شرح منظومه 245

متن تحقیق





شرح منظومه حکیم حاجی سبزواری – بخش کَمّ


برگرفته از درس‌گفتارهای شرح منظومه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش نخست: آغاز بحث مقوله عرض و اولویت مقوله کَمّ

پس از آنکه حکیم سبزواری در منظومه، تعریف جوهر و اقسام کلی آن را بیان داشت و جزئیات و خصوصیات پنج‌گانه جوهر را به علم طبیعیات ارجاع داد، اکنون نوبت به تبیین یک‌به‌یک مقولات تسعه عرض می‌رسد: کم، کیف، فعل، انفعال، متى، أین، وضع، جده و اضافه.

مقام نخست، مقام تصور است؛ یعنی باید روشن شود که وقتی گفته می‌شود «کم» مراد چیست؟ اقسام کم کدام‌اند؟ احکام و خصوصیات آن چیست؟ همین کار درباره کیف و بقیه مقولات انجام می‌گیرد. پس مباحث کنونی، مباحث تصوری فلسفی‌اند که موضوع را روشن می‌کنند: تعریف، تمایز، اقسام و احکام هر مقوله.

پس از مقام تصور، نوبت به مباحث تصدیقی فراوان می‌رسد: چگونگی وجود، عدم، حقیقت، اشکالات و پاسخ‌ها. اما اکنون تمرکز بر تصور صحیح است؛ به‌ویژه آنکه از میان مقولات عرض، کم و کیف از اهمیت بیشتری برخوردارند و بحث با کم آغاز می‌گردد.

نكتة كليدي: کمّ و کیف از آن‌رو دارای اهمیت مضاعف‌اند که سایر مقولات عرض به‌نحوی به آن‌ها بازمی‌گردند و بنیاد بسیاری از معارف عقلی بر همین دو مقوله استوار است.

بخش دوم: تعریف فلسفی کم و تبیین قیود آن

تعریف لغوی کم، «مقدار» است: «الکمّ هو المقدار». اما تعریف اصطلاحی حکما چنین است:

الکمُّ ما في ذاتِهِ يَقبَلُ القِسْمَةَ وَهْماً
کم آن ماهیتی است از سنخ عرض که بالذات و به‌وهم، پذیرای قسمت است.

توضیح قید «بالذات»

پذیرش قسمت گاه بالذات است و گاه بالعرض. آنچه بالذات پذیرای قسمت است، کم است؛ و آنچه بالعرض پذیرای قسمت می‌شود، کم نیست. مثلاً دیواری به طول یک متر را دو نیم کنیم: مقدار دیوار (که کم است) به دو نیم‌متر تبدیل می‌شود؛ اما سفیدی دیوار (که کیف است) اگرچه به‌تبع، دو سفیدی می‌شود، ولی هر سفیدی همچنان کامل و غیرمنقسم است. پس کیف بالذات پذیرای قسمت نیست، بلکه بالعرض است.

توضیح قید «وهماً»

قسمت دو گونه است: فکّی (واقعی و خارجی) و وهمی (تصوری). قسمت فکّی، قسمت ماده و هیولاست که با هر تقسیم، جزء معدوم‌شدنی می‌شود و نهایتاً به عدم می‌رسد. اما قسمت وهمی، تقسیم در تصور است؛ کم را می‌توان تا بی‌نهایت در ذهن تقسیم کرد و هر جزء همچنان کم و متصل باقی می‌ماند. این خصوصیت منحصر به کم است؛ نه هیولا چنین قابلیتی دارد و نه کیف.

نتیجه: کم آن ماهیت عرضی است که بالذات و وهماً (نه بالعرض و نه فکّاً) پذیرای قسمت می‌باشد.

بخش سوم: تقسیم کم به متصل و منفصل

کم جنس عالی است و فوق آن جنس دیگری نیست. تقسیم نخستین آن چنین است:

الکمّ على قسمَين: متَّصِلٌ و مُنفَصِلٌ

تعریف متصل و منفصل به حد مشترک

  • کم متصل: آن است که دارای حد مشترک باشد؛ یعنی هر نقطه‌ای از آن را برگزینیم، می‌توان گفت هم جزء این طرف است و هم جزء آن طرف.
  • کم منفصل: آن است که فاقد حد مشترک است؛ اجزایش از یکدیگر گسیخته‌اند و هیچ جزء وسطی نمی‌تواند همزمان جزء دو جزء دیگر باشد.

مثال متصل: خط، سطح، جسم تعلیمی، زمان.
مثال منفصل: عدد (یک، دو، سه، …).

بخش چهارم: اقسام کم منفصل و نتیجه معرفت‌شناختی آن

کم منفصل تنها یک قسم دارد: عدد. موضوع علم ریاضی همین کم منفصل است.

نكتة بسيار مهم: با کم منفصل و علوم ریاضی نمی‌توان فوق مقولات (مانند اثبات وجود واجب تعالی) را اثبات کرد؛ زیرا موضوع ریاضیات در محدوده مقوله کم باقی می‌ماند و از عالم مقولات فراتر نمی‌رود. دلایلی که از راه عدد و ریاضی به وجود خدا می‌رسند، در بهترین حالت «دلیل پیرزنی» است؛ برای عموم مردم مفید است تا راه را گم نکنند، اما برای حکیم و عارف کافی نیست.

بخش پنجم: اقسام کم متصل

کم متصل بر دو قسم کلی است:

  1. قارّ الذات (ثابت و پایدار): خط، سطح، جسم تعلیمی
  2. غیر قارّ الذات (بى‌قرار و متصرّم الذات): زمان

سپس کم متصل قارّ الذات خود به سه قسم می‌شود: خط، سطح، جسم تعلیمی.

جسم تعلیمی در برابر جسم طبیعی

جسم طبیعی همان جسم خارجی دارای ماده و صورت است که قابل تغییر شکل دلخواه نیست. اما جسم تعلیمی جسمی است که در اختیار عقل و تصور قرار می‌گیرد؛ می‌توان آن را مثلث، مربع، کره یا هر شکل دلخواه کرد؛ مانند موم یا اشکال هندسی در ذهن و تخته. از این‌رو در علوم ریاضی و هندسه با جسم تعلیمی کار می‌شود.

بخش ششم: عدم وقوع تضاد در کم

یکی از احکام مهم کم آن است که در آن تضاد واقع نمی‌شود. دلایل:

  1. کم‌ها گاه عارض یکدیگر می‌شوند (خط عارض بر سطح است).
  2. گاه مقوّم یکدیگرند (چند «یک» سازنده عدد دو و سه و … است).
  3. ضدان هیچ‌گاه مقوّم یا عارض یکدیگر نمی‌شوند.
  4. موضوع کم‌ها متعدد است (خط ≠ سطح ≠ عدد)؛ حال آنکه تضاد نیازمند موضوع واحد است.

نتیجه: تضاد در کم محال است؛ چه به سبب تعدد موضوع و چه به سبب امکان عروض و تقویم میان کم‌ها.

بخش هفتم: رابطه کم و جوهر – کم متکمِّم جوهر

جوهر آن است که بالذات پذیرای کمیت است. کم عرضی است که بر جوهر عارض می‌شود و آن را تکمیل می‌کند. از این‌رو کم را «عرض متکمِّم» می‌نامند و جوهر را «متکمَّم».

جمع‌بندی نهایی بخش کم:
کم مقوله‌ای است عرضی، دارای جنس عالی، قابل تقسیم به متصل و منفصل، پذیرای قسمت بالذات و وهماً، فاقد تضاد، و تکمیل‌کننده جوهر. شناخت دقیق آن، مقدمه فهم سایر مقولات و بسیاری از مسائل فلسفی است.


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)