متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش هفتم: اقسام اربعهٔ کیفیات و تبیین دقیق کیفیات محسوسه و نفسانی
کیفیت از حیث کلی به چهار قسم اصلی منقسم میگردد که هر یک در مرتبهٔ وجودی و نحوهٔ ظهور خود، ویژگیهای خاص دارند:
- کیفیات مختص به کمیت (مانند استقامت خط، تقعر و تحدب سطح، انحنای دایره)
- کیفیات نفسانی (کمالاتی که در نفس انسانی عارض میشوند)
- کیفیات استعدادی (استعداد فعل یا انفعال در ماده)
- کیفیات محسوسه (آنچه به وسیلهٔ قوای ظاهره ادراک میگردد)
تفصیل کیفیات محسوسه
کیفیات محسوسه خود به دو قسم عمده تقسیم میشوند:
| قسم اول: انفعالی (غیرثابت و زودگذر) | قسم دوم: انفعالیات (ثابت و پایدار) |
|---|---|
|
رنگ پریدگی و زردی ناشی از بیماری یا ترس سرخی چهره از حیاء یا خشم این کیفیات با زوال علت فوراً زائل میشوند |
رنگ زرد ذاتی طلا سفیدی برف سیاهی زغال این رنگها با ذات جسم عجین بوده و ثبات دارند |
نکتهٔ کلیدی: هرچندگانگی الفاظ، دلیل چندگانگی معانی است. هرچند اصل معنا یکی است (ثبات یا عدم ثبات)، اما چون یک جا در جسم است و یک جا در نفس، برای جلوگیری از خلط، دو لفظ متفاوت وضع شده است: «انفعالی» و «انفعالیات».
تفصیل کیفیات نفسانی
کیفیات نفسانی نیز دقیقاً به همین دو قسم تقسیم میشوند، لیکن با عناوین آن متفاوت است:
| قسم اول: حال (غیرمستقر) | قسم دوم: ملکه (مستقر و ثابت) |
|---|---|
|
صداقت یا محبتی که گاه صادر میشود و گاه نه علمی که گاهی یاد انسان میآید و گاهی فراموش میکند هنوز در جان مستقر نشده و تازهوارد است |
عدالت یا صداقت یا علمی که برای انسان ملکه شده به آسانی و بدون تکلف از او صادر میگردد در نفس استقرار کامل یافته است |
نکتهٔ کلیدی:لفظ «ملکه» مخصوص نفس است و به جسم اطلاق نمیشود. بنابراین، حتی اگر صفتی در جسم ثابت باشد. همچنان که لفظ «حال» نیز مختص به نفس است. این تفکیک لفظی برای حفظ دقت مفهومی و جلوگیری از اشتباهی است که ممکن است میان صفات جسمانی و نفسانی رخ دهد.
تبیین اصل کثرت الألفاظ تدل علی کثرة المعانی
علت این همه تنوع لفظی، همان اصل مشهور «کثرت الألفاظ تدل علی کثرة المعانی» است. هرچند معنای اصلی یکی است (ثبات یا عدم ثبات)، اما چون محل ثبات متفاوت است (جسم یا نفس)، الفاظ متکثر شدهاند، همانگونه که در «إنسان» (با فتحه) و «أنسان» (به معنای نازکچشمی، با کسره) برای جلوگیری از خلط، اعراب متفاوت نهادهاند.
همچنین در کتب بلاغت، مانند مطوّل، آمده است که گاهی «قلّت الألفاظ تدل علی کثرة المعانی»؛ مانند واژهٔ «قرّشی» که هم به معنای شخص قریشی است، هم سفرجل، هم گلابی، هم حق همهٔ هستی. اما در اینجا مورد از نوع اول است: یک معنا در دو محل مختلف، پس دو لفظ متفاوت.
چرا در باب علم در اینجا بحث میشود؟
اگر بخواهیم تمام کیفیات را به نحو مستوفی بررسی کنیم، بحث بسیار گسترده و پیچیده خواهد شد، زیرا:
- برخی مسائل به فلسفه و الهیات بازمیگردد (آیا کمالات نفسانی کیفاند یا فوق کیف؟)
- برخی به اخلاق و عرفان مربوط است
- برخی در علوم طبیعی و طب بحث میشود
- برخی در معرفت نفس تجردی و روانشناسی فلسفی پیگیری میگردد
لذا در این مقام، صرفاً به عنوان «تصور کلی» این اقسام بسنده میکنیم، مگر در مورد علم، که چون از مهمترین ملكات و کیفیات نفسانی است و ارزش والایی دارد، قدرتی از آن بحث میشود.
نکتهٔ کلیدی و نهایی این بخش:
علم یک مقولهٔ واحد نیست. گاه کیف نفسانی است، گاه به حمل اولی جوهر نفسی میشود، گاه جوهر خارجی است، و گاه علم واجب تعالی است که فوق همهٔ مقولات و فوق وجود ممکنی است. اما در این مقام، صرفاً به اعتبار اینکه عارض بر نفس میشود و از کیفیات نفسانی به شمار میرود، از آن سخن میگوییم.
جمعبندی بخش
کیفیات محسوسه و نفسانی هر یک به دو قسم منقسم میشوند: ثابت و غیرثابت. در عالم جسم، ثابت را «انفعالیات» و غیرثابت را «انفعالی» مینامند؛ در عالم نفس، ثابت را «ملکه» و غیرثابت را «حال». این تفکیک لفظی، نه از باب تفنن، بلکه برای حفظ دقت مفهومی و جلوگیری از خلط میان مراتب وجودی صورت گرفته است. و از میان همهٔ این کیفیات، علم به سبب شرافت ذاتیاش، شایستهٔ آن است که در این مقام مورد تأمل ویژه قرار گیرد، هرچند مراتب علم از مفهوم مصدری تا وجوب محض گسترده است.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!