متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
معرفت کمّ
کاوشی در مقوله کمّیت در حکمت صدرایی
بخش نخست: حقیقت کمّ و تقسیمات آن
کمّ، آن مقولهای است که پس از جوهر، نخستین مقولهای است که در عالم خارج وجود مستقل دارد و سایر اعراض در آن حلول میکنند. کمّ ماهیتی است عرضی که بالذات قبول قسمت وهمی میپذیرد؛ یعنی ذهن میتواند آن را به اجزایی تقسیم کند که هر جزء، همجنس کل باشد، بدون آنکه ذات آن جزء از جنس دیگری گردد.
این مقوله به دو قسم عمده تقسیم میشود:
- کمّ منفصل: همان عدد است که اجزایش از یکدیگر جدا و مستقلاند.
- کمّ متصل: که خود بر دو قسم است:
- قارّ: خط، سطح و جسم تعلیمی (حجم)
- غیر قارّ: زمان، که مقدار حرکت است.
بخش دوم: چرا کمّ حدّ تام ندارد و تنها به رسم شناخته میشود؟
چون کمّ جنس اعلی است و فصلی قريب ندارد، تعریف آن به جنس و فصل ممکن نیست. از اینرو، تعریف کمّ تنها به صورت رسم (شرح الاسم) میسر است و هر یک از احکام ذاتی آن میتواند جزء رسم قرار گیرد.
بخش سوم: احکام و خواص پنجگانه کمّ که هر یک کافی برای شناسایی آن است
حکم اول: قبول قسمت بالذات (قسمت وهمی)
تنها کمّ است که بالذات قابل تقسیم است. سایر مقولات، اگر تقسیم شوند، به تبع کمّیت خود تقسیم میگردند؛ مثلاً سنگ را دو نیم نمیکنیم، بلکه مقدارش را دو نیم میکنیم و سنگ به تبع مقدار، دو تکه میشود.
این نخستین رسم معتبر برای کمّ است.
حکم دوم: عدم قبول تضاد و ضدیت
در کمّ، تضاد ممکن نیست؛ زیرا ضدین دو امر وجودیاند که غایت خلاف داشته باشند و بر موضوع واحد به یک حیثیت بار شوند، اما در کمّ چنین امکانی نیست؛ چرا که:
- مراتب کمّ یا عارض یکدیگرند (خط عارض سطح، سطح عارض جسم)
- یا مقوّم یکدیگرند (اعداد مقوّم عدد بزرگترند)
و چیزی که عارض یا مقوّم دیگری است، نمیتواند متضاد آن باشد.
این نیز رسم کاملی برای کمّ است.
حکم سوم: وجود عادّ مفنی از خود کمّ
هر کمی، عادّی از خود دارد که با رسیدن به آن، کمّ فانی میشود و به عدم میپیوندد:
- در عدد: ده منهای ده واحد → صفر
- در طول: یک متر منهای یک متر → صفر
این عادّ از خارج نمیآید، بلکه از درون خود کمّ است و واحد، مقسّم و معدّم آن است.
حکم چهارم: قبول تساوی و عدم تساوی (زیادت و نقصان)
کمّ بالذات قبول مساوات، زیادتی و نقصان میکند؛ چیزی که در جوهر و کیف بالذات ممکن نیست.
- این دو متر با آن دو متر مساوی است.
- این سه متر از آن دو متر بیشتر است.
مرحوم حاجی در اینجا نکته لطیفی دارد: «ضد تساوی» در اینجا به معنای ضد منطقی است نه ضد فلسفی. ضد منطقی اعم از ضد فلسفی و نقيض است و در منطق و اصول، غالباً مراد همین معناست.
(به اعتبار ضد منطقی)
حکم پنجم: قبول نهایة و لا نهایة
کمّ شأنیت پذیرش حد و نهایة یا بینهایت بودن را دارد، بر خلاف مجرّدات که سلب نهایة در آنها مطلق و بالذات است، نه به معنای ملکه عدمی.
یعنی شأنیت محدود شدن یا نامحدود بودن دارد.
جمعبندی نهایی کتاب
کمّ، آن مقوله عرضی است که بالذات قابل تقسیم وهمی است، فاقد ضدیت، دارای عادّ مفنی از خود، قابل تساوی و عدم تساوی، و شأنیت پذیرش نهایة و لا نهایة دارد. این پنج خصلت، هر یک به تنهایی برای شناسایی حقیقت کمّ کافی است و همگی از احکام ذاتی و لاینفک این مقولهاند.
اگر چیزی غیر از کمّ این احکام را پذیرفت، تنها به تبع کمّیت خود پذیرفته است، نه بالذات. از اینرو، هر یک از این پنج رسم، تعریف کاملی برای کمّ به شمار میرود و تصور کمّ بدون یکی از این خواص، ناقص خواهد بود.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!