متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش یازدهم: امکان و احکام ماهیت
مقدمه بخش
در ادامه بررسی امور عامه، بحث به یکی از ارکان بنیادین فلسفه اسلامی میرسد: امکان و رابطه آن با ماهیت. این بخش بر آن است تا دو حکم اساسی ماهیت را به تفصیل کاوش کند؛ نخست، لزوم امکان برای ماهیت من حیث هی هی، و دوم، احتیاج ضروری ممکن به علت مؤثر. این مباحث، همچون ستونهای استوار بنای معرفت وجودی، پایه اثبات واجب الوجود و رد نظریههای مادی و اتفاقی را تشکیل میدهند.
امکان، لازمه ذاتی ماهیت
ماهیت، به اعتبار نفس شیئیت خود و بدون لحاظ وجود یا عدم خارجی، فاقد هرگونه اقتضا است؛ نه اقتضای وجود دارد و نه اقتضای عدم. این فقدان اقتضا همان امکان است. بنابراین، امکان لازمه ذاتی ماهیت من حیث هی هی است، چنانکه زوجیت لازمه ذاتی عدد چهار به شمار میرود.
نکتۀ کلیدی:
امکان، عارض بر ماهیت است در ذهن (عروض)، و ماهیت در خارج متصف به امکان میگردد (اتصاف). هنگامی که میگوییم «الماهیة ممکنة»، عروض امکان به ماهیت در ذهن مراد است؛ اما هنگامی که ماهیت موجود خارجی را «ماهیت ممکنه» مینامیم، اتصاف آن به امکان در خارج منظور است.
شبههای که در این مقام پدید میآید آن است که ماهیت یا موجود است یا معدوم؛ اگر موجود باشد، ضرورت وجود دارد و اگر معدوم باشد، ضرورت عدم. پس چگونه ممکن است؟
پاسخ آن است که ضرورتهای چهارگانه (ضرورت وجود سابق، ضرورت وجود لاحق، امتناع سابق، امتناع لاحق) همه بالغیرند؛ یعنی از ناحیه علت یا عدم علت. اما بالذات، ماهیت همچنان لا اقتضاست و ممکن است. حتی شیء موجود کنونی، بالذات ممکن است، هرچند بالغیر و به واسطه علت، واجبالوجود گردیده است.
نکتۀ ممتاز:
من حیث الذات، ماهیت لا اقتضاست؛ اما من حیث العلة یا الوجود، اقتضا مییابد. این دو حیثیت با یکدیگر منافاتی ندارند، چنانکه ناداری ذاتی با توانگری عرضی جمع میشود.
احتیاج ممکن به علت: قضیهای اولیه
چون ماهیت من حیث هی هی لا اقتضاست و میان وجوب (اقتضای وجود) و امتناع (اقتضای عدم) قرار دارد، برای تحقق وجود یا عدم، نیازمند علت است. اگر علت تامه آید، وجود تحقق مییابد؛ و اگر نیاید، عدم باقی میماند. بنابراین، احتیاج ممکن به علت، امری ضروری و بدیهی است.
این ضرورت از نوع اولیات است؛ یعنی نه تنها دلیل نمیخواهد، بلکه به هیچ مقدمه خارجی، تجربه، حس، تواتر یا حتی قیاس مطوی نیاز ندارد. اولیات، بالذات مستدلاند و تنها مؤونه تصور طرفین را دارند، همچون قضیه «الکل أعظم من الجزء».
نکتۀ کلیدی:
تصدیق اولی منافاتی با نیاز به تصور درست ندارد. انکار احتیاج ممکن به علت، غالباً ناشی از عدم تصور صحیح مفهوم ممکن است، نه عدم تصدیق آن. مادیگرایان دیروز و امروز، در همین دام افتادهاند؛ زیرا «لا اقتضا» را به درستی درنیافتهاند.
ترجیح بلا مرجح و انکار علت غایی و فاعلی
قائلان به بخت و اتفاق، احتیاج ممکن به علت را انکار میکنند و به ترجیح بلا مرجح معتقد میشوند. این انکار دو گونه است: انکار علت غایی (فعل بدون غایت) و انکار علت فاعلی (فعل بدون فاعل). هر دو در نهایت به یکدیگر بازمیگردند؛ زیرا فعل بدون غایت محال است و این محال بودن، به نبود فاعل بازمیگردد.
غایت بالعرض با عدم غایت متفاوت است. ممکن است ما به برخی غایات علم نداشته باشیم، اما این عدم علم، نافی وجود غایت نیست. نظام آفرینش منظم است و هرجومرج در آن راه ندارد؛ همچون ماشینی که هر چرخدندهاش غایتی دقیق دارد، حتی اگر ما از برخی غایات پنهان بیخبر باشیم.
پاسخ به شبهات فخر رازی
شبهه نخست: احتیاج ممکن به مؤثر یا در ماهیت است، یا در وجود، یا در اتصاف. هر سه محالاند؛ زیرا جعل ماهیت یا وجود، یا تحصیل حاصل است یا سلب شیء عن نفسه، و اتصاف امری عدمی و ذهنی است.
پاسخ: اثر جعل، ایجاد و ابقای بسيط وجود است، نه جعل ترکیبی ماهیت یا وجود یا اتصاف. وجود مرتبط با مبدأ است، نه «وجودٌ وجودٌ».
شبهه دوم: اگر ممکن محتاج مؤثر باشد، صفت مؤثریت نیز ممکن است و تسلسل لازم میآید.
پاسخ: مؤثریت امری اعتباری و عروضی ذهنی است؛ عروض آن در ذهن است، اما اتصاف مؤثر به آن در خارج. ثبوت شیء لشیء در ذهن، مستلزم ثبوت ثابت در خارج نیست.
نتیجهگیری بخش
امکان، لازمه ذاتی ماهیت است و احتیاج ممکن به علت، قضیهای اولیه و بدیهی. انکار آن، ریشه در عدم تصور دارد و به ترجیح بلا مرجح میانجامد که محال است. این دو حکم، پایه نظام معرفتی توحیدیاند و راه را بر مادیگری و اتفاقگرایی میبندند.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!