متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش نخست: ضرورت فعلیه مطلقه عامه و دلالت آن بر امکان فقری
در ادامه بحث پیشین، بیان شد که بر مطلوب، مطلوب دیگری مترتب است و آن، علت افتقار ممکن است. شواهدی نیز بر این مدعا اقامه گردید که یکی از آنها، ضرورت قضیه فعلیه مطلقه عامه بود. قضیه فعلیه مطلقه عامه، قضیهای است که محمول آن در یکی از ازمنه بر موضوع تحقق مییابد، همچون «الإنسان متنفّس»؛ یعنی انسان در حالی که انسان است، نفس میکشد، بدون آنکه به زمان ماضی یا مستقبل محدود گردد، لیکن وقوع آن حتمي و ضروري است.
این ضرورت فعلیه، در حالی که حدوث زمانی ندارد، دلالت میکند بر اینکه شيء در حال اعتبار وجودش، ضروري الوجود است (به شرط محمول) و در حال اعتبار عدمش، ضروري العدم است (به شرط عدم محمول). این دو ضرورت را «ضرورة بشرط المحمول» و «ضرورة في زمان المحمول» مینامند.
نکته کلیدی: ضرورت فعلیه مطلقه عامه، بدون نیاز به حدوث زمانی، ضرورت غیری را اثبات میکند و این، مبنای امکان فقری است؛ یعنی ممکن، ذاتاً فقیر و محتاج به واجب است، و وجودش ضروري به شرط سبب خارجی.
آرای حکما در باب لوازم قدیمه ذات واجب
حکما در این مسئله اختلاف نظر دارند، لیکن همگی به نوعی به موجودی غیرحادث و غیر عين ذات واجب قائلاند. حکما را میتوان به سه گروه اصلی تقسیم کرد: مشائین، اشراقیون و متألهین.
رأی متألهین
نزد متألهین، صفات اضافیه — همچون عالمیت و قادريت — زاید بر ذات حقاند، اما حادث زمانی نیستند؛ زیرا همراه ذات ازلیاند. این صفات، نه عين ذات محضاند (مانند حیات و قدرت حقیقیه) و نه کاملاً منفصل، بلکه اضافات اعتباریهای هستند که از رابطه ذات با ممکنات انتزاع میشوند.
رأی اشراقیون
اشراقیون، از جمله انوار قاهره را قائلاند که همان عالم مثُل است؛ وجود علمی عینی حق که تمام موجودات عالم ناسوت از آنها نشئت میگیرند. قرآن کریم نیز در موارد متعدد به نزول اشیاء اشاره دارد:
أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ
أَنْزَلْنَا الْمَاءَ
أَنْزَلْنَا الْقُرْآنَ
ترجمه: ما آهن را نازل کردیم؛ ما آب را فرود آوردیم؛ ما قرآن را نازل نمودیم.
این نزول، غیر از خلق است و دلالت بر صدور از عالم بالاتر — یعنی عالم مثُل — دارد که قدیم و غیرحادث است.
رأی مشائین
مشائین، صور مرتسمه را قائلاند؛ یعنی صور علمیه کلیه که حق تعالی به واسطه آنها به جزئیات عالم علم دارد، بدون آنکه تغییر در ذاتش راه یابد. مثال مشهور، علم منجم است که پیش از وقوع، به واسطه کلیات نجومی، از موقعیت قمر در عقرب آگاه میشود، برخلاف علم حسی که حادث و منفعل است.
این صور مرتسمه، نه حادثاند (زیرا همراه ذاتاند) و نه عين ذات؛ بلکه لوازم داخلی ذات به شمار میروند.
نکته کلیدی: مشائین و اشراقیون هر دو به موجودی غیرحادث و غیرواجب قائلاند؛ فرق در آن است که صور مرتسمه لوازم داخلی ذاتاند و انوار قاهره لوازم خارجی.
آرای متکلمین
رأی اشاعره
اشاعره، صفات حقیقیه زائده قائلاند؛ یعنی علم، قدرت و حیات، زاید بر ذاتاند، اما قدیم و لازم ذات. این صفات، همچون زوجیت نسبت به عدد چهار، نه عين موضوعاند و نه غير کامل.
رأی معتزله
معتزله، احوال را مطرح میکنند؛ حالتی که نه موجود است و نه معدوم، و از این رو، حادث زمانی نیست، بلکه همراه قدیم ذات است.
رأی عرفا (صوفیه حقیقی)
عرفا — که مراد از صوفیه در کلام حکیم، عارفان حقیقیاند نه مدعیان ظاهری — اعیان ثابته را قائلاند؛ یعنی حقایق علمیه ظهوری ذات حق که نه عين ذاتاند و نه غير محض، بلکه ظهورات علمی اند.
این اعیان، واجب الوجود نیستند (به دلایل توحید) و حادث هم نیستند؛ پس ممكن الثبوت بذاتها و واجب الثبوت بنسبت به ذات اول تعالیاند.
جمعبندی آرای مذکور: همه فرق — از متألهین تا عرفا — به لوازم قدیمه ذات قائلاند که نه واجب الوجود محضاند و نه حادث زمانی. این لوازم، ممکنات غیرزمانیاند که ثبوتشان واجب به سبب واجب است. بنابراین، نقض میشود قول کسانی که هر موجودی را یا واجب یا حادث زمانی میدانند.
نتیجهگیری بخش و قاعده عقلی
تأثیر واجب در این لوازم، مشروط به سبق عدم نیست؛ زیرا میان ذات و لوازمش، عدم متخلل نمیشود. مثال زوجیت برای عدد چهار، روشنگر است: زوجیت، مسبوق به عدم نیست، بلکه همراه اربعه است؛ پس نه حادث است و نه واجب الوجود.
قاعده عقلی نیز تخصیص برنمیدارد؛ وقتی موجودی غیرحادث و غیرواجب یافتیم، این قاعده بر همه مصادیق — اعم از فعل و غیرفعل — جاری است.
بنابراین، موجود یا زمانی است یا غیرزمانی؛ و ممکنات غیرزمانی، همان لوازم قدیمه ذاتاند که به امکان فقری موجودند.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!