متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
کتاب الكیف (جلسه ۲۵۲)
بخش اوّل: جایگاه کیفیّت در اعراض عامّه ماهویّه و علّت رسمى بودن تعریف آن
پس از بیان تعریف و اقسام «کم» ـ که از مهمترین اعراض ماهوی به شمار میرود ـ نوبت به دومین عرض عامّ ماهوی، یعنی «کیف» میرسد. ترتیب بحث در منظومه حکیم سبزواری نیز همین است: نخست تعریف میکند، سپس تقسیم مینماید و برای هر قسم، مثالهای خاصّ خود را ذکر میکند.
تعریف «کیف» همچون تعریف «کم» و «جوهر» تعریف حدّی نیست؛ زیرا کیف نیز مانند آن دو، جنس اعلی است. جنس اعلی فاقد جنس و فصل است و چون فاقد جنس و فصل باشد، قهراً تعریف حدّی نخواهد داشت. از اینرو، تعریف آن رسمى است؛ یعنی به جای جنس و فصل، به احکام و خواصّ آن تمسّک میجوییم و با بیان آثار و لوازمش، ماهیت آن را معرفی میکنیم.
|
نکته ممتاز: |
بخش دوم: تعریف رسمى تامّام کیف و تبیین اجزاء آن
برای آنکه تعریف کیف، دیگر مقولات نهگانه را شامل نشود و اختصاص کامل پیدا کند، حکما گفتهاند:
الكَيْفُ هَيْئَةٌ قَارَّةٌ لَا تَقْبَلُ النِّسْبَةَ وَلَا الْقِسْمَةَ
اکنون اجزاء این تعریف را به تفکیک بررسی میکنیم:
- هَيْئَةٌ: با این جزء، جوهر خارج میشود؛ زیرا جوهر هیئت و حالتِ عارض بر چیزی نیست، بلکه قائم به ذات خویش است.
- قَارَّةٌ: با این قید، هر آنچه بیقرار است خارج میگردد؛ یعنی حرکت، فعل، انفعال، تأثیر و تأثّر؛ زیرا هیچیک از اینها قرار و ثبات ندارند.
- لَا تَقْبَلُ النِّسْبَةَ: با این عبارت، هفت قسم از اعراض نسبی (اضافه، أین، وضع، جدّه، متى، کون، ملک) خارج میشوند؛ زیرا همهی آنها بالذات یا بالعرض نسبیاند.
- لَا تَقْبَلُ الْقِسْمَةَ بِالذَّاتِ: با این قید، «کم» خارج میشود؛ زیرا کم بالذات قابل قسمت است (هم کمّ متّصل و هم کمّ منفصل).
پس هنگامی که میگوییم «بیاض» یا «علم» یک «هیئت قارّه است که نه نسبت میپذیرد و نه تقسیم»، تمام مقولات دیگر کنار میروند و تنها کیف باقی میماند.
|
تعریف تامّ رسمى کیف: |
بخش سوم: تقسیم کیف به چهار قسم کلّی
کیف یک نوع نیست، بلکه چهار نوع کلی دارد. این تقسیم، سلاست و طبیعیّت بیشتری دارد (هرچند مرحوم حاجی تقسیم دیگری دارد، اما محتوا یکی است):
- کیفیّات نفسانیّه
- کیفیّات استعدادیّه (مختصّه بالکمیّات)
- کیفیّات محسوسه
- کیفیّات استعدادیّه
۱. کیفیّات نفسانیّه
کیفهایی که مختصّ نفساند و در مادّهی صرف و جماد و نبات به تنها یافت نمیشوند. مثال: علم، اراده، شجاعت، خوف، حیاء، ایثار، فهم، شعور، محبّت، غضب، رضا.
این کیفیّات حتّی در مجرّدات تامّ (ملائکه و عقول) نیز موجودند؛ لذا وقتی میگوییم «نفسانی»، مقصود «مخصوص نفس ناطقه انسانی» نیست، بلکه «کیفی که در مادّهی محض پدید نمیآید» است.
۲. کیفیّات محسوسه
کیفهایی که به وسیلهی یکی از حواسّ خمسه درک میشوند: رنگ، صوت، بو، مزه، حرارت، برودت، رطوبت، یبوست، نرمی، زبری، صلابت و … . اینها گاه بسيطاند و گاه مرکّب.
۳. کیفیّات استعدادیّه (قابلیّه)
این کیفیّات در همهی موجودات مادی (جماد، نبات، حیوان، انسان) یافت میشوند. مثال: سفتی و نرمی، خشکی و تری، صلابت و رخو بودن، سلامت و مرضپذیری.
این قسم خود به دو دسته تقسیم میشود:
- قوّه: استعداد شدید در حفظ و مقاومت (مانند سنگ سخت)
- لا قوّه: فقدان استعداد شدید در مقاومت، یعنی آسان منفعل شدن (مانند آب)
۴. کیفیّات مختصّه بالکمیّات
کیفهایی که بالذات کم نیستند، بلکه عارض کم میشوند:
- در کمّ منفصل (عدد): زوجیّت و فردیّت
- در کمّ متّصل: استقامت، انحنا، تسطیح، تدویر، تکعیب، تکوّر و …
مثال روشن: «خطّ مستقیم» دو چیز است: خود «خط» که کمّ متّصل است، و «استقامت» که کیف عارض بر آن کم است. اینجاست که عروض برخی ماهیّات بر یکدیگر آشکار میشود.
بخش چهارم: نتیجهگیری و جمعبندی
کیف، پس از کم، دومین عرض عامّ ماهوی است که به سبب مرتبت بالای مقولی، تعریف حدّی نمیپذیرد و تنها با رسم تام شناخته میشود. تعریف «هیئت قارّهای که نه نسبت میپذیرد و نه تقسیم» دقیقترین تعریفی است که تمام مقولات دیگر را خارج و خود را محفوظ میدارد.
تقسیم چهارگانهی کیف (نفسانی، محسوس، استعدادی، مختصّ به کم) طبیعیترین و روانترین تقسیم است که هر قسم با مثالهای روشن از یکدیگر ممتاز میگردند. این تقسیم نه تنها در منظومه سبزواری، بلکه در بیشتر متون حکمت متعالیه پذیرفته شده است.
شناخت دقیق این چهار قسم، کلید فهم بسیاری از مسائل فلسفی، کلامی و حتی عرفانی است؛ زیرا نفس انسانی مجموعهای است که هر چهار نوع کیف را به نحو اتمّ در خود جمع کرده است.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!