متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش ششم: تقسیمات وجود و جهات ثلاث در امور عامه
مقدمه بخش
در این بخش از منظومه حکیم ملاهادی سبزواری، که آغاز فریده دوم از امور عامه است، وجود به اعتبارات گوناگون تقسیم میشود و سپس به بررسی جهات ثلاث (وجوب، امکان، امتناع) پرداخته میگردد. این مباحث، پایهای برای درک مراتب وجودی در عالم امکان و وجوب به شمار میروند و با نگاهی عمیق عرفانی و فلسفی همراهند.
تقسیم وجود به چهار قسم در مقام کثرت و امکان
وجود، به اعتبار عالم امکان، بر چهار قسم تقسیم میشود:
- وجودی که فاقد نفسالامر محض است؛ یعنی وجود رابط یا حرفی.
- وجودی که فی نفسه است، اما لغیره؛ مانند وجود اعراض.
- وجودی که فی نفسه و لنفسه است، اما بغیره؛ یعنی محتاج به علت، مانند جواهر.
- وجودی که فی نفسه، لنفسه و بنفسه است؛ این قسم از دایره امکان خارج است و واجبالوجود است، غنی بالذات و بینیاز از علت.
|
نکته کلیدی: غنی بالذات تنها واجبالوجود است؛ هر آنچه محتاج به علت باشد، در دایره امکان قرار میگیرد و نفسالامر مستقل ندارد. |
نگاه عرفانی: مراتب وجود نسبت به حق تعالی
تقسیم پیشین، در نسبت میان ممكنات و در مقام کثرت معتبر است. اما هنگامی که مراتب وجود را از منظر وحدت و نسبت به حق تعالی ملاحظه کنیم، تصویر دگرگون میشود:
- وجود رابط، نسبت به وجود عرض، لا فی نفسه است.
- وجود عرض، نسبت به جوهر، فی نفسه اما لغیره است.
- وجود جوهر، نسبت به واجب، لنفسه اما بغیره است.
- وجود حق تعالی، فی نفسه، لنفسه و بنفسه است.
در مقام وحدت و عرفان، این تقسیم چهارگانه فرو میریزد. وجود تنها دو قسم میشود: وجود فی نفسه که حق تعالی است، و وجود لا فی نفسه که ماسویالله است. همه موجودات ممکن، در برابر حق، فاقد نفسالامر محضاند؛ حتی در حد اعراض نیز نفسالامر ندارند، بلکه روابط محض و جلوههای حقاند. حقیتشان بالحق است و از خویشتن، لا نفسالامر محض دارند.
|
نکته ممتاز عرفانی: عرفا بر آنند که ممكنات در برابر حق، معنای حرفی محض دارند؛ نه حتی وجود عرضی. همه هستی در برابر حق، وجود ربطی است و ظهور و فیض اوست. تعبیر «عرض حق» در برخی اشعار، یا تشبیح است یا از ضعف علمی شاعر، نه استدلال دقیق. |
جهات ثلاث: وجوب، امکان و امتناع
پس از تقسیم وجود، به جهات ثلاث پرداخته میشود که در منطق نیز مفصل آمده، لیکن اینجا استدلال فلسفی تازهای دارد. هر قضیهای ماده و جهتی دارد؛ ماده، تطابق نفسالامری است و جهت، اعتبار ذهن.
جهات ثلاث بدیهیاند و تعریف حقیقی حدی ندارند؛ زیرا ضروریهاند و تعریفشان به دور میانجامد. امکان یعنی عدم ضرورت وجود و عدم، امتناع یعنی ضرورت عدم، و وجوب یعنی امتناع عدم.
وعاء تحقق این جهات، ذهن است نه خارج؛ اعتبارات عقلیاند که از رابطه وجودی اشیاء انتزاع میشوند.
|
دلایل ذهنی بودن جهات ثلاث:
|
تفصیل نفسیتها و تطبیق بر ابیات منظومه
وجود فی نفسه یا لا فی نفسه است. وجود فی نفسه دو قسم دارد: لنفسه (جوهر) یا لغیره (عرض). وجود جوهر نیز دو قسم است: بغیره (ممکن و معلول) یا بنفسه (واجب تعالی).
حق تعالی دارای سه نفسیت است: فی نفسه، لنفسه، بنفسه. جوهر دو نفسیت دارد، عرض یک نفسیت، و معنای حرفی فاقد هر نفسیتی است.
تقسیم چهارگانه در میان ممكنات و در مقام کثرت است؛ در مقام وحدت، همه ماسویالله روابط محض و ربط صرفاند، فاقد نفسالامر نسبت به حق. آنها تنبیهات و تماثیلاند و به خویشتن، اعدام و اباطیل محض.
نتیجهگیری بخش
این مباحث نشان میدهند که تقسیمات وجودی، بسته به مقام ملاحظه، متفاوت است. در مقام کثرت، چهار قسم معتبر است تا مراتب امکان و وجوب روشن گردد؛ اما در مقام وحدت و عرفان، تنها حق فی نفسه غنی است و همه خلق، ظهور و ربط محض او. جهات ثلاث نیز اعتبارات عقلیاند که پایه فهم مراتب وجودی را استوار میسازند.
|
با نظارت صادق خادمی |
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!