متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش نخست: تحلیل مباحث امکان، وجوب و امتناع در حکمت متعالیه
اهمیت مباحث امکان در مقایسه با وجوب و امتناع
پس از تبیین مباحث مشترک میان امکان، امتناع و وجوب، فیلسوف گرانقدر به بررسی مباحث خاص هر یک از این احکام میپردازد. وی بر مباحث امکان بیش از وجوب و امتناع تأکید میورزد، زیرا تحلیلهای بنیادین فلسفی عمدتاً در حوزه امکان صورت میپذیرد. امتناع در حقیقت فقدان محض است و فاقد محتوای حقیقی؛ مباحث وجوبی نیز بیشتر جنبه حقیقی دارند تا تحلیلی. از این رو، در الهیات به معنای اخص، مباحث وجوبی بیشتر مورد توجه قرار میگیرد، اما در اینجا، مباحث امکان از اهمیت بیشتری برخوردار است، زیرا تحلیلهای مربوط به واجب بالغیر و ممتنع بالغیر نیز در همین حوزه جای میگیرد. ممکن بالذات همواره با واجب بالغیر و ممتنع بالغیر در تعامل و درگیری است.
|
نکته کلیدی: مباحث امکان، کانون اصلی تحلیلهای فلسفی است، زیرا ممکن بالذات با واجب بالغیر و ممتنع بالغیر پیوند ناگسستنی دارد، در حالی که واجب بالذات و ممتنع بالذات از این تعامل برکنارند. |
تقسیمبندی مباحث امکان
مباحث مربوط به امکان به دو دسته تقسیم میشود: دسته نخست، مباحثی که به اصل امکان بازمیگردد، یعنی مباحث ذاتی امکان، همچون معانی و اقسام آن؛ دسته دوم، مباحثی که به عوارض و لواحق امکان مربوط است، مانند اینکه علت نیاز ماهیت، حدوث آن است یا امکان؟ آیا علت احتیاج شیء چیزی غیر از امکان است؟ از این رو، بحث لواحق در حوزه امکان وارد میشود.
عروض امکان در ذهن و تحلیل آن
ابتدا بیان میشود که امکان بر ماهیت در ذهن عارض میگردد، هرچند اتصاف آن در خارج واقع است. برای نمونه، هنگامی که میگوییم «انسان ممکن است»، عروض امکان بر انسان در ذهن است، اما اتصاف انسان خارجی به امکان در عالم خارج رخ میدهد. عروض در ذهن به این معناست که ذهن با تحلیل و دقت، اعتبار ثانی فلسفی را به کار میبندد و مییابد که ممکن، آن چیزی است که نه ضرورت وجود دارد و نه ضرورت عدم. یعنی نسبت به وجود و عدم، فاقد اقتضاء است. اگر علت آن موجود شود، به ضرورت وجود (بالغیر) تبدیل میگردد؛ و اگر علت نیاید، به امتناع بالغیر میانجامد، زیرا معلول بدون علت، معدوم است. بنابراین، ممکن بالذات با وجوب بالغیر و امتناع بالغیر جمع میشود، اما با واجب بالذات و ممتنع بالذات جمع نمیگردد.
تحلیل دقیقتر نشان میدهد که ممکن بالذات از حیث ذات خود، فاقد اقتضاء است، لذا با اقتضاء بالغیر (وجود یا عدم) سازگار است، اما واجب و ممتنع بالذات که اقتضاء ذاتی دارند، با لا اقتضاء جمع نمیشوند. این قاعده کلی است که «لا به شرط» با اقتضاء جمع میشود، اما «به شرط لا» با آن ناسازگار است.
|
نکته ممتاز: خصیصه ممکن بالذات، لا اقتضاء ذاتی است که آن را قادر به جمع با اقتضاء بالغیر میسازد، در حالی که واجب و ممتنع بالذات، به دلیل اقتضاء ذاتی، از این جمع محروماند. |
ذاتی بودن امکان برای ماهیت
ذاتی بودن امکان برای ماهیت، به معنای جنس، فصل یا جزء ذات در باب کلیات خمس نیست، بلکه ذاتی به معنای باب برهان است، یعنی لا ینفک و جداییناپذیر. همچون زوجیت که ذاتی عدد چهار است (نمیتوان چهار را زوج ندانست)، یا ضاحک که در باب برهان ذاتی انسان است، هرچند در کلیات خمس عرضی به شمار میرود.
اقسام امکان: عام، خاص و اخص
معانی امکان به سه قسم تقسیم میشود: امکان عام، امکان خاص و امکان اخص.
پیش از تبیین این اقسام، باید روشن شود که تعدد معانی امکان نه اشتراک لفظی (مانند «عین») است و نه اشتراک معنوی. بلکه هر فیلسوفی با دقت بیشتر به مفهوم امکان نگریسته و ضرورتهای بیشتری را از آن سلب کرده، مفهوم را دقیقتر ساخته است. این فرآیند، تحلیلی عقلی بر یک لفظ واحد است، نه تعدد وضع.
امکان عام (عامی)
امکان عام، سلبی است که ضرورت را تنها از یک جانب (معمولاً جانب مخالف) سلب میکند، بدون توجه به جانب موافق. برای مثال، «خانه فلانی آتش گرفته؟ ممکن است» یعنی محال نیست، اما آیا واجب است یا نه، مورد توجه نیست. این معنای عرفی و عمومی امکان است که در گفتار روزمره مردم به کار میرود.
امکان خاص (خاصی)
امکان خاص، ضرورت را از هر دو جانب سلب میکند: نه واجب الوجود و نه ممتنع الوجود ذاتاً. مانند «انسان ممکن است». این معنا نزد علما و اهل فن رایج است.
امکان اخص
امکان اخص، دقیقترین معناست که همه انواع ضرورت (ذاتی، وصفی، وقتی) را سلب میکند. برای نمونه، «انسان کاتب» نه ضرورت ذاتی دارد، نه وصفی (مادام الوصف)، و نه وقتی حتمی. این معنا، تلطیف و دقت بیشتر مفهوم امکان است.
ضرورتها به شش قسم تقسیم میشوند: ذاتی، وصفی، وقتی معین، وقتی غیرمعین، ازلی، و به شرط محمول. امکان خاص تنها ضرورت ذاتی را سلب میکند، اما امکان اخص همه را.
|
نکته برجسته: امکان اخص، با سلب همه ضرورتها، دقیقترین و لطیفترین تحلیل مفهوم امکان را ارائه میدهد و فراتر از امکان خاص میرود که تنها ضرورت ذاتی را نفی میکند. |
نقد بر دیدگاه ابنسینا و خواجه نصیر
ابنسینا در اشارات، امکان اخص را «کأنه» اخص میداند، نه واقعاً، زیرا اگر وضع ثالث باشد، خاص و اخص معنا ندارد. اما این دیدگاه نادرست است؛ اخص بودن به سعه و ضیق مفهوم بازمیگردد، نه به وضع لفظ. اساساً بحث بر سر وضع نیست، بلکه تحلیلی عقلی و برخورد عالمانه با مفهوم امکان است.
جمعبندی بخش
این تحلیل نشان میدهد که امکان، همچون نگینی در انگشتری حکمت، کانون دقتهای فلسفی است و با لایهلایه شدن تحلیلها، از عام به خاص و اخص میرسد. این فرآیند، جلوهای از پویایی عقل در کشف لایههای پنهان حقیقت است.
| با نظارت صادق خادمی |
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!