متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش نخست: آغاز بحث مقوله عرض و اولویت مقوله کَمّ
پس از آنکه حکیم سبزواری در منظومه، تعریف جوهر و اقسام کلی آن را بیان داشت و جزئیات و خصوصیات پنجگانه جوهر را به علم طبیعیات ارجاع داد، اکنون نوبت به تبیین یکبهیک مقولات تسعه عرض میرسد: کم، کیف، فعل، انفعال، متى، أین، وضع، جده و اضافه.
مقام نخست، مقام تصور است؛ یعنی باید روشن شود که وقتی گفته میشود «کم» مراد چیست؟ اقسام کم کداماند؟ احکام و خصوصیات آن چیست؟ همین کار درباره کیف و بقیه مقولات انجام میگیرد. پس مباحث کنونی، مباحث تصوری فلسفیاند که موضوع را روشن میکنند: تعریف، تمایز، اقسام و احکام هر مقوله.
پس از مقام تصور، نوبت به مباحث تصدیقی فراوان میرسد: چگونگی وجود، عدم، حقیقت، اشکالات و پاسخها. اما اکنون تمرکز بر تصور صحیح است؛ بهویژه آنکه از میان مقولات عرض، کم و کیف از اهمیت بیشتری برخوردارند و بحث با کم آغاز میگردد.
نكتة كليدي: کمّ و کیف از آنرو دارای اهمیت مضاعفاند که سایر مقولات عرض بهنحوی به آنها بازمیگردند و بنیاد بسیاری از معارف عقلی بر همین دو مقوله استوار است.
بخش دوم: تعریف فلسفی کم و تبیین قیود آن
تعریف لغوی کم، «مقدار» است: «الکمّ هو المقدار». اما تعریف اصطلاحی حکما چنین است:
الکمُّ ما في ذاتِهِ يَقبَلُ القِسْمَةَ وَهْماً
کم آن ماهیتی است از سنخ عرض که بالذات و بهوهم، پذیرای قسمت است.
توضیح قید «بالذات»
پذیرش قسمت گاه بالذات است و گاه بالعرض. آنچه بالذات پذیرای قسمت است، کم است؛ و آنچه بالعرض پذیرای قسمت میشود، کم نیست. مثلاً دیواری به طول یک متر را دو نیم کنیم: مقدار دیوار (که کم است) به دو نیممتر تبدیل میشود؛ اما سفیدی دیوار (که کیف است) اگرچه بهتبع، دو سفیدی میشود، ولی هر سفیدی همچنان کامل و غیرمنقسم است. پس کیف بالذات پذیرای قسمت نیست، بلکه بالعرض است.
توضیح قید «وهماً»
قسمت دو گونه است: فکّی (واقعی و خارجی) و وهمی (تصوری). قسمت فکّی، قسمت ماده و هیولاست که با هر تقسیم، جزء معدومشدنی میشود و نهایتاً به عدم میرسد. اما قسمت وهمی، تقسیم در تصور است؛ کم را میتوان تا بینهایت در ذهن تقسیم کرد و هر جزء همچنان کم و متصل باقی میماند. این خصوصیت منحصر به کم است؛ نه هیولا چنین قابلیتی دارد و نه کیف.
نتیجه: کم آن ماهیت عرضی است که بالذات و وهماً (نه بالعرض و نه فکّاً) پذیرای قسمت میباشد.
بخش سوم: تقسیم کم به متصل و منفصل
کم جنس عالی است و فوق آن جنس دیگری نیست. تقسیم نخستین آن چنین است:
الکمّ على قسمَين: متَّصِلٌ و مُنفَصِلٌ
تعریف متصل و منفصل به حد مشترک
- کم متصل: آن است که دارای حد مشترک باشد؛ یعنی هر نقطهای از آن را برگزینیم، میتوان گفت هم جزء این طرف است و هم جزء آن طرف.
- کم منفصل: آن است که فاقد حد مشترک است؛ اجزایش از یکدیگر گسیختهاند و هیچ جزء وسطی نمیتواند همزمان جزء دو جزء دیگر باشد.
مثال متصل: خط، سطح، جسم تعلیمی، زمان.
مثال منفصل: عدد (یک، دو، سه، …).
بخش چهارم: اقسام کم منفصل و نتیجه معرفتشناختی آن
کم منفصل تنها یک قسم دارد: عدد. موضوع علم ریاضی همین کم منفصل است.
نكتة بسيار مهم: با کم منفصل و علوم ریاضی نمیتوان فوق مقولات (مانند اثبات وجود واجب تعالی) را اثبات کرد؛ زیرا موضوع ریاضیات در محدوده مقوله کم باقی میماند و از عالم مقولات فراتر نمیرود. دلایلی که از راه عدد و ریاضی به وجود خدا میرسند، در بهترین حالت «دلیل پیرزنی» است؛ برای عموم مردم مفید است تا راه را گم نکنند، اما برای حکیم و عارف کافی نیست.
بخش پنجم: اقسام کم متصل
کم متصل بر دو قسم کلی است:
- قارّ الذات (ثابت و پایدار): خط، سطح، جسم تعلیمی
- غیر قارّ الذات (بىقرار و متصرّم الذات): زمان
سپس کم متصل قارّ الذات خود به سه قسم میشود: خط، سطح، جسم تعلیمی.
جسم تعلیمی در برابر جسم طبیعی
جسم طبیعی همان جسم خارجی دارای ماده و صورت است که قابل تغییر شکل دلخواه نیست. اما جسم تعلیمی جسمی است که در اختیار عقل و تصور قرار میگیرد؛ میتوان آن را مثلث، مربع، کره یا هر شکل دلخواه کرد؛ مانند موم یا اشکال هندسی در ذهن و تخته. از اینرو در علوم ریاضی و هندسه با جسم تعلیمی کار میشود.
بخش ششم: عدم وقوع تضاد در کم
یکی از احکام مهم کم آن است که در آن تضاد واقع نمیشود. دلایل:
- کمها گاه عارض یکدیگر میشوند (خط عارض بر سطح است).
- گاه مقوّم یکدیگرند (چند «یک» سازنده عدد دو و سه و … است).
- ضدان هیچگاه مقوّم یا عارض یکدیگر نمیشوند.
- موضوع کمها متعدد است (خط ≠ سطح ≠ عدد)؛ حال آنکه تضاد نیازمند موضوع واحد است.
نتیجه: تضاد در کم محال است؛ چه به سبب تعدد موضوع و چه به سبب امکان عروض و تقویم میان کمها.
بخش هفتم: رابطه کم و جوهر – کم متکمِّم جوهر
جوهر آن است که بالذات پذیرای کمیت است. کم عرضی است که بر جوهر عارض میشود و آن را تکمیل میکند. از اینرو کم را «عرض متکمِّم» مینامند و جوهر را «متکمَّم».
جمعبندی نهایی بخش کم:
کم مقولهای است عرضی، دارای جنس عالی، قابل تقسیم به متصل و منفصل، پذیرای قسمت بالذات و وهماً، فاقد تضاد، و تکمیلکننده جوهر. شناخت دقیق آن، مقدمه فهم سایر مقولات و بسیاری از مسائل فلسفی است.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!