متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش شصت و دوم: دفاع عقلانی از قاعدهٔ «الواحد لا یصدر عنه إلا الواحد» و دفع شبهات مشهور
در ادامهٔ بحث علیت و معلولیت، اصل قاعده به دو صورت بیان شده است که هر دو لازم و ملزوم یکدیگرند:
| قاعدهٔ اول: الواحد لا یصدر عنه إلا الواحد | قاعدهٔ دوم (عکس قاعدهٔ اول): الواحد لا یصدر إلا عن الواحد |
| از علت واحدِ بسیط الحقیقه جز معلول واحد صادر نمیشود | معلول واحد جز از علت واحد صادر نمیگردد |
بیان دلیل قاعدهٔ اول
علتِ واحد وقتی وحدت حقیقی دارد، مناط علیتش نیز واحد است. چون میان علت و معلول سنخیت تام وجود دارد، معلول نیز باید واحد باشد؛ زیرا اگر معلول کثیر شود، یا سنخیت از بین میرود یا علت در مرتبهٔ علیتش کثرت خواهد داشت، و این با فرض وحدت حقیقی منافات دارد.
بیان دلیل قاعدهٔ دوم
چنانکه از آتش به حسب حرارتش جز حرارت صادر نمیشود و از آب به حسب برودتش جز برودت، هر چیزی نمیتواند علتِ چیز دیگر باشد مگر آنکه میان آن دو سنخیت برقرار باشد. این استدلال تماماً عقلی و فلسفی است، نه تجربی محض.
نکتهٔ کلیدی: هرگاه مشاهده کردید از یک علت، معلولهای متعدد صادر شد، یقین بدانید آن علت «بسیط حقیقی» نیست، بلکه یا مرکب است یا دارای حیثیات متعدد.
شبههٔ اول: انسان واحد است، اما معلولهای متعدد دارد (طبیب بودن، مریض بودن، معالجهٔ خود)
پاسخ: انسان بسیط حقیقی نیست، بلکه موجودی است مرکب از قوا و حیثیات گوناگون. از حیث «طبیب بودن» با «مریض بودن» متفاوت است. همهٔ این حیثیات تحت «منِ» او گردش میکنند، پس وحدت او وحدت شخصی یا عددی است، نه وحدت حقیقی و اطلاقی.
شبههٔ دوم: شبههٔ فخر رازی در انتزاع کثیر از واحد
فخر رازی میگوید: از یک کتاب میتوان حیثیات متعدد انتزاع کرد: کتاب است، نیمکیلو وزن دارد، مستطیل است، کاغذش سفید است، غیر جبر است، غیر شجر است و… پس چرا از خداوند واحد نتوان کثیر انتزاع کرد یا کثیر صادر نمود؟
جواب حاجی سبزواری:
همهٔ این انتزاعها از حیثیات مختلف است، نه از یک حیث واحد. اگر از یک حیث واحد دو چیز متباین انتزاع شود، آن شیء مرکب خواهد بود. بسیط حقیقی آن است که اصلاً حیثیتپذیر نباشد و از یک حیثش کثرت برنخیزد، حتی به نحو انتزاع.
شبههٔ سوم: شبههٔ تفویض و تعطیل قدرت الهی (مهمترین شبهه)
اگر «الواحد لا یصدر عنه إلا الواحد» درست باشد، خداوند که واحدِ بسیط الحقیقه است، فقط میتواند یک مخلوق بیافریند (عقل اول)، سپس بقیهٔ موجودات باید به واسطهٔ او خلق شوند؛ پس یا تفویض لازم میآید و دست خدا بسته میشود (ید الله مغلولة) یا قدرت او محدود میگردد.
﴿ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ ۖ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشَاءُ ﴾
ترجمه: گفتند خدا فرزندی برگزیده است؛ منزه است او، بلکه دو دست او گشاده است، هرگونه بخواهد انفاق میکند.
جواب قاطع حکما و ملاصدرا و حاجی سبزواری:
اشکال از آنجاست که «واحد» را اشتباه فهمیدهاید. واحد مورد نظر ما «واحد عددی» نیست که دوم و سوم داشته باشد. واحدِ حق تعالیٰ، واحد احدی و اطلاقی است، یعنی وجود محض، فیض محض، نور محض. از وجود جز وجود صادر نمیشود: «لا یصدر عن الوجود إلا الوجود». همهٔ موجودات مراتب تشکیکی همان وجود واحدند، نه کثرت عددی و عرضی.
﴿ وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ ﴾
ترجمه: و امر ما جز یک چیز نیست، همچون برق چشم.
یعنی خداوند جز اعطای وجود، کار دیگری ندارد. غیر از وجود، همه چیز عدم است. پس یک فیض واحدِ ساده، همهٔ کثرات عالم را به نحو اطلاقی و تشکیکی افاضه میکند؛ نه جبر در کار است، نه تفویض، نه محدودیت.
نتیجهٔ این دفاع
حکما و عرفا به قدرت خداوند بیش از متکلمین قائلاند؛ زیرا خداوند با یک ارادهٔ واحده و فیض ساده، همهٔ مراتب وجود را یکجا و بیواسطه میآفریند. «عقل اول» یا «نور اولی» که در روایات آمده، واحد عددی نیست، بلکه اشرف مخلوقات و نور مطلق است.
خلاصهٔ کلام: قاعدهٔ «الواحد» نه تنها قدرت الهی را محدود نمیکند، بلکه نهایت بسط ید و کمال قدرت و فیض را اثبات مینماید.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!