متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش نخست: غایت فعل و تنوع مبادی آن در حکمت صدرایی
در منظر حکمت متعالیه، همچنان که وجود فعل بدون فاعل محال است، وجود فعل بدون غایت نیز محال شمرده میشود. این قاعده بنیادین، جوهر بحث غایت را تشکیل میدهد، لیکن غایت همه افعال، عقلانی و اندیشیده نیست؛ بلکه غایتها به اندازه مبادی افعال، متنوع و گوناگوناند.
چنان که مبادی فعل ارادهای انسان چهار یا سهگانه است – مبدأ أبعد (تصور علمی و تصدیق)، مبدأ متوسط (قوه شوقیه و اراده) و مبدأ أقرب (قوه محرکه عضلانی) – غایتها نیز به همین تنوع پدیدار میگردند. از اینرو، شش قسم غایت بر فعل انسانی عارض میشود که شناخت دقیق آنها، مشروط به معرفت النفس و روانکاوی نفس در پرتو مباحث نفسشناسی اسفار اربعه ملاصدراست.
| ردیف | نام غایت و فعل | مبدأ ذهنی (تصور) | وضعیت قوه شوقیه | وضعیت قوه محرکه | ویژگی کلیدی |
|---|---|---|---|---|---|
| ۱ | فعل باطل | هر نوعی (حتی عقلانی) | قطع میشود | شروع میشود اما ناتمام میماند | قوه شوقیه به غایت نمیرسد؛ فعل از غایتش بریده میشود |
| ۲ | فعل محکم (عقلی، حکیمی) | تصور برهانی، یقینی، حقیقی (کمال، معرفت، عبادت) | کاملاً متحد | کاملاً متحد | عالیترین فعل؛ زیربنای یقین و برهان دارد |
| ۳ | فعل عبث | خیال محض | متحد | متحد | خانه، ماشین، سلامتی… ثم ماذا؟ |
| ۴ | فعل عادی | خیال + تکرار | جدا میشود | با خیال مکرر کار میکند | ترک عادت موجب مرض است |
| ۵ | فعل ضروری (قصدی) | خیال + طبیعت/مزاج | ضعیف | با طبیعت کار میکند | تنفس، غذا، خواب، جماع |
| ۶ | فعل گزاف (لعب) | خیال محض بدون شوق | غایب یا بسیار ضعیف | بیهدف | بازی کودکان با خاک و آب |
نكتة كليدى و ممتاز:
تمام افعال انسانی غایت دارند، اما غایتشان لزوماً عقلی نیست. تنها «فعل محکم» است که زیربنای برهانی و یقینی دارد؛ پنج قسم دیگر در دایره خیال، ظن، عادت، طبیعت یا لعب میچرخند. از این روست که قرآن کریم فرمود:
أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ
بیشترشان تعقل نمیکنند.
تبیین تفصیلی هر یک از شش قسم
۱. فعل باطل
هر فعلی که قوه شوقیهاش به غایت نرسد، باطل است؛ حتی اگر مبدأ ذهنیاش عقلی باشد. آغاز میکند، اما به انجام نمیرسد، یا مانع پیش میآید، یا شوق قطع میگردد.
۲. فعل محکم (عقلی، حکیمی)
عالیترین فعل انسانی است که قوه محرکه با قوه شوقیه کاملاً متحد است و مبدأ أبعد آن نیز تصور برهانی، یقینی و حقیقی است: تصور کمال، علم، عبادت، معرفت، محبت الهی. چنین فعلی زیربنای یقین و عرفان دارد و همانگونه که قرآن کریم درباره خود میفرماید:
كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ
کتابی است که آیاتش استوار و محکم گردیده، سپس از جانب حکیمی آگاه به تفصیل درآمده است (هود/۱).
۳. فعل عبث
وقتی مبدأ ذهنی فقط خیال باشد و قوه شوقیه و محرکه با آن متحد گردند، فعل عبث پدید میآید: «خانه داشته باشم، ماشین، سلامتی جسمی… ثم ماذا؟» هیچ غایت معنوی ندارد. خیال محض، شوق را همراه کرده و تن نیز سالم است، اما فرجامی جز پوچی نیست.
۴. فعل عادی
خیال با تکرار درهم میآمیزد و قوه شوقیه عملاً کنار میرود. غیبت مکرر، قضای دائمی نماز صبح، درس یک روز در میان؛ همه از این قماشند. ترک عادت، مرض میآورد، زیرا خیال مکرر به صورت عادت درآمده است.
۵. فعل ضروری (قصدی)
خیال با طبیعت و مزاج درهم تنیده است: تنفس، غذا خوردن، خواب، جماع. روایات تأکید دارند که اگر قوه خیال را از جماع بردارند، هیچ حیوانی (حتی حلال) آن را انجام نمیدهد، زیرا از شاقترین اعمال است. تنفس نیز همینگونه است؛ خیال است که انسان را به نفس کشیدن با لذت وامیدارد.
۶. فعل گزاف (لعب)
خیال هست، اما شوق نیست. بازی کودکان با خاک و آب در کوچه: راه آب میسازند، باغچه میکارند، نه برای سبزی، نه برای آب خانه؛ فقط «برای خود عمل». بزرگسالان نیز گاه به همین حالت بازمیگردند.
جمعبندی بخش
انسان تا قوای نفس خویش – عقل، شوق، محرکه، خیال، طبیعت، عادت – را نشناسد، نمیداند چرا اکثر اعمالش یا باطل میشود، یا عبث، یا عادی، یا صرفاً حیوانی و ضروری. تنها راه دستیابی به «فعل محکم» آن است که تصورات برهانی و یقینی گردد، شوق با عقل هماهنگ شود و حرکت تا آخر ادامه یابد.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!