متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش بیست و چهارم: تطبیق قاعده الواحد و بطلان تسلسل در سلسله علل و معلولها
در ادامهٔ بحث وحدت علت تامه و لوازم حتمی آن، اکنون به تطبیق دقیق قاعدهٔ «الواحد لا یصدر عنه إلا الواحد» و استدلال بر بطلان تسلسل در علیت و معلولیت میپردازیم. این مبحث از صفحهٔ ۱۳۳ اسفار الاربعه (سطر دوم از آخر به بعد) آغاز شده و از مهمترین ارکان برهان وجوب واجبالوجود در حکمت متعالیه است.
۱. مطابقت وحدت و کثرت در علت و معلول
چون شأن حضرت حق تعالی وجود محض است و هر چه افاضه میفرماید وجود است و وجود در ذات خود واحد است، پس وقتی علت تامه واحد باشد، معلول تامه نیز لزوماً واحد خواهد بود. این همان معنای قاعدهٔ «الواحد لا یصدر عنه إلا الواحد» است که در اینجا به نحو اطلاقی و وجودی تبیین میگردد.
برعکس همین قاعده نیز صادق است: وحدت معلول، وحدت علت را اقتضا میکند. یعنی هرگاه معلول واحد باشد، علت تامهٔ آن نیز باید واحد باشد. و هنگامی که کثرت معلولها را مشاهده کردیم، کشف میکنیم که علت به یک نحو کثیر است؛ یا به کثرت عددی علل، یا به کثرت اعتباری شؤون یک علت واحد.
|
نکتهٔ کلیدی: فکانت علة واحدة بالتوارد علیتی متکثرین معلول واحد مشخصی واحد کلی کثیر است، پس جایز نیست که دو علت تامهٔ مستقل به نحو اجتماع بر یک معلول واحد شخصی توارد کنند. |
۲. امتناع توارد دو علت تامهٔ مستقل بر یک معلول واحد
دو علت تامهٔ مستقل نمیتوانند با هم (اجتماعاً) علت یک معلول واحد شخصی باشند، و این به سه صورت ممکن است بررسی شود:
- توارد اجتماعاً: اگر هر دو علت به خصوصیت واحدی نیاز داشته باشند که در دیگری نیز موجود است، آنگاه قدر مشترک میان آن دو، علت واحد خواهد بود. مثال معروف: چند نفر که با همکاری یکدیگر ماشین سنگین را حرکت میدهند؛ همه با هم یک علت تامه به حساب میآیند، نه دو علت مستقل.
- اگر یکی به تنهایی کفایت کند، ورود دومی زائد و غیرعلة خواهد بود.
- توارد تبادلاً: یکی بیاید و دیگری برود؛ در این صورت هر بار که علت دوم بازگردد، معلول جدیدی پدید خواهد آمد و تحصیل حاصل لازم میآید.
- توارد تعاقباً: یکی پس از دیگری؛ این نیز به دلیل اشتراط خصوصیت خاص و مسانخت در علیت ممکن نیست، زیرا هر علتی تناسب خاص خود را با معلول خویش دارد.
۳. تضایف میان علت تامه و معلول تامه
میان علت تامه و معلول تامه رابطهٔ تضایف برقرار است، مانند رابطهٔ فوق و تحت، یا پدر و پسر. بنابراین:
- علت تامه بدون معلول ممکن نیست.
- معلول تامه بدون علت ممکن نیست.
- یک شیء نمیتواند علت تامهٔ خودش باشد، چه به یک حیثیت (دور باطل) و چه به حیثیات مختلف (اجتماع پدر و پسری در یک شخص در یک زمان، محال عقلی).
|
نتیجهٔ حتمی: لا یتناهی فی العلیة والمعلولیة باطل، چه به صورت دور و چه به صورت سلسلهٔ طولی لا یتناهی. |
۴. برهان تطبیق وحشیات بر بطلان تسلسل طولی
این برهان، مشهورترین دلیل عقلی بر بطلان تسلسل در کتب مطولات عقلی (شرح تجرید، اسفار، شرح اشارات و تنبیهات و غیرها) است و ملاصدرا و شارحان او آن را به صورت زیر آوردهاند:
فرض کنید سلسلهٔ علل غیرمتناهی باشد (طناب یا زنجیری که سر و ته ندارد). دو نفر از دو طرف آن را میگیرند. از یکی از دو طرفِ در دسترس، یک متر میبُریم. اکنون یک طرف طناب متناهی شده است. سپس سرِ بریدهشده را با سرِ طرف دیگر (که هنوز غیرمتناهی فرض میشود) جفت و تطبیق میکنیم:
حالت دوم: تطبیق کامل صورت نگیرد → طناب ناقصه زودتر تمام میشود و طناب تامه هنوز باقی است → تفاوت دقیقاً همان یک متر است → پس طنابی که یک متر بیشتر دارد، متناهی است → پس طناب اصلی نیز که فقط یک متر از آن کم شده، متناهی است → تناقض با فرض اولیهٔ غیرمتناهی بودن.
نتیجهٔ قهری: فرض تسلسل لا یتناهی به تناهی میانجامد → پس سلسلهٔ علل و معلولها حتماً متناهی است → باید به علت تامهٔ غیرمسبوق به علت (واجبالوجود بالذات) ختم شود.
جمعبندی بخش
قاعدهٔ الواحد، تضایف علت و معلول، و برهان تطبیق وحشیات، سه رکن استوار برهان وجوب واجبالوجود را تشکیل میدهند. وحدت و کثرت در علت و معلول کاملاً منطبق است، توارد علل متعدد مستقل بر یک معلول ممتنع، و تسلسل در سلسلهٔ علیت و معلولیت به هر دو صورت دور و طول، باطل عقلی است. این استدلالها، همچون زنجیری استوار و نورانی، عقل را به سوی مبدأ واحد و واجبالوجود رهنمون میسازند.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!