متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومهٔ آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
(جلسهٔ ۲۴۴ ـ غیریت متناهی و آغاز بحث جوهر و عرض)
بخش اول: بررسی تامّ غیریت متناهی در فلسفه و کلام اسلامی
در تبیین مسئلهٔ غیریت متناهی، دلایل متعددی بهصورت مختصر در همینجا ذکر شده و برخی دیگر از ادله در بحث غیریت متناهی در طبیعیات خواهد آمد. همهٔ این ادله بهطور کلی نفی ترتّب و علیت مینماید؛ چه در سلسلهٔ علت و معلول و چه در امور ترتّبی مانند جسم غیرمتناهی. این ادله من حیث المجموع به این برمیگردد که معلول بدون علت محال است و علتی که خود معلول دیگری باشد، نمیتواند واجبالوجود باشد. از اینرو، ناگزیر باید به علتی برسیم که دیگر معلول نباشد.
بحث غیریت متناهی در کلام و فلسفه به چهار صورت متصوّر میشود:
| ردیف | صورت غیریت متناهی | قول متکلمان اشعری و ماتریدی | قول فلاسفه (حکمت متعالیه) | توضیح |
|---|---|---|---|---|
| ۱ | مترتّب بالفعل در وجود | محال | محال | تسلسل فعلی در علل و معلولها (متفقٌ علیه الامتناع) |
| ۲ | غیریت متناهی «لا یقفی» (بالقوه) | ممکن | ممکن | مانند اعداد طبیعی؛ هرگاه شمرده شود متناهی است، اما حدّ یقفی ندارد |
| ۳ | مترتّب ولی غیر بالفعل (تعاقبی) | محال | ممکن و دلیل بر امتناع ندارد | مانند حوادث زمانی که یکی پس از دیگری میآیند و سلسلهشان پایان ندارد، اما همه با هم بالفعل نیستند |
| ۴ | بالفعل موجود ولی غیر مترتّب | محال | ممکن و دلیل بر امتناع ندارد | مانند عوالم بینهایت که هیچیک علت یا معلول دیگری نیستند |
تمام ادلهٔ امتناع تسلسل تنها صورت اول را نفی میکند. دو صورت سوم و چهارم از شمول این ادله خارجند؛ بنابراین حکیم آن دو را ممکن میداند و حق نیز با حکیم است.
نتیجهٔ بخش اول
ادلّهٔ تسلسل تنها در جایی کارساز است که یا «ترتّب» باشد یا «بالفعل بودن»؛ پس اگر ترتّب را نفی کنیم و بالفعل بودن را حفظ نماییم، یا بالفعل بودن را نفی کنیم و ترتّب را بپذیریم، دیگر آن ادله جاری نمیشود. از اینرو تنها یک صورت غیریت متناهی متفقٌ علیه الامتناع است و سه صورت دیگر یا متفقٌ علیه الجوازند یا محل نزاع، و حق در نزاع با فلاسفه است.
بخش دوم: جایگاه جوهر و عرض در نظام منظومهٔ حکمی
مرحوم حکیم سبزواری در منظومه، نظام فلسفی خود را در هشت مقصد سامان داده است:
- امور عامه (زیربنای کل فلسفه)
- جوهر و عرض
- الهیات بالمعنی الاخص
- طبیعیات
- نبوت و امامت
- معاد
- اخلاق (مقصد آخر)
مقصد اول یعنی امور عامه، کبریات کلیه و زیرساخت کل نظام فلسفی است. هرگاه انسان قصد ورود به الهیات کند، شایسته است مباحث امور عامه را دوباره مطالعه یا تدریس نماید تا مطالب عمیقتر جا بیفتد.
خلاصهٔ آنچه تاکنون در امور عامه گذشت:
- حقیقتی در عالم هست به نام «وجود» که اصیل است و ماهیت تابع آن.
- این حقیقت وحدت دارد، فعلیت دارد، قدم دارد، مراتب دارد.
- مراتب ظهوری آن «حق» و مراتب مظهوری آن «عبد» است.
- حقیقت انسان نیز همین وجود است.
چرا جوهر و عرض در امور عامه قرار نگرفت؟
زیرا بحث جوهر و عرض، بحث «ما هوي» است نه بحث «أنی». یعنی بحث ماهوی است نه وجودی. هرچند از یک حیث میتوان آن را ذیل امور عامه آورد (چون همهٔ ممکنات یا جوهرند یا عرض)، اما به دقتاً جزء مباحث ماهیت است. از اینرو مرحوم حاجی تنها تعریف و تقسیم کلی جوهر و عرض را در این مقصد میآورد و تفصیل احکام جسم، ماده، صورت، ترکیب اتحادی یا انضمامی و … را به طبیعیات موکول میکند.
نتیجهٔ بخش دوم
امور عامه، پایهٔ کل بنای فلسفه است و جوهر و عرض اگرچه از یک منظر ادامهٔ همان مباحث وجودی است، اما به دلیل ماهوی بودن، در مقصد مستقل قرار میگیرد.
بخش سوم: تعریف و تقسیم جوهر و عرض
تعریف جوهر
جوهر جنس عالی است؛ یعنی مرکب نیست. چون مرکب بود دیگر جنس عالی نبود. پس جنس و فصل ندارد، پس تعریف حقیقی (به جنس و فصل) برنمیدارد؛ تنها «شرح الاسم» یا «رسم» دارد.
تعریف مشهور جوهر:
ماهيةٌ إذا وجدت في الخارج كانت لا في موضوعٍ
«ماهيتی است که هرگاه در خارج تحقق يابد، در موضوعی نباشد»؛ یعنی مستقل است و قائم به غیر نیست.
تعریف عرض
ماهيةٌ إذا وجدت في الخارج كانت في موضوعٍ
«ماهيتی است که هرگاه در خارج موجود شود، ناگزیر در موضوعی باشد»؛ یعنی قائم به غیر است.
تقسیم جوهر (پنجگانهٔ مشهور)
| تقسیم اصلی | اقسام | توضیح |
|---|---|---|
| جوهر مقارن ماده | ۱. هيولی (مادهٔ اولی) | جوهر بسيط، قبول صورت |
| ۲. صورة (صورت نوعی) | جوهر بسيط، فعليتبخش به ماده | |
| ۳. جسم طبیعی | مركب از ماده و صورت | |
| جوهر مفارق | ۴. نفس ناطقه | جوهر مجرد ذاتاً، ولي متعلق به بدن و مدبّرهٔ آن |
| ۵. عقل | جوهر مجرد تام، فارغ از هر تعلق به ماده |
نفس مراتب دارد: طبع، روح، قلب، سرّ، خفی، اخفی و عقل. عقل مرحلهٔ عالی نفس است. نفس به جهت ارادیاش محتاج دست و پا و ابزار مادی است، اما به جهت ارشادیاش (عقل) حتی با چشم بسته میبیند و با گوش کر میشنود.
نتیجهٔ بخش سوم
جوهر و عرض ده مقولهٔ اصلی عالم امکان را تشکیل میدهند. جوهر، موجود مستقل است و عرض، موجود قائم به غیر است. تقسیم پنجگانهٔ جوهر، تمام مراتب وجود مادی و مجرد را در بر میگیرد و پایهٔ بحثهای بعدی در طبیعیات و الهیات خواهد بود.
جمعبندی نهایی کتابچهٔ حاضر
غیریت متناهی تنها در یک صورت (ترتّب فعلی) ممتنع است و در سه صورت دیگر یا متفقٌ علیه الجواز است یا حق با فلاسفه در جواز آن است. پس از تثبیت مبانی امور عامه، وارد مقصد دوم یعنی جوهر و عرض شدیم که پایهٔ شناخت همهٔ موجودات ممکن است. جوهر، موجود مستقل و عرض، موجود قائم به غیر است و جوهر به پنج قسم هيولی، صورت، جسم، نفس و عقل تقسیم میشود. این تقسیم، نقشهٔ جامعی از مراتب وجود از پایینترین مرتبهٔ ماده تا بالاترین مرتبهٔ عقل فراهم میآورد.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!