شرح منظومه 294

متن تحقیق





شرح منظومه حکمت سبزواری: بررسی جهات ثلاث قضايا

برگرفته از درس‌گفتارهای شرح منظومه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش هفتم: تبیین جهات ثلاث و بررسی خارجی یا ذهنی بودن آن‌ها

در ادامه بحث امور عامه، به بررسی جهات ثلاث قضايا – یعنی وجوب، امکان و امتناع – می‌پردازیم که از اوصاف وجود به شمار می‌روند و به سبب همین ویژگی، در طریق دوم امور عامه قرار گرفته‌اند.

ابتدا باید گفت که تعریف این جهات بدیهی است و نیازی به بیان صریح ندارد، زیرا از امور اولیه و روشن عقل به شمار می‌آیند.

یکی از مسائل مهم، تمایز میان ماده قضیه و جهت قضیه است. ماده قضیه، نسبت نفس‌الامری و خارجی میان موضوع و محمول است؛ اما جهت قضیه، آن تعقل و اندیشه‌ای است که از ماده قضیه حکایت می‌کند و در ذهن شکل می‌گیرد. از این‌رو، اگر این نسبت حاکی (جهت) با نسبت محکی (ماده) مطابق باشد، قضیه صادق و در غیر این صورت، کاذب خواهد بود.

مسئله اصلی: ظرف تحقق جهات ثلاث

پرسش بنیادین این است که وجوب، امکان و امتناع – که جهات قضايا هستند – در کدام عالم تحقق می‌یابند؟ آیا این جهات در خارج موجودند یا در ذهن؟ نحوه عروض و اتصاف این جهات به موضوعات خویش چگونه است؟

برای نمونه، در قضیه «الإنسان ناطقٌ بالضرورة»، نطق عين ذات انسان و دارای وجود خارجی است. آیا «بالضرورة» نیز همچون نطق، عین انسان و خارجی است، یا این «بالضرورة» بیانگر نحوه تحقق محکی به لسان حاکی و امری ذهنی است؟

نتیجه کلیدی: جهات ثلاث، امور انتزاعی و عقلی‌اند و وجود خارجی ندارند؛ بلکه اعتباریاتی ذهنی به شمار می‌روند که از روابط نفس‌الامری در خارج انتزاع می‌شوند.

دو دلیل بر ذهنی بودن جهات

دلیل نخست: این جهات بر معدوم نیز صادق می‌آیند؛ حال آنکه معدوم در خارج وجود ندارد و محمولی بر آن در خارج حمل نمی‌شود. بنابراین، موضوع این جهات ناگزیر ذهن است.

دلیل دوم: اگر جهت را خارجی بدانیم، آن موجود خارجی ماهیت خواهد داشت و وجود خارجی خواهد یافت. در این صورت، خود جهت نیز دارای جهت خواهد شد: وجوبی است؟ امکانی؟ یا امتناعی؟ این امر به تسلسل باطل می‌انجامد، زیرا هر جهت نیازمند جهت دیگری خواهد بود. از این‌رو، روشن است که جهات نمی‌توانند وجود خارجی داشته باشند.

سه‌گانه عروض و اتصاف در معقولات ثانی

برای تبیین دقیق‌تر، یادآوری می‌شود که عروض و اتصاف بر سه قسم است:

  1. عروض و اتصاف هر دو خارجی: مانند «الجدار أبیضٌ» که هم معروض (جدار) خارجی است و هم عارض (بیاض) خارجی؛ عروض و اتصاف هر دو در خارج تحقق دارند.
  2. عروض و اتصاف هر دو ذهنی: مانند «الإنسان نوعٌ» که انسان کلی (معروض) در ذهن است و نوعیت (عارض) نیز در ذهن؛ اتصاف انسان کلی به نوعیت در ذهن رخ می‌دهد.
  3. عروض ذهنی و اتصاف خارجی: مانند «الإنسان ممکنٌ». در این‌جا، امکان (عارض) در ذهن انتزاع می‌شود، اما انسان خارجی متصف به امکان است. بنابراین، عروض در ذهن و اتصاف در خارج تحقق می‌یابد.

نکته ممتاز: جهات ثلاث دقیقاً از قسم سوم‌اند: عروض آن‌ها (انتزاع جهت) در ذهن است، اما اتصاف (صدق جهت بر موضوع) در خارج رخ می‌دهد. این تمایز، همچون نوری است که مرز میان اعتباریات عقلی و واقعیات خارجی را روشن می‌سازد.

نقل دیدگاه متکلمین و رد آن

متکلمین – به دلیل محدودیت در قوت اندیشه فلسفی – جهات (به‌ویژه وجوب و امکان) را خارجی می‌دانستند، هرچند امتناع را خارجی نمی‌شمردند، زیرا با معدوم بودن آن ناسازگار بود. آنان سه اشکال بر ذهنی بودن جهات وارد کردند که هر سه به وجوب و امکان (یا مجموع آن‌ها) وارد می‌شود.

اشکال نخست: تساوی ممکن معدوم با ممتنع

اگر جهات خارجی نباشند، «امکانه لا کان لا امکان له»؛ یعنی ممکن معدوم (که اکنون موجود نیست اما امکان وجود دارد) با ممتنع مساوی می‌شود، زیرا هر دو در خارج معدوم‌اند و در اعدام، تمایزی وجود ندارد.

پاسخ: این خلط میان دو نوع عدم است. ممکن معدوم «لا اقتضاء» است (نه اقتضای وجود دارد و نه عدم؛ علت‌بردار است)، اما ممتنع «اقتضای عدم» دارد (علت‌بردار نیست). این دو متباین‌اند، همچون «لا بشرط» و «بشرط لا». همچنین، اعدام به اعتبار مضاف‌الیه‌شان متمایزند (عدم زید ≠ عدم عمرو). تمایز لازم نیست خارجی باشد؛ در ذهن نیز حاصل است.

اشکال دوم: لزوم ارتفاع نقیضین

اگر وجوب در خارج نباشد، لا وجوب نیز نیست؛ همین‌گونه برای امکان و لا امکان. در نتیجه، هر دو جفت نقیض در خارج معدوم می‌شوند و ارتفاع نقیضین لازم می‌آید.

پاسخ: ارتفاع نقیضین به معنای عدم صدق یکی از نقیضین بر شیء است، نه عدم وجود خارجی هر دو. برای نمونه، عماء و لاعماء هر دو در خارج نیستند، اما ارتفاع نقیضین رخ نداده است. هر شیئی یا واجب است یا ممکن؛ لا وجوب به معنای امکان یا امتناع است. نقیضین در صدق‌اند، نه در وجود خارجی.

اشکال سوم: وابستگی وجوب واجب به اعتبار ما

اگر وجوب خارجی نباشد و اعتباری ذهنی باشد، وجود واجب تعالی هنگامی واجب است که ما آن را اعتبار کنیم و در غیر این صورت، واجب نیست.

پاسخ: اعتبار، معتبر را تغییر نمی‌دهد. وجوب عرضی با اعتبار عارض می‌شود، اما وجوب ذاتی همیشه ثابت است و به اعتبار ما وابسته نیست. ممتنع نیز همواره ممتنع است، چه آن را تصور کنیم و چه نکنیم.

جمع‌بندی بخش: متکلمین به سبب عدم هضم دقیق تمایز میان حاکی (جهت ذهنی) و محکی (ماده خارجی)، به خارجی بودن جهات قائل شدند. اما با تبیین سه‌گانه عروض و اتصاف و رد دقیق اشکالات، روشن شد که جهات ثلاث اعتباریات عقلی‌اند که عروض‌شان در ذهن و اتصاف‌شان در خارج است. این معرفت، همچون کلید گنجینه‌ای است که اسرار روابط میان ذهن و خارج را می‌گشاید.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)