شرح منظومه 261

متن تحقیق





شرح مقوله فعل و انفعال و إضافه در اسفار الأربعة

برگرفته از درس‌گفتارهای شرح منظومه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش اول: مقوله فعل و انفعال و خروج تأثير مجرد و واجب تعالی از آن

از جمله مقولات عشر، مقوله «فعل» و «انفعال» است. عرض فعل و انفعال، از آن جهت که در عالم ماده واقع می‌شود، دارای ویژگیری تدرّج است؛ یعنی تأثیر فاعل مادی و تأثر قابل مادی، هر دو به تدریج تحقق می‌یابد.


نکته کلیدی: فعل آن است که تأثیرش به تدریج ظاهر می‌شود و انفعال آن است که تأثرش به تدریج حاصل می‌گردد. پس هر دو با قید تدرّج تعریف می‌شوند.

مثال روشن آن، تسخين المُسَخَّن مادام يُسَخَّن است؛ یعنی گرم‌کردن شیء گرم‌شونده، مادامی که در حال گرم شدن است. آتش بر جسم سرد اثر می‌گذارد، اما این اثرگذاری دفعی نیست، بلکه به تدریج است تا زمانی که فاعل مشغول تأثیرگذاری باشد، آن را «فعل» می‌نامیم. همین‌طور قابل را که به تدریج گرما را می‌پذیرد، «منفعل» می‌گوییم.

چون به حالت ثبات و کمال رسید، دیگر فعل و انفعال نیست، بلکه صورت ثابت و ملکه است. بنابراین، با اعتبار تدرّج در تعریف فعل و انفعال، تأثیر مجردات و به‌ویژه فیض واجب تعالی از این مقوله خارج می‌شود؛ زیرا تأثیر مجرد دفعی است، نه تدریجی.

﴿إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونَ﴾

(چون خداوند اراده کند چیزی را، به آن می‌گوید: «باش»، پس بی‌درنگ موجود می‌شود)

«فا» در «فَيَكُونَ» تفریع لفظی است، نه تفریع مصداقی؛ یعنی میان اراده و وجود، فاصله زمانی نیست. عالم ماده چون قوه‌اش مسبوق به زمان است، حرکت و تدرّج لازم دارد، اما مجردات هیولا ندارند و وجودشان به محض امکان ذاتی، از ناحیه واجب تعالی صادر می‌شود؛ لذا خلقتشان دفعی است.

بخش دوم: مقوله إضافه و حقیقت آن

یکی دیگر از مقولات، «مضاف» است. شيخ الرئيس در کتاب شفا (قاطیغوریاس) در تعریف مضاف فرموده:

هو أن يكون النظر فيه لا في النسبة فقط، بل بزيادة اعتبار تعدّد الاعتبار والنظر إلى أن للشيء نسبة من حيث هو هو، والمنسوب إليه كذلك.

یعنی مضاف، نسبتی است که در آن، نظر صرفاً به خود نسبت نیست، بلکه دو اعتبار و دو لحاظ متکرر داریم؛ یک اعتبار از ناحیه مضاف و یک اعتبار از ناحیه مضاف‌إلیه.


نکته ممتاز: اضافه بر وصف است، نه بر ذات. ذات سقف و ذات حائط مستقل‌اند، اما وصف «مستقر بودن» و «مستقرٌ علیه بودن» هر دو به یکدیگر محتاج‌اند.

مثال: سقف نسبت به حائط، «مستقرٌ على الحائط» است و حائط نسبت به سقف، «مستقرٌ عليه السقف» است. پس یک نسبت در خارج موجود است، اما دو عنوان و دو وصف داریم: استقرار و استعلاء. این وصف اضافی است و دوطرفه؛ اگر یکی نباشد، وصف دیگری نیز معنا ندارد.

همچنان که در ابوت و بنوت: اگر ابن نباشد، ابوت معنا ندارد و اگر اب نباشد، بنوت منتفی است. ذات انسان باقی است، اما وصف اضافی زائل می‌شود.

بخش سوم: انعکاس و لزوم طرفین در اضافه

در مقوله مضاف، انعکاس لازم است؛ یعنی هرگاه یکی از دو طرف بالفعل باشد، طرف دیگر نیز یا بالفعل است یا بالقوه. و این تكافؤ بالفعل و بالقوه میان آن دو حتمی است.

الأب أبٌ للابن، والابن ابنٌ للأب. هیچ‌یک از نظر وصفی بر دیگری مقدم نیست؛ معیت دارند و هر دو هم‌نشین یکدیگرند.

بخش چهارم: اقسام اضافه از حیث اطرف

اضافه دو قسم است:

  • مختلفة الأطراف: مانند ابوت و بنوت، علیت و معلولیت، احتراق و إحراق.
  • متشابهة الأطراف: مانند أخوّة، شراکت، قرابت، مماثلت، مضادّت.

بخش پنجم: عموم اضافه در عالم وجود


هیچ موجودی از اضافه خالی نیست؛ حتی واجب تعالی نیز دارای صفات اضافی عنوانی است مانند خالقیّت، رازقیّت، ربوبیّت، و دارای اضافه اشراقی قیّومی حقیقی است که زاید بر ذات نیست.

حداقل، هر موجودی یا علت چیزی است یا معلول، یا مشابه یا مضاد، یا مقابل یا مقابَل. پس اضافه، عام‌ترین مقوله‌هاست و هیچ موجودی از آن خالی نیست.


با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)