متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش سیام: تحقیق در جنس علم و ردّ اقوال سهگانه مشهوره
از جمله مباحث مهم در علم النفس و معرفتشناسی حکمت متعالیه، تحقیق در جنس علم است. در کتب منطق و فلسفه، از دیرباز سه قول مشهور در جنس علم طرح شده است:
| قول اول (مشهور حکمای مشّائی و بسیاری از متکلمین) | علم «کیفٌ نفسانی» است؛ یعنی صورتی که در نفس حاصل میشود. |
| قول دوم (فخر رازی و برخی اشاعره) | علم «اضافه محضه» است؛ یعنی نسبت میان مدرِک و مدرَک. |
| قول سوم (برخی متکلمین متأخر) | علم «انفعالٌ» در نفس است؛ یعنی نفس از شیء متأثر میشود. |
تحقیق: هر سه قول، هرچند حاوی بخشی از حقیقتاند، اما در بیان «ما بالذات» علم دچار خطا شدهاند؛ زیرا لوازم و عوارض علم را به جای ذات آن گرفتهاند.
تحقیق صدرایی در حقیقت علم حصولی
علم در مرتبه نفس ناطقه انسانی، علم حصولی است؛ یعنی حصول صورتی در نفس که مطابق با واقع خارجی است. این صورت، حقیقتی است حادث در ذات نفس؛ لذا نفس با حصول آن از نقص به کمال و از قوه به فعل میرسد.
این صورت را «مرسوم» گویند؛ زیرا در نفس «رسم» شده و نقش بسته است. پس:
- معلوم بالذات = همان مرسوم (وجودش برای مدرِک است).
- معلوم بالعرض = شیء خارجی (زیدِ موجود در عالم عین که در چنگ ما نیست).
بنابراین علم ما مستقیماً به «زیدِ مرسوم در نفس» تعلق میگیرد، نه به زید خارجی. زید خارجی تنها به واسطه مطابقت، معلوم بالعرض میشود.
تمثیل مشهور حاجی سبزواری:
مانند آن است که از کسی پرسند «مطر چیست؟» گوید: «مطر همان جریانی است که در میزاب میبینیم!» در حالی که جریان در میزاب عارض و لازمه مطر است، نه ذات آن. همینگونه، اضافه به معلوم خارجی و انفعال نفس، لوازم علماند، نه خود علم.
نتیجه بخش اول
علم حصولی در حقیقت، «کیف نفسانی» است؛ یعنی صورتی مرتسمه در نفس که نفس به واسطه آن دانا میشود. اضافه به معلوم خارجی و انفعال نفس، دو عارض از عوارض این صورتاند. پس گفتنِ «علم اضافه است» یا «علم انفعال است» مغالطهای است از باب خلط ما بالعرض با ما بالذات.
بخش سیویکم: تقسیم علم به حضوری و حصولی و تحقیق در گستره علم حضوری
علم بر دو قسم است:
- علم حضوری: معلوم بالذات در نزد عالم حاضر است و نیازی به صورت حاصله نیست.
- علم حصولی: معلوم غایب است و به واسطه صورتی که در نفس مرتسم میشود شناخته میگردد.
اختلاف بزرگ مشّائیان و متألهین
| مشّائیان | علم حضوری منحصر است به علم شیء به ذات خودش. علم خداوند به ممکنات و علم نفس به معلولات خود، حصولی است. |
| متألهین (صدرالمتألهین و پیروان) | علم حضوری اعم است؛ شامل علم علت به معلول خویش نیز میشود؛ چه در حق تعالی و چه در انسان. دلیل: صور خیالیه در نفس ما نیز حضوری است؛ من زید خیالی را حضوراً میبینم، نه به وسیله صورت دیگر. |
نتیجه تحقیق:
علم حضوری منحصر به علم به ذات نیست؛ بلکه هرگاه معلوم در مرتبه وجودی پایینتر، بالذات در نزد عالم حاضر باشد، علم حضوری است. بنابراین علم علت به معلول، علم نفس به صور خیالیه، و علم خداوند به تمامی ممکنات، حضوری است.
جمعبندی نهایی کتاب تا این مقطع
علم در مرتبه نفس انسانی دو چهره دارد: چهره حصولی (به اکثر اشیاء خارجی) و چهره حضوری (به ذات خود، به حالات خود، به صور خیالیه و به برخی معلولات نزدیک). حقیقت علم حصولی، صورت کیف نفسانی مرتسمه است و حقیقت علم حضوری، حضور بالذات معلوم در نزد عالم. هر دو از شئون وجودی نفساند و نشانگر عظمت مرتبه ناطقه انسانی دارند که هم آینه تمامنمای عالم است و هم محل تجلی حضور حق.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!