شرح منظومه 242

متن تحقیق





شرح منظومهٔ حکمت سبزواری – المقصد الثاني: في الجوهر والعرض


برگرفته از درس‌گفتارهای شرح منظومه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش نخست: المقصد الثاني في الجوهر والعرض

الفريدة الأولى: في رسم الجوهر وذكر أقسامه

حكيم متأله سبزواري رحمه‌الله در آغاز اين مقصد مي‌فرمايد:

«في الجوهر والعرضِ مقصدٌ ثانٍ ♦ له فرائدُ فيهِ بيانٌ»

و نخستين فريدة اين مقصد را به رسم جوهر و بيان اقسام پنجگانهٔ آن اختصاص داده است.

پرسش نخست آن است كه چرا سخن از «رسم جوهر» است نه «حدّ جوهر»؟ پاسخ آن است كه جوهر فاقد جنس و فصل است؛ از اين‌رو حدّ تامّام و تركيبي ندارد و تنها به رسم توصيف مي‌شود.

رسم جوهر در كلام حكيمان

الجوهر هو الماهية المحصَّلة التي إذا وُجدت في الأعيان كانت لا في موضوع

توضيح اين رسم بدين قرار است:

  • «الماهية المحصَّلة» يعني ماهيتي كه در خارج مابه‌الإزاء دارد، برخلاف ماهيات اعتباريه كه تنها منشأ انتزاع‌اند، مانند «الإمكان»، «الوجوب»، «الملكية» و «السببية».
  • «إذا وُجدت في الأعيان» يعني هنگامي كه اين ماهيت در خارج تحقق يافت.
  • «كانت لا في موضوع» يعني قائم به ذات خود است، نه قائم به غير و نه محتاج به موضوعي كه در آن حلول كند.

بنابراين، جوهر موجودي است كه در تحقق خارجي خويش از موضوع بي‌نياز است؛ همچون ديوار كه به خودي خود قائم است، برخلاف بياض كه بدون موضوع نمي‌تواند بود.

تقسيم جوهر به پنج قسم

حكيمان جوهر را بر دو قسم كلي مقسم كرده‌اند: مقارن و مفارق. مقارن سه قسم و مفارق دو قسم است.

رديف نوع نام توضيح
١ مقارن هيولى (مادهٔ اولى) محل قبول صورت است؛ خود جوهر است و محل جوهر ديگر.
٢ صورت (جسميه و نوعيه) حال در هيولى است؛ شامل صورت جسم‌بودن و صورت نوع خاص.
٣ جسم مركب اتحادي از هيولى و صورت جسميه؛ قول مشهور مشائيان و متألهين.
٤ مفارق نفس ناطقه مجرد تام است لكن تعلق تدبيري به بدن دارد؛ پس از مفارقت بدن نيز باقي است.
٥ عقل مفارق هيچ‌گونه تعلقي به جسم و ماده ندارد؛ مجرد محض است.

بيت مشهور حكيم سبزواري در حفظ اين تقسيم

مرفوعٌ على القطع من النعتية
و دونه نفسٌ إذا تَعَلَّقْ جِسما
و إلّا فعقلُ المفارقِ

حاج ملاهادي سبزواري‌فرمايد: «المفارق» را مرفوع بخوانيد و از صفت بودنش قطع كنيد تا وزن شعر درست شود، مانند آيهٔ شريفه:

وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ ۝ الَّذِي جَمَعَ مَالًا وَعَدَّدَهُ

واي بر هر عيب‌جوي طعنه‌زن، آن كه مال بسيار گرد آورد و پيوسته شماره كرد.

چرا جوهر يك مقوله است ولي اعراض نُه مقوله‌اند؟

جوهر در خارج «خارج» يك ماهيت واحد است؛ هرچند در مراتب وجود به اقسام پنجگانه تقسيم مي‌شود، لذا يك مقوله است.
اما اعراض نه‌گانه (كم، كيف، وضع، أين، متى، جده، اضافه، فعل، انفعال) در خارج ماهيت واحدي ندارند؛ هر يك مفهوم متباين و جنس عالي جداگانه‌اي هستند؛ از اين‌رو هر يك مقوله‌اي مستقل به شمار مي‌آيند.

بنابراين مقولات عشر عبارتند از:

  • يك مقوله جوهر (با پنج قسم داخلي)
  • نه مقوله عرض (هر يك مستقل)

جمع‌بندي بخش نخست

جوهر موجودي است كه در تحقق خارجي خويش قائم به ذات است و نيازي به موضوع ندارد. اين موجود واحد در مراتب وجود به پنج قسم تقسيم مي‌شود: سه قسم مقارن با ماده (هيولى، صورت، جسم) و دو قسم مفارق (نفس و عقل). اين تقسيم، محور اصلي حكمت مشاء و متعاليه است و مبناي فهم بسياري از مسائل الهيات بالمعني الأخص و طبيعيات قرار مي‌گيرد.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)