شرح منظومه 236

متن تحقیق





شرح منظومه حکمت سبزواری – غرر دهم از فریده هفتم مقصد اول


برگرفته از درس‌گفتارهای شرح منظومه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش اول: غرر دهم از فریده هفتم مقصد اول – در بیان احکام مشترک میان علّت و معلول

متن منظومه حکیم سبزواری

وَ مِنْ أَحْكَامِهَا اشْتِرَاطُ مَا
لِلْمَفْعُولِ يَتَقَدَّمُ التَّأْثِيرَا
بَلْ يَجْمَعُهُ فَإِذَا اجْتَمَعَا
فَالْعِلِّيَّةُ بِالْجَزْمِ تَتَبَيَّنَا
يَجِبُ مَعْلُولُهَا حَتْمًا فَلَا
يَجُوزُ تَخَلُّفُ الْمَعْلُولِ أَبَدَا

از جمله احکام مشترک میان علّت و معلول آن است که «ما»ی شرطی برای مفعول (یعنی تمام مقدمات و شروط وجود معلول) بر شروط تأثیر علّت مقدّم است، بلکه علّت تامّه همه آن‌ها را در خود جمع می‌کند. پس هرگاه آن شروط تماماً جمع شد، علّیّت بالجزم ثابت می‌شود و وجود معلول واجب می‌گردد، و هرگز جایز نیست که معلول از علّت تامّه تخلّف کند.

شرح و بسط دقیق غرّه

حکیم سبزواری در این غرّه، یکی از مهم‌ترین قواعد عقلی را بیان می‌کند که از لوازم ضروری رابطه علیّت است: امتناع تخلّف معلول از علّت تامّه. این قاعده از بدیهیات اوّلی عقل است و هیچ فیلسوفی در آن تردید نکرده است.

علّت بر دو قسم است:

  1. علّت تامّه: آن علّتی که همه شروط و مقدمات و عدم موانع در آن جمع باشد.
  2. علّت ناقصه یا علّت إعدادی: که یا فاقد برخی شروط است، یا مانعی موجود است.

در علّت تامّه، وجود معلول واجب بالذات و قطعی است؛ زیرا اگر معلول موجود نشود، معنایش آن است که یا در علّت نقصی بوده (که خلاف فرض است) یا رابطه علیّت باطل است (که محال است).

هرگاه تصور کنیم که علّت تامّه موجود است ولی معلول موجود نیست، لازمه‌اش یا تناقض در تصور است یا نقض بدیهی‌ترین حکم عقل یعنی قاعده علیّت. پس تخلّف معلول از علّت تامّه محال عقلی است.

تطبیق عمیق بر ذات احدیّت سبحانی

این قاعده هنگامی که بر ذات واجب الوجود تطبیق شود، نتایج عظیم و نورانی دارد. صفات فعلیّه خداوند – مانند قدرت، علم، اراده، رحمت، رزّاقیّت، خالقیّت – همگی بالفعل و ازلی و ابدی‌اند، نه بالقوّه و نه حادث.

اگر صفات فعلیّه خداوند بالفعل‌اند، پس خداوند از أزل «قادر بالفعل»، «عالم بالفعل»، «مرید بالفعل»، «خالق بالفعل»، «رازق بالفعل» بوده است. حال، اگر این صفات فعلیّه از أزل موجودند، آیا می‌توان گفت معلول آن‌ها (یعنی مخلوقات) از أزل موجود نبوده‌اند؟

هرگز! زیرا این با قاعده «امتناع تخلّف معلول از علّت تامّه» منافات دارد.

اگر خداوند از أزل «خالق بالفعل» است و خالقیّت او تامّه و کامل است، پس مخلوق نیز باید از أزل موجود باشد، وگرنه یا خالقیّت خداوند ناقص بوده (محال) یا رابطه علیّت باطل است (محال‌تر).

دفع شبهه مشهور: «کانَ اللّٰهُ وَ لَمْ یَکُنْ مَعَهُ شَیْءٌ»

روایت معروفی است که: «کانَ اللّٰهُ وَ لَمْ یَکُنْ مَعَهُ شَیْءٌ» (خدا بود و چیزی با او نبود). آیا این روایت با قاعده فوق تعارض ندارد؟

جواب دقیق و لطیف:

  • این «مع» به معنای معیّت زمانی یا مکانی نیست، بلکه به معنای معیّت رتبی و وجودی است.
  • یعنی هیچ موجود مستقل و قائم‌بالذات با خداوند نبوده و نیست، بلکه همه موجودات قائم به او و فیض او هستند.
  • معیّت مخلوق با خالق، معیّت ذاتی است، نه زمانی؛ یعنی وجود مخلوق در ذات خود متأخّر از خداوند نیست، بلکه وجودش عین ربط و تعلّق و فیض است.
فیض خداوند متأخّر زمانی از ذات او نیست؛ متفيّض و متفیض در أزل متحدند. خداوند دائم الفيض علی البریّة است؛ فیض او قدیم و أزلی است، نه حادث و زمانی.

نتیجه‌گیری بخش

قاعده «لا یجوز تخلّف المعلول عن العلّة التامّة» از ارکان حکمت متعالیه است و هنگامی که بر ذات واجب الوجود تطبیق شود، اثبات می‌کند که:

  • صفات فعلیّه خداوند ازلی و ابدی‌اند.
  • فیض مقدس الهی أزلی است.
  • مخلوقات از حیث وجود أزلی‌اند، هرچند از حیث ماهیت و تشخّص حادث‌اند.
  • معیّت خالق و مخلوق معیّت ذاتی و وجودی است، نه زمانی و مکانی.

و این است معنای دقیق «دائم الفيض علی البریّة» و «اللّٰهُ خالقُ کلِّ شَیْءٍ» از أزل تا أبد.

﴿اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ﴾ (الزمر: ٦٢)

خداوند آفریننده هر چیزی است و او بر هر چیزی نگهبان و کارساز است.
با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)