شرح منظومه 222

متن تحقیق





شرح منظومه حکمت سبز – غایت افعال و نفی اتفاق محض

برگرفته از درس‌گفتارهای شرح منظومه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش هفدهم: غایت افعال و نفی مطلق اتفاق (جلسه ۲۲۵ – خارج صفحه ۱۲۷ سطر ۸ به بعد)

پس از آن‌که در مباحث پیشین روشن گردید که مبادی افعال به حسب اختلاف و کثرت، غایات متعدد و متکثر را پدید می‌آورد و کبرای کلی «لا فعلَ إلّا و له غایةٌ ثابت شد و تأکید گردید که فعل بی‌غایت در حکم فعل بی‌فاعل و محال بالذات است، اکنون نوبت به طرح یکی از کهن‌ترین شبهات عرف عام و خاص می‌رسد: آیا در نظام هستی چیزی به نام «اتفاق»، «بخت»، «اقبال» یا «شانس» به معنای وقوع بی‌علت و بی‌غایت وجود دارد؟

چهار معنای ممکن از «اتفاق» در قاموس لسان بشر

کلمه «اتفاق» در همه زبان‌های بشری بر چهار معنا دلالت می‌کند که تنها یکی از آن‌ها باطل و خرافی است:

  1. ندرت و کمیابی وقوع
    مانند تولد حضرت آدم علیه‌السلام بدون پدر و مادر، یا تولد حضرت عیسی علیه‌السلام تنها از مادر بدون پدر. این وقایع نادرند، اما هرگز بی‌علت نیستند؛ فاعل، شرایط، معدّات و خصوصیات تامّه موجود است، لیکن نوع بشر معمولاً از این طریق به وجود نمی‌آید.
  2. عدم علم سابق ما به وقوع آن
    مانند مسافرت‌های روزمره که گاه با حوادث ناگوار همراه می‌شود. می‌گوییم «اتفاق افتاد»، در حالی که ندرت ندارد؛ ممکن است نود درصد وسایل نقلیه در شرایط خاص تصادف کنند، اما ما پیش از حرکت از وقوع آن علم نداشتیم. شکستن شیشه با افتادن بر زمین، چه ما ببینیم و چه در خواب باشیم، واقع می‌شود؛ علت شکستن، زمین‌خوردن است، نه دیدن یا ندیدن ما.
  3. غایت بالعرض بودن برای فاعل مختار
    کسی چاه می‌کند تا آب به دست آورد (غایت بالذات)، اما دیوار چاه فرو می‌ریزد و می‌میرد یا به گنج می‌رسد (غایت بالعرض). هر کس در این مکان، این زمان و با این خصوصیات چاه بزند، همین نتیجه حاصل می‌شود، اما قصد اصلی او آب بوده است.
  4. وقوع بی‌علت و بی‌غایت مطلق
    این همان معنای رابع و باطل است که عامه با تعابیر «شانس آوردم»، «بخت یار بود» یا «اقبالم خوب بود» به کار می‌برند، یعنی امری بدون فاعل، بدون مبدأ، بدون حکمت و بدون غایت تحقق یافته باشد.

فقط معنای چهارم باطل و خرافی است؛ زیرا همان‌گونه که فعل بی‌فاعل محال است، فعل بی‌غایت نیز محال است. هر دو به یک حقیقت بازمی‌گردند: وجود معلول بدون علت تامه، محال ذاتی است.

حکمت اسلامی و نفی اتفاق به معنای رابع

در حکمت اسلامی و الهی، «اتفاق» تنها به سه معنای نخست واقع می‌شود: ندرت، عدم علم ما، یا غایت بالعرض. اما «بخت»، «اقبال» و «شانس» به معنای بی‌علتی، هیچ پایه و اساسی ندارد و سخن خرافی و بی‌پایه است.

اگر کسی بگوید «شانسم گرفت»، یعنی نمی‌دانستم چنین شود؛ یا «اقبال با من همراه شد»، یعنی خود نیز توقع چنین نتیجه‌ای نداشتم؛ یعنی علم به آن را نداشتم، نه اینکه کار بدون علت و حکمت انجام شده باشد.

هر آنچه در نظام احسن واقع می‌شود، علت دارد. حداقل علتی که عالمان یقین دارند این است که: «أَزِمَّةُ الْأُمُورِ بِیَدِهِ وَالْكُلُّ مُتَّحِدَةٌ مِنْ مَدَدِهِ». هیچ امری بدون اذن، علم و اراده حق تعالی تحقق نمی‌پذیرد.

غایت شخصی و غایت نوعی – پاسخ به شبهه سقط جنین و موجودات ناقص‌الخلقه

ممکن است موجودی به غایت نوعی و مطلوبالغ نشود؛ مثلاً جنین سقط شود و به کمال انسانی نرسد. آیا این موجود باطل و بی‌غایت است؟

خیر. غایت دو قسم است:

  • إلیه الحرکة: نقطه‌ای که حرکت بدان ختم شد.
  • لأجله الحرکة: آن غایتی که به خاطر آن حرکت کردیم.

جنین سقط‌شده «لیه الحرکة» خود را داراست؛ یعنی تا همین‌جا حرکت کرده و غایتش همین‌جاست. هرچند «لأجله الحرکة» نوعی انسان را از دست داده، اما هرگز بی‌غایت نیست.

إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ
ما هر چیزی را به اندازه و با تقدیر آفریدیم (سوره قمر، آیه ۴۹)

نظام احسن و وصول همگانی به غایت

در صراط مستقیم ایده، هیچ‌کس گمراه نیست. هر چه پیش عارف آید، یکجا خیر اوست. در نظام احسن، همه موجودات بدون استثنا به غایت خود می‌رسند، اما غایت آن‌ها لزوماً غایتی نیست که ما برایشان تصور می‌کنیم.

تمثیل زیبا: کوری که وارد ساختمانی بزرگ و پرپله می‌شود، با سر به سقف می‌خورد و می‌گوید: «چرا این خانه ناصاف است؟» اگر چشم داشت، می‌فهمید که استقامت همین ساختمان در همین پله‌ها و ناهمواری‌هاست. یک ستون از این سو، دری از آن سو، پله‌ای از این طرف، آبی از آن طرف، آتشی از آن طرف؛ استقامت بنا به همین «اعوجاج» ظاهری است.

ما نیز در نظام خلقت همین‌گونه‌ایم. اگر چشم بصیرت باز کنیم، می‌بینیم هیچ موجودی «عرضی» نیست. همه به کمال خود رسیده‌اند.

«یقول الاتفاق جاهل السبب»
می‌گوید «اتفاق افتاد» کسی که جاهل به سبب است. اگر سبب را بداند، می‌بیند هیچ عرضی در کار نیست.

جمع‌بندی بخش

در نظام احسن خلقت:

  • هیچ موجودی عرضی و بی‌غایت نیست.
  • تفاوت در خلق الرحمن نیست: همه به حق می‌رسند، اما هر کس به هویت و کمال خویش.
  • لازم نیست همه مانند هم شوند؛ وحدت مخلوقات نیز مانند وحدت خالق، در کثرت است.
  • تقلید مذموم است زیرا هر کس باید «مثل خودش» شود، نه مثل دیگری.
  • رضوان الهی آنجا حاصل می‌شود که بنده «مثل خودش» شده باشد.
إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ
به‌راستی ما به سوی او بازمی‌گردیم (سوره بقره، بخشی از آیه ۱۵۶)

این «ما» شامل همه است؛ کافر و مؤمن، کامل و ناقص، رسیده و سقط‌شده؛ هر کس به خویشتن خویش بازمی‌گردد.
با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)