متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش اول: هیچ فعل اختیاری بدون مبدأ و بدون غایت نیست
اصل بنیادین حکمت متعالیه و عرفان نظری این است که هیچ فعل اختیاری در عالم وجود ـ اعم از انسانی یا حیوانی ـ از مبدأ خالی نیست و به همان سان، هیچ فعلی از غایت تهی نمیماند. همچنان که فاعلیت بدون فاعل محال است، غایتمندی بدون غایت نیز قبیح و ممتنع است.
فاعلِ حقیقی همه افعال، ذات باریتعالی است، لیکن در سلسله طولی اسباب و مبادی، هر فعل انسانی از مبادی نزدیکتری نیز برخوردار است که همان مبادی نفسانی و قوای باطنی انساناند: عقل، خیال، وهم، شهوت، غضب، عادت، طبیعت و مزاج.
نتیجه بخش اول: هر فعل اختیاری، بالضروره دارای مبدأ نفسانی و غایت متناسب با آن مبدأ است. انکار غایت برای یک فعل، در حقیقت انکار غایت عقلانی و ابدی است، نه نفی مطلق غایت.
بخش دوم: تقسیم مبادی ذهنی افعال و غایات متناسب با آنها
۱. اگر مبدأ ذهنی فعل صرفاً خیال محض باشد → آن فعل «لعب» نامیده میشود.
۲. اگر خیال با قوه محرکه و شوقیه متحد گردد → آن را «لهو» میگویند.
۳. اگر خیال با عادت و تکرار همراه شود → فعل «عادی» است.
۴. اگر خیال با مزاج و طبیعت درآمیزد → فعل «ضروری» یا «قصد ضروری» خوانده میشود.
۵. اگر مبدأ ذهنی فعل، عقل و علم و فکر باشد → آن فعل «محکم» و «جدی» و «عقلانی» است.
بنابراین، وقتی میگوییم «لعب» غایت فکری ندارد، مراد این نیست که کلاً غایت ندارد؛ بلکه غایت خیالی دارد، غایت شوقانی دارد، غایت حیوانی دارد، اما از غایت عقلانی و ابدی منقطع است.
اصل کلیدی: هر قوهای به غایت مخصوص خود میرسد: عقل به کمال حقیقی و لذت ابدی، خیال و شوق و طبیعت به لذت حیوانی و ظنی و موهوم.
بخش سوم: مراتب لذت و تمایز لذت حقیقی از لذت ظنی
لذت حقیقی آن است که از آن «ابد» بیرون آید. آنچه از آن ابد برنخیزد، لذت حیوانی و ظنی است، هر چند برای قوه خیالیه بسیار عزیز و شیرین باشد.
اگر لذت حیوانی را به دست عقل بسپارید، چندان پذیرای آن نیست، همانگونه که لذت عقلانی را خیال چندان طلب نمیکند.
این دو آیه شریفه به هیچ وجه دلالت بر دیوانگی یا فقدان عقل کلی ندارد، بلکه مراد این است که مبادی افعال اکثر مردم، عقل نیست؛ غایتشان ابد نیست؛ کارهایشان به گرد ابد نمیچرخد.
تبیین حکمی: اگر اکثریت مردم عاقل به معنای متذکر ابد بودند، ارسال این همه پیامبر و اتمام حجتهای مکرر لازم نمیآمد.
بخش چهارم: تمثیل مشهور خیال نزدیکبین و عقل دوراندیش
شما به انسانی متوسط که با خیال محشور است، هر اندازه از حور و قصور و نعیم بهشتی بگویید، چون خیال همیشه نزدیکبین است و دوربین نیست، تأثیر چندانی نمیپذیرد. صدایی از این عالم برخیزد، فوراً رویش را برمیگرداند.
اما عاقل مؤمن هنگامی که در نماز ایستاده و میگوید:
اگر تیری از پایش بکشند، خبر ندارد؛ زیرا لذت عقلانی و اتصال به حق بر او حاکم است و بدن و درد برایش مغفولٌعَنْه شده است.
بخش پنجم: استشهاد به کلام شیخالرئیس ابنسینا
مرحوم حاجی برای استحکام کلام، عباراتی از شیخالرئیس میآورد که لذتها متعددند و لذت عقلانی، وصف و فوق همه آنهاست، اما انکار لذتهای دیگر ممکن نیست.
نتیجه نهایی کتاب:
فعل بیغایت نداریم؛ فعل «منقطع عن الغایة العقلیة والأبدیة» داریم.
اکثریت مردم در همین دستهاند، نه اینکه عقل کلی ندارند؛ بلکه غایت افعالشان ابد نیست و مبادی کارهایشان عقل متذکر کمال حقیقی نیست.
هر که با مبادی خویش محشور است و به غایت همان مبادی میرسد.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!