متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش بیست و پنجم: تتمه احکام مقوله کمّ و خاتمه آن
١. چرا کمّ قابل قبول ضدّیت نیست؟ بررسی دو علت اساسی
مقوله کمّ از آن جهت که یا به صورت «عروض» در کمّ متصل تحقق مییابد و یا به صورت «تقویم» در کمّ منفصل، هرگز نمیتواند محل حلول دو ضد باشد؛ زیرا عروض و تقویم هر دو با طبیعت ضدّیت منافات ذاتی دارند. خط بر سطح عارض میشود، سطح بر جسم عارض میگردد، و در کمّ منفصل نیز یک واحد بر واحد دیگر عارض میشود تا «دو» پدید آید؛ این نحوه وجود، نفى یکی به وسیله دیگری نیست، بلکه افزوده شدن و تکمیل شدن است.
علت دوم، فقدان اتحاد موضوع است. شرط اساسی ضدّیت آن است که دو امر متضاد در یک موضوع واحد و از یک حیثیت جمع شوند تا یکی دیگری را دفع کند؛ مانند سیاهی و سپیدی در یک سطح. اما موضوع کمّها همواره متعدد است: دو فرش، دو خانه، دو درخت. هر یک از این کمّیات موضوعی مستقل دارد و هر عرض کمّی موضوعی خاص خود را میطلبد؛ از اینرو، امکان ضدّیت میان دو کمّ در یک موضوع واحد منتفی است.
نتیجه کلیدی: کمّ به دو جهت از ضدّیت مبرّاست: نخست به سبب عروض یا تقویم که با نفى و دفع سازگار نیست؛ دوم به سبب تعدد موضوع که شرط اتحاد موضوع را نفی میکند.
٢. مرجع ضمیر «أنواعه» در «أنواع الكم الجنسي تؤخذ تعليميّة»
ضمیر «أنواعه» به کمّ متصل بازمیگردد، نه به کمّ مطلق. در علوم تعلیمی (هندسه و حساب) تنها با کمّ متصل سروکار داریم: جسم تعلیمی، سطح تعلیمی، خط تعلیمی. زمان و عدد در این علوم داخل نمیشوند. بنابراین، انواع جنسی کمّ که در این علوم تعلیمی اخذ میشود، منحصر در اقسام کمّ متصل است.
این اقسام «لا بشرط» اخذ میشوند؛ یعنی جسم را نه به اعتبار ماده خاص (چوب، سنگ، آب) و نه به اعتبار احوال (سردی، گرمی، خشکی) در نظر نمیگیریم، بلکه صرف مقدار مجرد و لا بشرط را موضوع بحث قرار میدهیم. از اینرو، خط تعلیمی، سطح تعلیمی و جسم تعلیمی پدید میآیند.
٣. سبب تسمیه علوم هندسه و حساب به «تعلیمیه»
این علوم را تعلیمی نامیدند زیرا نخستین درسهایی بودند که در نظام آموزشی قدیم به کودکان آموخته میشد: یک، دو، سه… خط، مربع، مثلث… در عالم خارج، «مثلث مطلق» یا «دو مطلق» به صورت مستقل وجود ندارد؛ این مفاهیم صرفاً برای تعلیم و تربیت ذهن اختراع شدهاند؛ از اینرو، علوم مبتنی بر آنها را «علوم تعلیمیه» نامیدند.
٤. خواص پنجگانه اختصاصی مقوله کمّ
- قبول قسمت: هم کمّ متصل و هم کمّ منفصل قابل تجزیه و تقسیماند.
- عدم قبول ضدّیت: به علل پیشگفته.
- وجود شىءٍ يُفنيه و يُعدّه (شىء فانىکننده):
- در کمّ منفصل → واحد است؛ اگر یک سیب از ده سیب بردارید، کل مجموعه فانی میشود.
- در کمّ متصل → نیز واحد است؛ هر بار یک سانتیمتر از یک متر کم کنید، سرانجام به نقطهای میرسید که دیگر قابل تقسیم خارجی نیست و کل مقدار فانی میگردد.
- تساوى و عدم تساوى: خاصه کمّ است. میگوییم این مقدار مساوی آن است یا بیشتر یا کمتر. حتی عدم تساوى (که عدمى است) را منطقیین و اصولیین به عنوان «ضد» به کار میبرند، چنانکه شیخ الرئیس سالبه کلیه را ضد موجبه کلیه نامید.
- نهایة و لا نهایة: در جسم طبیعی موجود است. مراد از لا نهایة، عدم ملکه قبول نهایة است، نه سلب مطلق (وگرنه مجردات نیز لانهایةاند و خاصه کمّ نیست).
تذکر مهم: عدم قبول ضدّیت را در خواص اختصاصی کمّ ذکر نکردند، زیرا جوهر نیز ضد قبول نمیکند (جوهر به سبب عدم موضوع، و کمّ به سبب تعدد موضوع). پس اگر بخواهیم خاصه مطلقه باشد، باید گفت: جوهر به عدم موضوع، و کمّ به تعدد موضوع، از ضدّیت مبرّا هستند.
٥. عروض این خواص بر غیر اقسام کمّ بالتوسّط
این پنج خاصیت بالذات برای اقسام کمّ (متصل و منفصل) است، اما بالعرض و بالتوسّط بر سایر مقولات نیز عارض میشود. مثلاً میگوییم «دو دیوار»، «دو لیوان آب»، «دو درخت». عدد بالذات برای کمّ منفصل است، اما به جوهر (دیوار) و کیف (آب بودن) به واسطه کمّ عارض میگردد.
اگر کمّ نباشد، یک قطره آب و یک دریا از حیث «آب بودن» یکسانند؛ کم و زیاد شدن از عوارض کمّ است. هر جا سخن از کثرت و قلّت و تساوی و تفاضل میرود، به اعتبار کمّ است، وگرنه ذات جوهر و کیف از این حیث متساویاند.
خاتمه مقوله کمّ: فَأَدْرِكُوا يَا أُولِي الدِّرَايَةِ
ای صاحبان بصیرت و اندیشه ژرف! این نکات دقیق را به جان دریابید و در ژرفای وجودتان جای دهید.
با این بیان، بحث مقوله کمّ به پایان رسید و از جلسه آینده، إن شاء الله تعالی، وارد مقوله «أین» (مکان) خواهیم شد.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!