متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش پنجم: ورود به فریده دوم امور عامه و تقسیم انواع وجود بر پایه نفسیت
مقدمه بخش
حکیم سبزواری رحمهالله تعالی، پس از اتمام فریده نخست امور عامه که به مباحث وجود و عدم اختصاص داشت، به فریده دوم گام مینهد. امور عامه، همچون بنیانهای استوار حکمت الهی، مسائل کلی و زیربنایی فلسفه را در بر میگیرد. در فریده نخست، مباحثی چون اصالت وجود، تشکیک در مراتب آن، حقیقت وجود، جعل وجود و مسائل پیرامون وجود و عدم به تفصیل بررسی شد. حکیم سبزواری، کل این مباحث را به هفت فریده تقسیم فرموده است: نخست در وجود و عدم، دوم در وجوب، امکان و امتناع، و سپس کثرت و وحدت، قوه و فعل، علت و معلول، ماهیت و مانند آن.
|
نکته کلیدی: گستردگی فریده نخست فریده نخست، از مهمترین و گستردهترین مباحث فلسفه و این کتاب به شمار میرود؛ به گونهای که اگر فریده نخست حدود شصت صفحه باشد، شش فریده بعدی در مجموع حدود هشتاد صفحه را دربرمیگیرد. بدین سان، فریده نخست بیش از نیمی از حجم امور عامه را به خود اختصاص داده است. دیگر فراید، هرچند از مباحث بنیادین حکمت به شمار میروند، اما از نظر گستردگی با فریده نخست همسنگ نیستند. |
جایگاه فریده دوم و تأخر آن بر فریده نخست
فریده دوم به مباحث وجوب، امکان و امتناع میپردازد. پرسشی بنیادین در این مقام مطرح است: آیا این مباحث نیز از امور عامه به شمار میروند و چه رابطهای با مباحث وجودی دارند؟ در فریده نخست، بحث از نفس الوجود و نفس العدم بود و دقت در این مسائل ضروری است تا مسائل فلسفی به درستی شکل گیرد.
فیلسوف عمدتاً در مباحث وجودی کاوش میکند، اما بحث عدم چه نسبتی با او دارد؟ پاسخ در دقت بر موضوع علم فلسفه نهفته است. اگر موضوع فلسفه را وجود خارجی بدانیم، مباحث عدمی استطرادی خواهد بود؛ اما موضوع فلسفه، وجود مطلق است – وجودی که هم خارجی را دربرمیگیرد و هم ذهنی را، زیرا وجود ذهنی نیز در خارج تحقق دارد، هرچند آثاری متفاوت با وجود خارجی دارد. وجود ذهنی، خارج از دایره خارج نیست.
بدین سان، موضوع فلسفه وجود مطلق است و مباحث عدمی – چون عدم مطلق، عدم مقید، شریک باری و امتناع – از حیث وجود ذهنیشان داخل در فلسفهاند و استطرادی نیستند. فلسفه، ظرف استطراد نیست؛ همچون کشکولی که هر چه میل باشد در آن ریخته شود. وجود مطلق، هم مباحث ذهنی دارای رنگ وجود (چون علم) را شامل میشود و هم مباحثی که رنگ عدم دارند (چون عدم مطلق و مقید). فیلسوف حق مستقیم دخالت در همه این زوایا را دارد.
|
نکته کلیدی: تأخر فریده دوم و جایگاه امتناع فریده دوم، متأخر بر فریده نخست است و این تأخر به جا و شایسته است؛ زیرا وجوب، امکان و امتناع، اوصاف عقلی و وجود محمولی ماهیات و اشیاءاند و از خود وجود متأخرند. وجود ممکن، وجود واجب و وجود ممتنع، فرع بر تحقق موضوع (وجود یا عدم آن) است. ابتدا باید موضوع متحقق شود، سپس در اوصاف محمولی آن بحث کنیم. همچنین، بحث امتناع نیز همچون عدم، استطرادی نیست؛ زیرا موضوع فلسفه وجود مطلق است، نه صرف وجود خارجی. فیلسوف در همه زوایای وجود – خارجی، ذهنی، علمی، حقی و فیضی – غرق است و مقید به خارج نیست. وجود ذهنی، جدای از وجود خارجی نیست؛ انسان در خارج است، اندیشه و ذهن او نیز در خارج تحقق دارد، هرچند به اعتباری آثارشان متفاوت است. مباحث فلسفی، زنجیرهوارند و هر مسئله خود را از پیشینیان مییابد؛ همچون وجوب که پس از بحث اصالت، وحدت، تشکیک و جعل وجود، خود را آشکار میسازد. این مباحث، همچون جغرافیا یا تاریخ نیستند که از هر کسی پرسیده شود؛ خود باید خود را بیابد و جای خود را استوار کند. |
مدخل بحث فریده دوم: تقسیم وجود به اقسام چهارگانه بر پایه نفسیت
حکیم سبزواری رحمهالله در عنوان فریده دوم، جرات مستقیم نوشتن «امتناع» را نداشته تا بوی استطراد نیاید، از این رو آن را «غرر فی المواد الثلاث» نامیده است. اما مدخل حقیقی بحث، نه مستقیم وجوب و امکان است و نه مواد ثلاث، بلکه در تقسیمات وجود نهفته است.
اگر به یاد آوریم، در بحث جعل، وجود را به دو قسم تقسیم کردیم: وجود نفسی (دارای نفسیت، یعنی محمولی) و وجود لا نفسیه (ربطی و بدون نفسیت). این تقسیم را اینجا به چهار قسم میرسانیم؛ حکیم ابتدا به سه قسم تقسیم میکند تا شعر جور درآید، سپس به چهار قسم میرساند.
این چهار قسم وجود بر پایه درجه نفسیت و استقلال چنین است:
- وجود رابط (لا نفسیت محض): وجودی که هیچ نفسیتی ندارد و کاملاً ربطی است. مثال: هلیت مرکبه، همچون «کان» در «زید قائمٌ» یا «فی» در «زیدٌ فی الدار»؛ تا اسم و خبر یا موضوع و مربوط نیاید، تحقق نمییابد. این، همچون حروف است که هیچ استقلالی ندارد. حکما افعال ناقصه را جزء حروف میشمارند، زیرا فعل ناقص در نزد حکیم وجود ندارد.
- وجود رابطی (نفسیت در دامان غیر): وجودی که نفسیت دارد، اما نفسیتش وابسته به غیر است (وجود فی نفسه عین وجود لغیره). مثال: وجود اعراض نهگانه. بیاض دیوار: بیاض در ذهن مستقل است («البیاض موجودٌ»)، اما در خارج محتاج موضوع (جدار) است. همچون کسی که نان دارد، اما آن را بر سفره دیگران میخورد.
- وجود نفسی / محمولی (نفسیت از خود، اما محتاج علت): فی نفسه و لنفسه است، اما بغیره (علت میخواهد). مثال: جوهر، همچون انسان که فی نفسه و لنفسه است، اما معلول و محتاج علت.
- وجود حقی / واجبی (استقلال کامل): فی نفسه، لنفسه و بنفسه؛ قائم به ذات خویش و بینیاز از علت. مثال: ذات واجب الوجود.
|
جدول اقسام چهارگانه وجود
|
این تقسیم، همچون نردبانی است که از ربط محض به استقلال تام صعود میکند و مدخل دقیق مباحث مواد ثلاث (وجوب، امکان، امتناع) را فراهم میآورد.
جمعبندی بخش
فریده دوم امور عامه، با تأخر شایسته بر فریده نخست و بر پایه موضوع وجود مطلق، به کاوش در اوصاف وجود میپردازد. تقسیم وجود به چهار قسم بر مبنای نفسیت، همچون کلیدی است که درهای وجوب، امکان و امتناع را میگشاید و حکمت را از استطراد دور میسازد. این مباحث، زنجیرهوار به هم پیوستهاند و هر یک از پیشینیان خویش زاده میشود، همچون جویباری که از چشمه وجود سر برمیآورد و به اقیانوس معرفت وامیرسد.
| با نظارت صادق خادمی |
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!