متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش بیست و ششم: تتمه اعراض نسبیه و ورود به مقوله اضافه
اعراض نسبیه، چون اصل آنها عرض است و عرض را گفتیم وجودش فی غیره است و در خارج استقلال ندارد، از اینرو ادراک و تصور و شناخت آنها دشواری خاص خود را دارد؛ زیرا وجودشان ضعیف است. از همینرو، فروع و تمایزاتشان نیز نیازمند دقت فراوان است.
تمامیز جده از مكان
نسبت در مكان، نسبت شىء به مكان است، ليكن مكان و متمكّن از يكديگر مستقلاند. ممكن است مكان فرو ريزد و متمكّن باقى بماند، يا متمكّن حركت كند و مكان ثابت بماند؛ اما در جده چنين نيست. جده، نسبتى است ميان بدن و پيراهن؛ حركت پيراهن تابع حركت بدن است، نه برعكس. اگر بدن ساكن باشد، همچون مجسمهاى كه پيراهن بر تن كرده باشد، پيراهن نيز بىحركت خواهد ماند.
تمييز مكان از وضع
مكان، نسبت كلى شىء به مكان است؛ مانند «آب در كوزه است» يا «كوزه در شهر است». اما هرگاه جهت خاص يا اشاره حسى وارد شود، مانند «آب در اين كوزه خاص است» يا «آب در شرق است»، عنوان وضع تحقق مىيابد؛ چه وضع جزئى و چه وضع كلى.
وضع در برابر وجدان
وضع، قابل اشاره حسى است و مرز و ابتدا و انتها دارد، مانند نقطه كه مشارٌاليهى در خارج دارد و معدوم نيست، ليكن بيش از اين به چنگ نمىآيد. اما وجدان، چنانكه بزرگان فرمودهاند، اصلاً وضع ندارد؛ نه ابتدا دارد، نه انتها، نه مرز. از اينرو قابل تقسيم و اشاره حسى نيست.
ملكيت به مثابه اضافه
در فقه گفتهاند ملكيت اضافه است، و اين سخن درست است. وقتى مىگوييم «من مالكم»، يعنى اين ملك به من تعلق دارد و انتقالش در اختيار من است. اگر صاحب باغ بميرد، ملكيت منتقل مىشود؛ اگر بفروشد، منتقل مىشود. اين شبيه همان رابطه بدن و پيراهن است، ليكن با تفاوتها:
- گاهى همچون پيراهن مجسمه است كه اصلاً حركت نمىكند.
- گاهى همچون ملك عادى است كه با بيع و ارث و هبه حركت مىيابد.
- گاهى همچون تقمّص است كه دائم در حركت و تغيير است.
انتقال ملك به دست مالك است، اما انتقال مالك به دست ملك نيست. ملكيت عرض حقيقى است، نه اعتبار محض؛ نفسالامرى است و معدوم نيست.
يكى از شروط عوضين در بيع آن است كه «طلق» باشد. مرحوم شيخ انصارى در مكاسب فرمود: طلق بودن شرط جداگانهاى نيست، بلكه از لوازم ملكيت مطلقه است. طلق يعنى مالك بر آن مطلقالعنان و محيط باشد؛ همانگونه كه پيراهن در اختيار بدن است و هر جا بدن برود، همراه او مىآيد.
مقوله اضافه در برابر ساير نسب
در جده، مكان، وضع و ساير اعراض نسبيه، نسبت يكطرفه است؛ اما در مقوله اضافه، دو نسبت متقابل وجود دارد. ابوت و بنوت دو اضافهاند، نه يك اضافه. سقف بر جدار است، و جدار مستقرٌاليه سقف است؛ پس دو نسبت است.
احكام مقوله اضافه
- لزوم مساوات قوةً و فعلاً: اگر يك طرف بالفعل پدر است، طرف ديگر نيز بايد بالفعل پسر باشد.
- تكافؤ طرفين در همه جهات: هر چه براى يك طرف است، براى طرف ديگر نيز بايد باشد.
تقسيمات مقوله اضافه
الف) اضافه حقيقى (نفس مصدر: ابوت و بنوت) و اضافه مشهورى (شخص پدر و شخص پسر كه در خارج مشاهده مىشود).
ب) مختلفة الأطراف (پدر–پسر، علت–معلول) و متّحدة الأطراف (برادر–برادر، دوست–دوست).
تمام موجودات داراى اضافهاند؛ حتى واجب تعالى. اقلّ اضافه، رابطه علّت و معلول است. خالقيت، رازقيت، عالميت از صفات اضافى محضاند.
جمعبندی بخش
مقوله اضافه، عميقترين و فراگيرترين مقوله نسبى است كه از يكسو تمام موجودات را در بر مىگيرد و از سوى ديگر، زمينه ورود به الهيات بالمعنى الأخص و معرفت صفات اضافى حق تعالى مىگردد. شناخت دقيق اين مقوله، كليد فهم بسيارى از مسائل فلسفى، كلامى و فقهى است؛ زيرا ملكيت، ولايت، خالقيت و ربوبيت، همگى از سنخ اضافهاند.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!