متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش دوازدهم: امور عامه – امکان ماهوی و حاجت اولیه ممکن
در این بخش از منظومه حکیم حاج ملاهادی سبزواری، به بررسی ابیات کلیدی در باب امکان ماهوی، حاجت اولیه ممکن، و مسائل مرتبط با حدوث و بقا پرداخته میشود. این مباحث از ارکان اساسی حکمت متعالیه به شمار میروند و تحلیل دقیق آنها، روشنگر بسیاری از مسائل فلسفی و الهیاتی است.
امکان ذاتی ماهیت و عدم اقتضا از حیث ذات
حکیم سبزواری در این ابیات میفرماید:
قد لزم الإمکان للماهية
و حاجة الممکن أولیة
امکان، لازمه ذاتی ماهیت است. ماهیت ممکنالوجود، از حیث ذات خود، لااقتضا است؛ یعنی نه اقتضای وجود دارد و نه اقتضای عدم. هر اقتضایی که بر آن عارض شود – خواه اقتضای وجود و خواه اقتضای عدم – از جانب غیر است. از اینرو، وجود و عدم بر ماهیتها از حیث ذاتشان مساوی است.
ممکنالوجود همواره با دو ضرورت همراه است: ضرورت سابق و ضرورت لاحق. ضرورت سابق آن است که وجود معلول وابسته به وجود علت است («ما لم یجب علیه لم یوجد معلوله»). ضرورت لاحق آن است که ماهیت، به شرط وجود، موجود است؛ یعنی وصف به حال متعلق موصوف.
تصور لااقتضای ذاتی ممکن، اولیه است و با ضروری بودن تصدیق منافاتی ندارد، هرچند تصور آن نظری باشد؛ زیرا تصور و تصدیق مفهوماً متبایناند و حکم یکی بر دیگری سرایت نمیکند.
ملازمه میان علت غایی و علت فاعلی
انکار علت غایی، ملازم با انکار علت فاعلی است و هر دو به عدم وجود فعل بازمیگردند. فعل بدون فاعل محال است، چنانکه فاعل بدون غایت نیز محال است؛ زیرا قاعده ترجیح بلا مرجح ایجاب میکند که هر دو لازم باشند.
علت فاعلی، معلول علت غایی است علماً، و علت غایی، معلول علت فاعلی است خارجاً؛ بدون آنکه دور لازم آید. فاعل جز به تصور غایت حرکت نمیکند؛ از اینرو، غایت، محرک فاعل است.
بنابراین، وجود فعل، مستلزم وجود فاعل و غایت است. انکار هر یک، به انکار دیگری و نهایتاً به انکار فعل میانجامد، در حالی که فعل موجود است.
این ملازمه در همه مراتب – اعم از عاقل و غیرعاقل، طبیعی و غیرطبیعی، جن و انس – جاری است و به خالق و مخلوق خاصی محدود نمیشود.
افاضه وجود ربطی و تمایز اتصاف از عروض
افاضه حق تعالی، وجود ارتبط است؛ یعنی وجودی که ربط حقیقی و دائمی با مبدأ دارد. این افاضه، مستمر است و نه صرفاً ابتدایی.
تأثیر در ذهن است، اما اتصاف در خارج. امکان، در ذهن بر انسان عارض میشود، ولی انسان در خارج متصف به امکان است. ثبوت شیء لشیء – یعنی عروض – فرع بر ثبوت مثبت له است، اما اتصاف چنین نیست؛ زیرا اتصاف خارجی است و عروض آن ذهنی.
عدم تمایز میان حدوث و بقا در حاجت به علت
حکیم سبزواری میفرماید:
لا یفرق الحدوث و البقاء
و إذ لم یکن للممکن اقتضاء
میان حدوث و بقا در حاجت به علت تفاوتی نیست؛ زیرا مناط حاجت، امکان است نه حدوث. هر ممکنی – خواه حادث باشد و خواه قدیم – محتاج علت است.
متکلمین گمان کردند که عالم تنها در حدوث محتاج خالق است و پس از آن، مستقل میشود؛ مانند بنا که پس از مرگ بنّا، ساختمان باقی میماند. این تمثیل نادرست است؛ زیرا بنّا تنها فاعل حرکت اولیه است، نه فاعل وجود، شکل و بقا.
شکل بنا معلول اجتماع اجزاست، بقای آن معلول یبوست مواد است، و یبوست و طبیعت اجزا نیز معلول افاضه وجودی خالق است. خالق، فاعل وجود ربطی و مستمر است، نه صرفاً محرک اولیه.
احتياج ممکن، ذاتی و دائمی است؛ زیرا امکان لازم ماهیت است و حاجت لازم امکان. حدوث أخص از امکان است: کل حادث ممکن، ولی کل ممکن حادث نیست.
وجود ممکن، عین فقر و فاقه به علت
وجود امکانى در هر وعایی از أوعیه واقع – زمان، دهر یا سرمد – عین الفقر و الفاقه به علت است. وجود ممکنات، رابط محض و حرفی است، نه نفسی.
ذات ممکن، متقوم و متذوت به ذات علت است. اگر نظر از علت قطع شود، هیچ چیز باقی نمیماند. تمثیل آن – از راه دور – مانند انسان بدون حیوان ناطق یا خاتم بدون فضه است؛ هرچند در خارج، جدایی محال است.
فقیر حقیقی، کسی است که ذاته الفقر؛ نه آنکه له الفقر. مومن، فقیر به حق است و عزت دارد: إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا (یونس: ۶۵). عزت از آن خداست.
جمعبندی بخش
ممکنالوجود، از حیث ذات، لااقتضا است و حاجت آن اولیه و ذاتی. این حاجت میان حدوث و بقا تفاوتی ندارد و افاضه وجودی حق تعالی، مستمر و ربطی است. اولیای الهی به سبب درک عمیق این فقر ذاتی، بیشتر به درگاه الهی التجا میجویند و غفلت از این حقیقت، سرچشمه گمان استقلال است.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!