متن تحقیق
بطلان دور و تسلسل در سلسله علل و معلولها
بخش نخست: مراد نهایی از بحث بطلان دور و تسلسل در احکام کلی علیت
در میان احکام عام و ضروریه رابطه علّی و معلولی، یکی از مهمترین احکام آن است که این رابطه نه به دور میانجامد و نه به تسلسل. سخن نهایی استادان حکمت متعالیه در این مقام، اثبات بطلان قاطع دور و تسلسل است؛ بطلانی که از سنخ بداهت عقلی است، مشروط بر آنکه تصور صحیح موضوع و محمول بهدرستی حاصل شود.
ارتباط مستقیم بطلان دور و تسلسل با حقیقت علیت
دور عبارت است از اینکه شیء به نحوی، علت وجودی خود گردد، خواه بیواسطه و خواه با واسطه. این مستلزم تقدم شیء بر خودش است، و تقدم شیء بر ذات خود از محالات اولی عقلی است. تسلسل نیز عبارت است از فرض سلسلهای لا یتناهی از علل تامه که هیچیک واجب بالذات نباشد. بطلان هر دو، از احکام لازمه رابطه علّی و معلولی است، نه از احکام خارج از آن.
بخش دوم: اشتراک ادله بطلان تسلسل در علل با بطلان امتداد غیرمتناهی در اجسام
یکی از نکات دقیق و شگفتانگیز در تاریخ فلسفه اسلامی، اشتراک کامل ادله نفْی تسلسل در سلسله علل با ادله نفْی امتداد غیرمتناهی در اجسام است. این اشتراک از آن روست که هر دو سلسله (سلسله علل و سلسله ابعاد جسمانی) تحت ضابطه واحد تضایف، ترتب و امتداد قرار دارند.
از اینروست که شیخ الرئیس در شفا و اشارات، و صدر المتألهین در اسفار، و سبزواری در منظومه، و علامه طباطبایی و دیگران، در مقام اثبات تناهی ابعاد عالم، همان ادلهای را میآورند که در مقام نفْی تسلسل علل آوردهاند. این ادله در طول بیش از هزار سال، تکامل یافته، تنوع یافته و به بیش از شانزده دلیل رسیده است، لیکن همه آنها به دو یا سه اصل کلی بازمیگردند.
بخش سوم: مهمترین ادله بطلان تسلسل که در این مقام اشاره شده
دلیل نخست: دلیل تزاید و تناقص (قابلیت کم و زیاد شدن)
هر چیزی که قابلیت تزاید و تناقص داشته باشد، بالضروره متناهی است. سلسله علل را فرض میکنیم و از آن، بخشی که در دسترس ماست (مثلاً همین عالم موجود) را جدا میکنیم. پس سلسله کاسته شد. پس قابلیت تناقص دارد. پس متناهی است.
تمثیل معروف این دلیل: فرض کنید خطی لانهایه در پیش رو دارید. یک متر از آن را علامت میزنید و سپس آن یک متر را برمیدارید و دوباره دو سر را اندازه میگیرید. حتماً از یک طرف کم میآید. پس تناقص پذیرفت. پس متناهی است.
دلیل دوم: دلیل تضایف و تساوی اعداد علل و معلولها (اسد الأدلة)
این همان دلیل مشهور شیخ الرئیس در اشارات است که میفرماید: «الممکن له طرف في الوجود، و إلّا لزم معلول بلا علة». و نیز همان روشی است که حکما با آن واجب تعالی را اثبات میکنند: سلسله باید به علتی منتهی شود که صرف العلة باشد و داخل در تضایف نباشد.
تمثیل روشن: مانند سلسله فوق و تحت؛ اگر یک «تحت تنها» باشد، باید یک «فوق تنها» هم باشد، وگرنه تضایف مختل میشود. اما در سلسله علل، فوق تنها همان واجب تعالی است که خارج از سلسله و خارج از تضایف است.
دلیل سوم: دلیل حیثیات و حصر بین حاصرین
هر بخش محدودی از سلسله که از نقطهای تا نقطه دیگر دلخواه بگیریم، محصور بین دو حاصر است، پس محدود است. اگر حکم محدودیت از آحاد به کل سرایت کند، کل سلسله محدود خواهد بود.
مرحوم میرداماد این را برهان لمی قاطع میداند، اما صدر المتألهین میفرماید: این دلیل برای خود شخص یقینآور است، اما بر گردن مدعی تسلسل نمینشیند؛ زیرا او میتواند بگوید «هر کجا رفتی، باز هم ادامه دارد». با این حال، با توضیح حیثیت و بیش، این دلیل نیز استحکام مییابد.
جمعبندی نهایی
بطلان دور، بداهت محض است و نیازی به برهان ندارد. بطلان تسلسل، برهانی است و محکمترین برهان آن، دلیل تضایف و تساوی اعداد علل و معلولهاست که به «اسد الأدلة» مشهور است. سایر ادله یا به همین بازمیگردند یا ضعیفترند. این بحث، هم در کلیات علیت میآید، هم در اثبات واجب تعالی به روش سینوی، و هم در طبیعیات در مقام اثبات تناهی ابعاد عالم.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!