شرح منظومه 304

متن تحقیق





شرح منظومه – مبحث امکان

برگرفته از درس‌گفتارهای شرح منظومه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش اول: تحلیل عقلی عروض امکان و تبیین مقول ثانی فلسفی

یکی از مباحث بنیادین در بررسی امکان، چگونگی عروض آن بر ماهیت است. چنان‌که پیش‌تر بیان شد، امکان بر ماهیت عارض می‌شود؛ مثلاً هنگامی که گفته می‌شود «الإنسان ممکن»، انسان در خارج وجود دارد، لیکن امکان در خارج موجود نیست، بلکه امری اعتباری و ذهنی است. جهات ثلاث (وجود، عدم و امکان) همه اعتباریات عقلی‌اند.

عروض امکان در ذهن واقع می‌شود، اما اتصاف آن در خارج است. این ویژگی، امکان را به مقول ثانی فلسفی تبدیل می‌کند – نه مقول ثانی منطقی که در آن هم عروض و هم اتصاف در ذهن باشد. فیلسوف می‌گوید: عروض در ذهن، اما اتصاف در خارج.

نکته کلیدی: امکان، مقول ثانی فلسفی است: عروض آن تحلیلی عقلی و در ذهن، و اتصاف آن در خارج واقع می‌شود. این تمایز، بنیاد تحلیل فلسفی امکان را تشکیل می‌دهد.

تحلیل عقلی این امر چنین است: عقل، ماهیت را من حیث هی هی ملاحظه می‌کند؛ یعنی از حیث ذاتش، مقطوع‌النظر از عوامل خارجی، و قطع نظر از اعتبار وجود و علت آن، و نیز قطع نظر از عدم و علت عدم. مرحوم حاجی سبزواری این عبارت را رساتر بیان کرده و فرموده: «عن اعتبار الوجود و علتها و العدم و علتها».

در این ملاحظه، ماهیت لا اقتضاء است؛ یعنی نه اقتضای وجود دارد و نه اقتضای عدم. از این‌رو، با جهات غیری منافاتی ندارد و می‌تواند با اقتضاء خارجی جمع شود. عقل، این ماهیت را با سلب الضرورتین توصیف می‌کند:

  • سلب ضرورت سابق: تا علت تامه موجود نشود، وجود تحقق نمی‌یابد.
  • سلب ضرورت لاحق: هنگامی که موجود است، معدوم شدن آن ممتنع می‌گردد.

عند اعتبار الضرورتین (هنگام فرض وجود): ماهیت محفوظ بالضرورتین است؛ ضرورت سابق (به علت) و ضرورت لاحق (به وجود).

عند اعتبار الامتناعین (هنگام فرض عدم): محفوظ بالامتناعین؛ امتناع سابق (به فقدان علت) و امتناع لاحق (به عدم وجود).

نتیجه‌گیری بخش اول

نخستین بحث در امکان، تحلیل عقلی عروض آن به عنوان مقول ثانی فلسفی و توصیف ماهیت ممکن با سلب الضرورتین است. این سلب، با ضرورت‌های خارجی (هنگام وجود یا عدم) سازگار است و منافاتی ندارد.

بخش دوم: امکان ذاتی و غیری و دفع شبهه جمع اقتضائات

امکان ذاتی، امکانی است که لا ینفک از ماهیت باشد و با لا اقتضاء ذاتی همراه است. امکان ذاتی با امکان غیری جمع می‌شود، همچنین با وجوب غیری و امتناع غیری، اما امکان ذاتی وجوب ذاتی یا امتناع ذاتی با غیری خود جمع نمی‌گردد؛ زیرا ذاتی آن‌ها اقتضاء دارد.

شبهه: چگونه امکان ذاتی با وجوب یا امتناع غیری جمع می‌شود در حالی که ذاتی آن‌ها با یکدیگر ناسازگار است؟

پاسخ: لا منافاة بین لا اقتضاء من قبل ذات الممکن للوجود والعدم، و اقتضاء من قبل الغیر (علت) للوجود أو العدم. ذات، لا اقتضاء دارد، اما غیر (علت خارجی) اقتضاء می‌آورد. لو لا الحیثیات لبطلت الحقائق: از حیث ذات، ممکن بالذات است؛ از حیث علت، موجود یا معدوم.

نکته کلیدی: لا منافاة بین لا اقتضاء ذاتی و اقتضاء غیری؛ این جمع، بنیاد تمایز ممکن بالذات و واجب/ممتنع بالغیر است.

نتیجه‌گیری بخش دوم

امکان ذاتی با اقتضائات غیری سازگار است و شبهه ناسازگاری با تحلیل حیثیات دفع می‌گردد.

بخش سوم: سه معنا برای امکان در استعمال

امکان در استعمال‌های الهی، منطقی و عرفی، معانی متعددی دارد که سه معنای اصلی آن عبارتند از:

  1. امکان عام (عرفی): سلب ضرورت از طرف مخالف؛ یعنی «لیس بممتنع». در عرف عام، وقتی گفته می‌شود «شئ فلان ممکن است»، مراد آن است که محال نیست (مانند سفر به کره ماه). این معنا عام است، زیرا هم بر موجود و هم بر معدوم صادق است.
  2. امکان خاص (مشهور فلسفی): سلب الضرورتین از هر دو طرف (وجود و عدم). این معنا خاص‌تر است، زیرا نیازمند تفطن به هر دو سلب است.
  3. امکان اخص: سلب الضرورات ذاتیه، وصفیة و وقتیة. مثال بارز آن، کتابت نسبت به انسان است؛ کتابت نه ضرورت ذاتی دارد (مانند نطق)، نه وصفی/حالی (مانند حرکت انگشتان هنگام نوشتن)، نه وقتی معین (مانند کسوف) و نه وقتی غیرمعین (مانند تنفس).

شیخ الرئیس ابن‌سینا در منطق الإشارات فرموده: گاهی از «ممکن» معنای ثالثی فهمیده می‌شود که اخص از دو معنای پیشین است؛ یعنی حکمی که نه ضروریه ذاتیه، نه در وقت معین (کالکسوف)، نه در حال (کالتغیر للمتحرک)، بلکه متأخر از همه آن‌هاست، همچون کتابت برای انسان.

کتابت برای انسان، ضروریه فقط فی حال العزم والتصمیم؛ و نسبت به نفس طبیعت انسانی، لا ضروریه ذاتیه، و لا وصفیة، و لا وقتیة؛ زیرا انسانیت و کتابت مساوی‌اند بدون هیچ‌گونه ضرورت.

نکته کلیدی: امکان اخص، دقیق‌ترین مرتبه است که همه ضرورت‌های ذاتی، وصفی و وقتی را نفی می‌کند و مثال روشن آن، کتابت اختیاری انسان است.

نتیجه‌گیری بخش سوم

تمایز سه مرتبه امکان – عام، خاص و اخص – نشان‌دهنده لایه‌های دقیق مفهوم امکان در فلسفه اسلامی است و امکان اخص، مبنای تحلیل صفات اختیاری و بالقوه انسان می‌گردد.

جمع‌بندی نهایی

بررسی امکان در حکمت متعالیه، از تحلیل عقلی عروض آن به عنوان مقول ثانی فلسفی آغاز می‌شود، به تمایز ذاتی و غیری و دفع شبهه جمع اقتضائات می‌رسد و با تبیین سه مرتبه استعمال (عام، خاص و اخص) به کمال می‌گردد. این مباحث، پایه فهم دقیق مواد ثلاثه (وجوب، امکان، امتناع) و سپس مسائل علیت، حدوث و اثبات واجب تعالی را تشکیل می‌دهند. امکان اخص به‌ویژه، دریچه‌ای به شناخت صفات اختیاری و استعدادهای بالقوه انسان می‌گشاید و نشان می‌دهد که بسیاری از کمالات انسانی، گرچه ضرورتی ذاتی ندارند، لیکن با رفع موانع، قابل تحقق‌اند.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)