متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش دهم: تلطیف معانی امکان و تبیین امکان استقبالی
حکیم حاج ملا هادی سبزواری در منظومه و شرح آن، امکان را به معانی متعددی استعمال فرموده است: امکان عام، امکان خاص، امکان اخص و امکان استقبالی. مراد از این تقسیمات، تعدد حقیقی یا وضعی نیست، بلکه تلطیف و دقت بیشتر در معنای امکان است؛ هر متفکری که دقیقتر بیندیشد، لایهای دیگر بر لطافت این معنا میافزاید تا به نهایت رسد و دیگر افزودنی بر آن ممکن نباشد.
ابتدا ضرورات ششگانه را که امکان با سلب آنها تعریف میشود، برمیشماریم:
|
تعریف انواع امکان بر پایه سلب ضرورت در نفس الأمر
امکان عام: سلب ضرورت از یک جانب است؛ معمولاً سلب وجوب، یعنی شیء ممتنع نیست، اما ممکن است واجب یا ممکن خاص باشد. بخشی از این معنا به جهل ما بازمیگردد.
امکان خاص: سلب ضرورت از هر دو جانب؛ یعنی نه وجود شیء در نفس الأمر ضروری است و نه عدم آن.
امکان اخص: سلب پنج ضرورت نخست (ذاتی، وصفی، وقتی معین، وقتی غیرمعین و ازلی – که بحث آن جداگانه است). این سلب، ضرورات داخلی شیء را نفی میکند. مثال: «الإنسان کاتب بالإمکان الأخص»؛ نه ذاتاً نویسنده است، نه وصفش اقتضای نویسندگی دارد، نه در وقتی خاص ضروریالکتابة است.
در امکان اخص، همچنان ضرورت لاحق (بالغیر) باقی میماند. اگر شیء در حال یا ماضی موجود باشد، واجب بالغیر است؛ اگر معدوم باشد، ممتنع بالغیر.
امکان استقبالی: اخصالاخص و الطف معانی امکان
برای تلطیف بیشتر معنا، ضرورت لاحق را نیز سلب میکنیم. این سلب در اوصاف مستقبل (آینده) شیء رخ میدهد.
مثال روشنگر:
- «زید کاتب فی الحال بالإمکان» → در حال یا ماضی، یا کتابت تحقق یافته (واجب بالغیر) یا نیافته (ممتنع بالغیر). پس ضرورت غیرى دارد.
- اما «زید کاتب غدا بالإمکان» → نسبت به فردا، هنوز معلوم نیست بتواند بنویسد یا نه. بنابراین نه ضرورت وجود غیرى دارد و نه ضرورت عدم غیرى. حتی ضرورت لاحق نیز سلب گردید.
|
نتیجه کلیدی: امکان استقبالی، سلب جمیع ضرورات – حتی ضرورت لاحق – در اوصاف مستقبله شیء است. این معنا، الطف از امکان اخص است، زیرا با قید استقبال، ضرورت غیرى را نیز نفی میکند. |
نقل از محقق طوسی قدسسره
محقق طوسی قدسسره در تبیین کلام شیخالرئیس ابنسینا فرموده است:
آنچه به ماضی و حال منسوب شود، از امور ممکنه بالاخره موجود یا معدوم گردیده، پس یک ضرورت (وجود یا عدم) به سوی آن سوق داده شده و از حاق وسط امکان به یکی از دو طرف کشیده شده است. اما آنچه به استقبال منسوب است، بر امکان صرف باقی میماند، زیرا هنوز حالش معلوم نیست که هنگام حصول وقت، موجود خواهد شد یا معدوم.
بنابراین، امکان استقبالی، امکان خالص و بیآلایش است که هیچ ضرورتی – حتی غیرى – بر آن عارض نشده.
عروض و اتصاف در امکان استقبالی
عروض حکم امکان حالی است (اکنون حکم میکنیم که ممکن است)، اما اتصاف شیء به ممکن بودن استقبالی است (فردا تحقق یا عدم مییابد). این مشابه بحث وجوب حالی و واجب استقبالی در اصول فقه است.
نفسالأمری بودن امکان استقبالی
اگر «لا یُعرف إلا بغد» را به جهل ما حمل کنیم، امکان استقبالی ذهنی و نسبی میشود (مانند جهل به بسیاری از امور ماضی). اما حکما آن را نفسالأمری میدانند، زیرا برای خداوند سبحان ماضی و مستقبل تفاوتی ندارد و علم او ازلی است. عدم تعین در استقبال، واقعی است نه صرف جهل ما.
|
جمعبندی بخش: امکان استقبالی، نهایت تلطیف معانی امکان است. با سلب جمیع ضرورات – از ذاتی و وصفی و وقتی تا لاحق و غیرى – در اوصاف مستقبله، به امکان صرف و خالص میرسیم. این معنا، اخصالاخص و احق بالإمکان است، زیرا هیچ ضرورتی، حتی بالغیر، در حریم آن راه ندارد. |
| با نظارت صادق خادمی |
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!