متن تحقیق
غایت در نظام حکمت متعالیه
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش اول: مبادی و اغراض فعل و نفی صدور فعل بیغایت از حکیم
در بررسی مفهوم غایت، آنچه اهمیت بنیادین دارد، شناخت دقیق مبادی و اغراض فعل است؛ یعنی هر فعل از چه مبادیای سرچشمه میگیرد و چه غایاتی میتواند داشته باشد. بیان حکمای الهی چنین است که مقتضای علم و حکمت حضرت حق، ایجاب میکند که هیچ فعلی در عالم واقع نشود که فاقد غایت باشد؛ نه از ناحیه خداوند سبحان و نه از ناحیه مخلوقات. به تعبیر دیگر، تحقق فعلی بیغایت در نظام هستی محال است و با عنایت و حکمت الهی منافات دارد.
با این حال، غایات افعال مختلف و متنوعاند و لزوماً وحدت نوعی یا جهتی ندارند. ممکن است در یک فعل، غایت یکی از مبادی محقق شود و غایت مبدأ دیگری محقق نگردد. همانگونه که در مبادی اربعه بیان شد، فعل از علم آغاز میشود، سپس شوق، سپس اراده، سپس تحریک عضلات و سرانجام وجود خارجی فعل پدیدار میگردد. اکنون باید بررسی کنیم که غایت هر یک از این قوا چگونه است و چگونه به غایت خود میرسد یا نمیرسد.
اصل بنیادین: هیچ فعل حکیمانهای در عالم بیغایت نیست؛ چه فاعل آن خداوند باشد و چه مخلوق. این مقتضای کمال علم و حکمت و عنایت است. محال است فعلی از حکیم صادر شود که عبث، لعب یا گزاف باشد.
تفاوت میان «ما إلیه الحرکة» و «لاجله الحرکة»
حکما فرمودهاند: گاهی غایت قوه محرکه با غایت قوه شوقیه متحد میشود و از یکدیگر منفصل نیستند؛ یعنی در یک فعل، هم قوه شوقیه به مراد خود میرسد و هم قوه محرکه. مانند انسانی که در خواب از یک طرف خسته شده و به طرف دیگر میچرخد؛ غایت قوه محرکه، گریز از مکان اول و وصول به مکان دوم است و غایت قوه شوقیه نیز همین گریز و عروج است. در اینجا هر دو قوه به غایت واحد خود رسیدهاند.
اما بسیار اوقات چنین نیست؛ قوه محرکه به غایت خود (ما إلیه الحرکة) میرسد، ولی قوه شوقیه به مراد خود (لاجله الحرکة) نمیرسد. مثال روشن آن، کسی است که قصد ملاقات دوست خود را دارد، راه میافتد، حرکت میکند و به درِ خانه دوست میرسد، اما دوست در خانه نیست. در اینجا:
- غایت قوه محرکه (وصول إلی بیت الصدیق) حاصل شده است.
- غایت قوه شوقیه (ملاقات الصدیق) حاصل نشده است.
حافظ این حالت را به زیبایی تصویر کرده است:
یادم آمد که به درِ خانهٔ او چون رفتم
خانه نبود و گِلی به سرم ریخت چو این قصه شنودم
نتیجه: در این فعل، «ما إلیه الحرکة» حاصل شد، اما «لاجله الحرکة» باطل گردید. بنابراین، فعل نسبت به قوه شوقیه «باطل» نامیده میشود، نه نسبت به قوه محرکه.
معنای اصطلاحی «باطل» در حکمت متعالیه
در اصطلاح حکمت، «باطل» به معنای عرفی «بیخود و بیحساب» نیست، بلکه به معنای «مقطوع عن الغایة» است؛ یعنی قوه شوقیه به مراد خود نرسید و از غایتش بریده شد. این معنا با «غلط» در اصطلاحات دیگر قابل قیاس است؛ همانگونه که «غلط» در مدرسه به معنای خطای علمی است و در عرف به معنای مذموم بودن عمل، «باطل» نیز در حکمت معنایی تخصصی دارد.
تمایز کلیدی:
به غایت نرسیدن ≠ غایت نداشتن
فعل مقطوع عن الغایة ≠ فعل بلاغایة
کاربرد همین قانون در عالم طبیعت
در قوای طبیعی نیز همین حکم جاری است. دانه گندم غایت طبیعی دارد که به سنبله برسد؛ این غایت، غایت شوقیه طبیعی آن است. اگر بر اثر خشکی، آفت یا مانع دیگر به سنبله نرسد، به این معنا نیست که غایت ندارد؛ بلکه «مقطوع عن الغایة» شده است. درخت میوهدار نیز همینگونه است؛ اگر میوه نداد، به علت مانع است، نه فقدان غایت در طبیعت او.
عالم ماده، عالم قسر و تزاحم و تضاد است. در عالم مجردات، ما إلیه الحرکة و لاجله الحرکة یکی است، اما در عالم ناسوت ممکن است موجود به غایت مطلوبش نرسد، للمانع لا للطبیعة.
اصل حکمی: مقتضای عنایت و حکمت الهی این است که هیچ فعلی در عالم بیغایت نیست، هرچند ممکن است به غایتش نرسد و این عدم وصول نیز خود مقتضای حکمت است؛ زیرا تزاحم از لوازم نظام أکمل عالم ماده است.
سقط جنین و قاعده کلی
سقط جنین نیز از همین قبیل است. غایت طبیعی آن، رسیدن به انسان کامل و جوان رشید بود، اما بر اثر مانع، مقطوع عن الغایة شد، نه اینکه از ابتدا بیغایت خلق شده باشد.
جمعبندی نهایی کتاب
در نظام حکمت متعالیه، هیچ موجودی و هیچ فعلی در کتاب تکوین یافت نمیشود که بیغایت باشد؛ نه در افعال خداوند، نه در افعال ذیشعور و نه در افعال طبیعی و بیشعور. آنچه واقع میشود، گاه وصول به غایت است و گاه عدم وصول به آن به علت تزاحم و موانع. به عدم وصول، «باطل» گفته میشود، نه به معنای عبث و بیهدفی، بلکه به معنای بریدگی از غایت.
پس شبهه «افعال باطله» و «عبث» و «گزاف» و «شانس» و «اتفاق» یکبار برای همیشه رفع میشود: عالم، عالم غایت است، پر از غایت، سراپرده حکمت و عنایت. تنها در عالم ماده، به سبب تزاحم، گاه غایت مقطوع میگردد، اما هرگز غایتی معدوم نیست.
و این است معنای دقیق فرمایش قرآن کریم که:
فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ
آیا پنداشتید که شما را بیهوده آفریدیم و به سوی ما باز نمیگردید؟
پس برتر است خداوند، فرمانروای حق؛ هیچ معبودی جز او نیست، پروردگار عرش کریم.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!