شرح منظومه 311

متن تحقیق





شرح منظومه در امور عامه: امکان، حدوث و احتیاج به علت

برگرفته از درس‌گفتارهای شرح منظومه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش سیزدهم: احتیاج ممکن‌الوجود به علت؛ از امکان ذاتی یا از حدوث؟

اگر مفهوم اندیشه تحقق یابد و معنای امکان به‌درستی تصور گردد، بسیاری از دشواری‌های فکری و فلسفی حل خواهد شد. ممکن‌الوجود، موجودی است که ذاتاً لااقتضاء است؛ یعنی نه اقتضای وجود دارد و نه اقتضای عدم. این لااقتضاء با اقتضای غیرى (علت) سازگار است و هیچ‌گاه ممکن از اقتضا خالی نیست؛ همواره یا اقتضای وجود دارد یا اقتضای عدم.

این اقتضای غیرى هیچ منافاتی با لااقتضاییه ذاتیه آن ندارد. بر این اساس، ممکن‌الوجود قهراً محتاج به علت است و علت آن نیز باید واجب باشد.

اکنون پرسش این است: احتیاج ممکن به فاعل، از آن روست که ممکن است یا از آن روست که حادث است؟

حکما می‌فرمایند: احتیاج ممکن از جهت امکان ذاتی اوست، نه از جهت حدوث. ممکن محتاج است، خواه حدوث داشته باشد و خواه نداشته باشد. نیاز او از لااقتضایی ذاتی‌اش ناشی می‌شود، یعنی از امکانش.

هر آنچه لااقتضاء است، محتاج به مقتضی است. بنابراین، نیاز ممکن از امکان اوست؛ خواه اصلاً حدوث داشته باشد و خواه نداشته باشد.

الممکن إما حادث أو لا. صرف اینکه حادث نباشد، لطمه‌ای به نیازش نمی‌زند. اگر حادث نباشد، آن را قدیم، ازلی یا سرمدی نامید. آیا موجود قدیم محتاج است یا نیست؟

اگر محتاج نیست، یا معدوم است (که محتاج نیست) یا واجب است (که محتاج نیست). شق ثالث تصوراً ممکن نیست، زیرا عدم چیزی نیست. پس اگر محتاج نیست، قهراً واجب است.

آنچه کار را به هسته مرکزی می‌رساند، این است: آیا این شیء محتاج است یا محتاج نیست؟ اگر محتاج است، واجب نیست. اگر محتاج نیست، ممکن نیست؛ خواه قدیم باشد، خواه حادث، خواه ازلی یا سرمدی.

اگر قدیم است، قدیماً محتاج است؛ اگر حادث است، حادثاً محتاج است؛ اگر ازلی است، ازلاً محتاج است. نیاز ازلی، شدیدتر و آشکارتر از نیاز حادث است.

به قول ابن‌سینا در اشارات: امکان اعم از حدوث است؛ زیرا هر حادثی ممکن است، اما هر ممکنی لزوماً حادث نیست. حدوث مفهومی متأخرتر از علت احتیاج است.

عوام پنداشته‌اند که قدیم یعنی بی‌نیاز. تنها یک قدیم بی‌نیاز می‌تواند بود، اما قدیم محتاج نیز قابل تصور است. ما گول الفاظ را نمی‌خوریم.

چرا ممکن نیست که خداوند مخلوقی ازلی اما محتاج داشته باشد؟ ما به خارج کاری نداریم؛ بحث در تصور ذهنی است: آیا محال است یا نه؟

اگر موجود ازلی محتاج باشد، واجب نیست، بلکه ممکن است؛ خواه حادث باشد و خواه نباشد.

اگر محتاج است، مخلوق و ممکن است. اشکالی ندارد که کنار واجب‌الوجود، موجودی محتاج و ازلی باشد.

دلیل محال بودن آن کجاست؟ متکلمین بدون دلیل برهانی، صرفاً با تکیه بر عادت ذهنی می‌گویند همه چیز متولد شده، پس هستی نیز متولد شده است. خداوند اما ازلاً و ابداً خالق است و می‌تواند مخلوق ازلی و ابدیِ محتاج داشته باشد.

مرحوم حاجی سبزواری و حکما این مطلب را در برابر متکلمین (عوام کلام) مطرح کرده‌اند. بحث، برهانی است و متکلمین عوام، دست به ماثورات عصمت نمی‌کشند و صرفاً ظاهر نقل را می‌گیرند.

مخلوق بودن، لزوماً به معنای حدوث زمانی نیست؛ نه ذاتاً و نه زماناً.

اگر تمام مخلوقات قدیم باشند، آیا لازم می‌آید که خداوند زمانی خالق نبوده باشد؟ عیبی ندارد؛ در آن فرض، خالقیت او قدیم و دائمی است.

مرز کلام و حکمت همین‌جاست: اگر موجود قدیم باشد، آیا کار خراب می‌شود؟ قدیم یا بی‌نیاز است یا با نیاز. اگر بی‌نیاز، واجب‌الوجود است و اختلالی نیست. اگر با نیاز، آن را ازلی یا سرمدی خوانید؛ چه اشکالی دارد؟

خداوند دائم‌الفیض علی البریه است؛ فیض او دائم و پیوسته است. خالقیت، رازقیت و علم او اولیّت دارد: عالم قبل کل معلوم، خالق قبل کل مخلوق، سامع قبل کل مسموع.

مگر می‌شود خالق باشد و مخلوقی نباشد؟ فاعل بدون فعل و فعل بدون فاعل، هر دو محال است.

هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ

ترجمه: آنان در آن جاویدانند.

اگر بهشت ابدی و خالد است، چرا عالم نمی‌تواند قدیم اما محتاج باشد؟ اگر حادث باشد، خالدون بودنش چگونه معنا می‌یابد؟

خداوند همیشه خالق بوده و هست. ما هستیم که مستفیض شده‌ایم؛ فیض قدیم است، اما استفیاض ما ممکن است حادث باشد.

لَمْ يَكُنْ مَعَهُ شَيْءٌ

ترجمه: با او چیزی نبوده است.

كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ

ترجمه: هر روز او در شأنی است.

اکنون نیز با او چیزی نیست؛ همه فیء او هستند. الله أكبر من كل شيء، بلکه الله أكبر من أن يوصف. خداوند بزرگ‌تر از آن است که چیزی کنارش قرار گیرد.

این جهان‌بینی حکمت متعالیه است: خداوند ازلاً و ابداً در کار و شأن است؛ فیض او هرگز فرو نمی‌نشیند و عالم، فیض دائمی حق تعالی است.

جمع‌بندی بخش

برهان حکما بر احتیاج ممکن به علت، بر پایه امکان ذاتی استوار است، نه حدوث زمانی. این برهان، قدیم و حادث را یکسان در بر می‌گیرد و خالقیت خداوند را ازلی و دائمی می‌سازد. عالم، سایه فیض پیوسته حق است و هیچ‌گاه از شأن الهی تهی نمی‌ماند.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)