسند، فعل محکم و معقول خواهد بود. اما اگر مبدأ بعید از مرتبهٔ عقل به خیال تنزل یابد، حتی اگر شوق و حرکت به مقصود برسند، فعل از مرتبهٔ کمال عقلانی فرو می‌افتد و در قلمرو عبث قرار می‌گیرد. این تنزل، نه بطلان مطلق است و نه جزاف، بلکه نوعی موفقیتِ خیال‌محور است که از حیثیت کمال انسانی خالی است.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)