متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش سیصد و دهم: نقد و بررسی امکان استقبالی و تعین حوادث در نفس الأمر
در ادامه بررسی مواد ثلاثه و جهات حمل، به بحث امکان استقبالی میپردازیم که از مسائل دقیق و ژرف حکمت اسلامی است. این بحث، همچون نگینی در انگشتری معرفت، نور تعین حقیقی حوادث را در برابر جهل بشری میتاباند.
ابتدا باید قید استقبال را بر امکان افزود تا امکان استقبالی پدید آید. دلیل این قید آن است که «لأن الأولَین ربما یقعان على ما تعیّن أحد الطّرفیْه». این عبارت بدین معناست که دو جهت نخست – یعنی امکان عام و خاص – گاه بر چیزی عارض میشوند که یکی از دو طرف وجود یا عدم در گذشته یا حال، تعین یافته است. بنابراین، اگر بخواهیم امکانی را تصور کنیم که هیچگونه ضرورتی – حتی ضرورت لاحقه – بر آن عارض نشده باشد، ناچار باید قید استقبال را بیفزاییم؛ زیرا در گذشته و حال، بالأخره یا وجود تحقق یافته یا عدم، و در هر صورت، ضرورتی بر آن عارض گشته است، هرچند آن ضرورت غیری و لاحق باشد.
نکته کلیدی: امکان استقبالی از اینرو اخصّ الأخصّ دانسته میشود که همه ضرورات ذاتی، وصفی و حتی لاحقه را از آن زدودهایم. اما در گذشته و حال، حتی اگر طول زمانی کوتاه باشد – همچون کسوف و خسوف که لحظهای بیش نیستند – باز ضرورتی یکثانیهای یا یکدقیقهای بر آن عارض شده است؛ حال آنکه در استقبال، این ضرورت نیز هنوز نیامده و معلق است.
در عبارت «لأن الأولَین ربما یقعان»، مراد از «الأولَین» چیست؟ میان علما اختلاف است: برخی آن را امکان عام و خاص میدانند و برخی امکان خاص و اخص. تحقق آن است که باید گفت خاص و اخص، زیرا امکان عام مربوط به بحث عوام است و ما در مقام بررسی دقیق حکمی هستیم. افزون بر آن، امکان عام نصف امکان خاص است و داخل در آن؛ بنابراین، اگر خاص و اخص را برگزینیم، عام نیز در آن مستتر است، اما اگر عام و خاص را بگوییم، اخص بیرون میماند.
پس «لأن الأولَین ربما یقعان على ما تعیّن أحد الطّرفیْه» بدین معناست که امکان خاص و اخص گاه بر چیزی عارض میشود که یکی از دو طرف وجود یا عدم در گذشته یا حال تعین یافته و به ضرورت – حتی ضرورت لحظهای همچون کسوف – رسیده است. از اینرو، «فلا یکون ممکناً صرفاً»؛ یعنی حتی آن امکان لحظهای نیز رنگ ضرورت گرفته و از صرافة الإمکان بیرون رفته است، در حالی که امکان استقبالی هنوز هیچ ضرورتی نیافته.
اشاره خواجه نصیرالدین طوسی و تفسیر ملاهادی سبزواری
خواجه نصیرالدین طوسی رضواناللهعلیه در شرح اشارات، عند ذکر الشیء، میفرماید: «من الممکنات التي لا يُعرف…» این عبارت اشاره است به عدم تعین وجود و عدم در استقبال. ملاهادی سبزواری قدسسره در شرح منظومه میفرماید که مراد از «لا يُعرف» به حسب علم ما است، نه به حسب نفس الأمر؛ زیرا بقای ممکن بر صرافة الإمکان تنها بحسب علمنا است، نه بحسب نفس الأمر.
در نفس الأمر، هیچ ممکنی باقی نمیماند؛ زیرا «إذا أزمة الأمور طرّاً بیده» – همه امور به دست اوست و هیچ تفاوتی میان گذشته و آینده نیست. ماضی و مستقبل نسبت به حق تعالی یکسان است و تفکیک آنها تنها به عبد بازمیگردد. بنابراین، امکان استقبالی که به جهل ما بازگردد، امری ذهنی است و اگر بخواهیم آن را تلطیف کنیم، یا به امکان حقیقی نفسالامری میرسیم یا به امکان جهلی و اعتباری.
نکته کلیدی: اگر تلطیف امکان استقبالی را به نفس الأمر بازگردانیم، امکان حقیقی میشود؛ اما اگر به جهل ما بازگردد، ذهنی و اعتباری است و از معانی حقیقی امکان بیرون میرود.
نقل دقیق خواجه در مبحث تناقض
خواجه برای اثبات این مدعا، از کلام خود در مبحث تناقض شرح اشارات شاهد میآورد: «الصدق والکذب قد یتعینان کما في مادّتي الوجوب والامتناع، وقد لا یتعینان کما في مادّة الإمکان، ولاسیما الاستقبالیّة؛ فإنّ الواقع في الماضي والحال قد یتعین طرف وقوعه وجوداً کان أو عدماً، ویکون الصادق والکاذب بحسب المطابقة وعدمها متعینین، وإن کانا بالقیاس إلینا لجهلنا بالأمر غیر متعینین. وأما الاستقبالی فقد نُظِرَ في عدم تعیّن أحد الطّرفیْه أهو کذلک في نفس الأمر أم بالقیاس إلینا، والجمهور یظنّونه کذلک في نفس الأمر، والتحقیق یأباه؛ لاستناد الحوادث في أنفسها إلى علل یجب بها ویمتنع دونها، وانتهاء تلک العلل إلى جاعل أوّل یجب لذاته».
ترجمه و شرح: صدق و کذب گاهی متعین است، همچون در ماده وجوب و امتناع (مانند «شریک الباری موجود» که کذبش متعین است، و «شریک الباری معدوم» که صدقش متعین). و گاهی متعین نیست، همچون در ماده امکان، بهویژه استقبالی. آنچه در گذشته و حال واقع شده، گاه طرف وقوعش (وجود یا عدم) متعین میگردد و صادق و کاذب به حسب مطابقت متعین میشوند، هرچند نسبت به ما به سبب جهل، غیرمتعین به نظر آیند.
اما در استقبالی، اختلاف شده که آیا عدم تعین یکی از دو طرف در نفس الأمر است یا تنها نسبت به ما. جمهور (متکلمین عامه) آن را در نفس الأمر میدانند، اما تحقیق آن را نپذیرد؛ زیرا حوادث به علل خود مستندند که با آنها وجوب و بدون آنها امتناع مییابند، و سلسله علل به جاعل اول واجبالذات بازمیگردد. پس در واقع، همه چیز متعین است.
تحقیق حکمی و نتیجهگیری ملاهادی سبزواری
ملاهادی سبزواری میفرماید: این امکان استقبالی که جمهور از منطقیین عامه اعتبار کردهاند، امری اعتباری است و منطقیین اصیل همچون ارسطو و ابنسینا از آن سخن نگفتهاند. تحقیق حکمی آن است که استقبال و ماضی و حال در عدم التعین فی نظرنا متساویاند و در التعین فی نفس الأمر نیز متساویاند؛ در ضرورت و امتناع فی الواقع یکسانند.
علم ما علت تعین نیست، بلکه انفعالی است؛ همچون کسی که از بلندی فرو میافتد – دیدن یا ندیدن ما تأثیری در افتادن ندارد. امکان استقبالی اگر به مفهوم نفسالامر بازگردد، حقیقی نیست؛ بلکه به جهل ما بازمیگردد و از اینرو، امری ذهنی و اعتباری است.
نتیجه بخش: امکان استقبالی حقیقی در نفس الأمر وجود ندارد؛ هرچه واجب است واجب و هرچه ممتنع است ممتنع میباشد، خواه ماضی باشد یا مستقبل. تفاوت تنها در علم و جهل ما است.
جهانبینی توحیدی و علم اولیا
نکته ژرفتر آن است که نفس الأمر غیر از ذهن ما است. ما میتوانیم به واقع دست یابیم، اما اسباب آن متفاوت است: گاه از راه برهان (مانند ضرورت طلوع خورشید فردا)، گاه از راه غیب و اعجاز انبیا و اولیا.
امام صادق علیهالسلام فرمود: «إنا عالم بما کان و بما یکون و بما هو کائن». ما به آنچه بوده و آنچه خواهد بود و آنچه هست، عالمیم. این علم، از آنروست که معصوم نفس عالم وجود است و از حقیقت جدا نیست.
جهل ما ناشی از جدایی از حقیقت است. گناه عامل جهل است و تقوا موجب علم:
اتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمْكُمُ اللَّهُ
پروردگار را تقوا پیشه کنید تا خداوند به شما تعلیم دهد.
معلم حقیقی خداوند است و هر که متقيتر، عالمتر. اصل، علم است و جهل عارضي؛ ما به سبب گناه و عصيان از حقیقت جدا شدهایم و جاهل گشتهایم. اولیا و معصومان چون متصل به حقیقتاند، جاهل نیستند.
بحثهای انحرافی درباره علم غیب معصوم را باید رها کرد و پرسید: ما چرا جاهلیم؟ پاسخ آن است که عصيان میکنیم و از حقیقت دوریم.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!