شرح منظومه 287

متن تحقیق





برگرفته از درس‌گفتارهای شرح منظومه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

تبیین اقسام جعل و نسبت نفس الأمر با خارج و ذهن

بخش نخست: بررسی اقسام مجعول و اقسام جعل در امور عامه حکمت متعالیه

پس از آن که روشن گردید از حیث تصور، سه نوع مجعول ممکن است فرض شود – یعنی یا وجود مجعول باشد، یا ماهیت، یا اتصاف – بیان شد که قول به مجعول بودن اتصاف، سخن بی‌اساسی است؛ زیرا مفهوم اتصاف، متأخر از ماهیت و وجود است. بنابراین، تنها دو قول باقی می‌ماند: مجعول بودن ماهیت یا وجود.

در خصوص قائلان به اصالت ماهیت نیز گفته شد که ایشان دلیل محکمی ندارند؛ زیرا اگر ماهیت را اصل بدانند، تحقق ماهیت در حقیقت خارجی، همان وجود خواهد بود. از این رو، برای اثبات مدعای خود – یعنی اصالت وجود، مجعول بودن وجود، و اینکه هیچ چیز جز وجود، نه در اصالت و نه در جعل، وجود ندارد – دلایل متعددی در آینده اقامه خواهد شد.

اما در این مقام، آنچه مورد توجه قرار گرفته، بیان اقسام جعل از دیدگاه‌های گوناگون است. به عبارت دیگر، بررسی می‌شود که چند نوع جعل داریم و این اقسام از حیث ثبوت و اثبات چگونه‌اند.

برای روشن شدن مطلب، تمثیل مناسبی از علم منطق آورده می‌شود: هنگامی که می‌خواستیم اشکال اربعه قیاس را بررسی کنیم – یعنی شکل اول، دوم، سوم و چهارم – و مشخص سازیم کدام صورت‌ها منتج‌اند و کدام غیرمنتج یا عقیم، ابتدا می‌گفتیم قیاس از دو قضیه تشکیل شده است: صغری و کبری. هر قضیه نیز موضوع و محمول دارد. از ترکیب موضوع و محمول در صغری و کبری، چهار حالت ممکن پدید می‌آید و از ترکیب این چهار با چهار حالت دیگر، شانزده حالت کلی به دست می‌آید. سپس بر اساس شرایط، برخی را منتج و برخی را غیرمنتج اعلام می‌کردیم.

در اینجا نیز همین روش اعمال می‌شود. چهار نوع جعل بیان شده است:

  1. جعل بالذات
  2. جعل بالعرض
  3. جعل بسیط
  4. جعل مرکب

جعل بالذات، آن است که اولیه و بالذات باشد. جعل بالعرض، آن است که تابع جعل بالذات باشد؛ مثلاً هنگامی که وجود را مجعول بالذات می‌دانیم، ماهیت بالعرض مجعول می‌شود، زیرا به تبع وجود افاضه می‌گردد.

جعل بسیط، آن است که وجود به عنوان محمول ساده افاضه شود، مانند «کان تامّه» (زید موجود شد). جعل مرکب، آن است که در عوارض مفارقه باشد، مانند «کان زید عالماً» (زید عالم شد).

نکته کلیدی: تفاوت‌های اساسی میان اقسام چهارگانه جعل
  • جعل بالذات همواره مقدم بر بالعرض است و بالعرض تابع بالذات بوده، نیاز به جعل ثانوی ندارد (مانند زوجیت که به تبع خلقت عدد چهار، بالعرض مجعول است).
  • جعل مرکب متأخر از بسیط است، اما تابع آن نیست؛ زیرا ممکن است چیزی موجود باشد اما عالم یا کاتب نباشد.
  • جعل مرکب خود بالذات است، زیرا نیاز به جعل مستقل دارد، گرچه متأخر از بسیط.
  • جعل بالعرض نه تنها جعل مستقل ندارد، بلکه کاملاً تابع بالذات است.

جعل بالذات می‌تواند بسیط یا مرکب باشد، اما جعل مرکب همواره بالذات است (از حیث نیاز به جعل مستقل). تفاوت اصلی میان بالذات/بالعرض و بسیط/مرکب در حیثیت‌های متفاوت است: یکی از حیث استقلال و تبعیت، دیگری از حیث تأخر و عدم تبعیت.

این چهار قسم، در واقع حیثیت‌های گوناگون یک حقیقت واحد – یعنی نسبت افاضه فاعل به فعل – هستند. لولا الحیثیات لبطل الحقایق؛ بدون حیثیت‌ها، حقایق باطل می‌گردیدند، چنان که یک کلمه واحد در علم ادب، از حیث اعراب، بناء، بلاغه و غیره، به شاخه‌های متعدد تقسیم می‌شود.

ترکیب این چهار قسم جعل با سه نوع مجعول تصورى (وجود، ماهیت، اتصاف) به دوازده حالت می‌انجامد. با توجه به سه مسلک اصلی (اصالت وجود، اصالت ماهیت، اصالت اتصاف)، سی و شش حالت ممکن پدید می‌آید که در هر مسلک، شش حالت صحیح و شش حالت باطل است. مرحوم سبزواری در منظومه، جدولی از این اقسام ترسیم کرده تا صحیح و باطل مشخص گردد.

نتیجه‌گیری بخش نخست

بر اساس اصالة الوجود، تنها وجود مجعول بالذات و بسیط است، و ماهیت و اتصاف بالعرض مجعول می‌گردند. این تمایزات در فقه، اصول فقه و حکمت کاربرد فراوان دارد؛ مثلاً در جعل وجوب صلاة، بررسی می‌شود که وجوب کلی مجعول است یا وجوب فردی، و دیگری بالعرض خواهد بود.

بخش دوم: تبیین نسبت نفس الأمر با خارج و ذهن

حکیم سبزواری پس از بررسی اقسام جعل، به بیان نسبت میان نفس الأمر، خارج و ذهن می‌پردازد. نفس الأمر، حقیقت شیء فی‌نفسه است، نه ظهور آن در عوالم مادی، مجرد، نورانی یا عقلی. این مفهوم با «ام الکتاب» در قرآن کریم – که همه چیز صغیر و کبیر در آن ثبت است – سازگارتر است تا با مفارقات محض.

بیت منظومه سبزواری در این مقام:

… بالذات بالعرض من مرکبی و بالبسیط … اضربی یعلل الوجود عندنا قد اقتضی … مجعولة بالعرض کذا اتصاف و اذ الجعل … مع الضعیف اعتمد

نسبت‌ها بدین قرار است:

  1. نسبت نفس الأمر با خارج: نفس الأمر اعم مطلق از خارج است؛ زیرا هر چه در خارج تحقق دارد، در نفس الأمر نیز هست (دروغ در خارج راه ندارد)، اما عکس آن لازم نیست، زیرا نفس الأمر شامل امور ذهنی نیز می‌شود. علت این اعمیت: «اذ للذهن امر»؛ یعنی ذهن نیز امری دارد که نفس الأمر آن را دربرمی‌گیرد.
  2. نسبت نفس الأمر با ذهن: عام و خاص من وجه؛ زیرا در قضایای صادقه، اجتماع دارند، اما در کاذبات ذهنی یا حقایقی که خارج ندارند، افتراق می‌یابند.
نکته کلیدی: روابط منطقی میان نفس الأمر، خارج و ذهن
  • کل ما فی الخارج فی نفس الأمر، من غیر عکس (عام و خاص مطلق).
  • نفس الأمر و ذهن: عام و خاص من وجه (اجتماع در صادقات، افتراق در غیر آن).
  • ماده اجتماع: صدق در قضایای صادقه.

نتیجه‌گیری بخش دوم

حقیقت شیء را نمی‌توان تنها در ظهورات خارجی، مجرد یا نورانی جست؛ نفس الأمر، واقعیت مستقل و فی‌نفسه است که برهان حکمی و شهود عرفانی هر دو به سوی آن هدایت می‌کنند، گرچه راه عارفان از شب‌زدگی و بیداری در تاریکی عالم می‌گذرد و راه حکما از روشنی برهان.

جمع‌بندی نهایی

این بررسی، همچون نوری فروزان بر پیچیدگی‌های امور عامه افکنده و نشان داد که اصالت با وجود است، جعل بر آن تعلق می‌گیرد و اقسام آن از حیثیت‌های گوناگون پدید می‌آیند. نفس الأمر نیز حقیقت جامع و اعم است که خارج را در خود جای می‌دهد، اما فراتر از آن می‌رود. این معارف، پایه‌ای استوار برای تعمق بیشتر در حکمت متعالیه فراهم می‌آورد.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)