شرح منظومه 328

متن تحقیق





شرح منظومه حکیم حاج ملاهادی سبزواری: بخش امور عامه

شرح منظومه حکیم حاج ملاهادی سبزواری

بخش امور عامه

برگرفته از درس‌گفتارهای شرح منظومه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره


بخش بیستم: نفْی اولویت‌ها در ممکن و تبیین وجوب سابق و لاحق

در ادامه بررسی عبارت منظومه، باید دقت شود که نفْی اولویت ذاتیه از ممکن، از طریق لَیْسیّة الممکن صورت می‌پذیرد. لَیْسیّة الممکن همان عدم اقتضای ذاتی است. لازمۀ عدم اقتضا، تسویه میان وجود و عدم است. تسویه نیز اولویت غیریه را نفی می‌کند؛ زیرا اولویت غیریه عبارت است از ترجیح یکی از دو طرف بدون مرجّح تام.

علت اینکه در شعر ابتدا به اولویت غیریه اشاره شده، اقتضای وزن و قافیه است، اما در مقام بیان، ابتدا اولویت ذاتیه نفی گردید که لازمۀ عدم اقتضای ذاتی، تسویه شد و تسویه، اولویت غیریه را نفی کرد. بنابراین، تسویه میان وجود و عدم در حال ماهیت باقی می‌ماند.

آن اولویت غیریه که فرض می‌شود، به حد وجوب نمی‌رسد؛ زیرا اگر به حد وجوب رسد، نامش تغییر می‌کند و وجوب خوانده می‌شود. چون به حد وجوب نرسیده، طرف مقابل را محال نمی‌سازد. محال شدن طرف مقابل تنها زمانی رخ می‌دهد که وجود واجب شود، آنگاه عدم واجب‌العدم گردد و طرف مقابل محال شود.

بنابراین، وقوع به واسطه چنین اولویتی و عدم وقوع به واسطه آن، هر دو متساوی‌اند. اگر ادعا شود که متساوی نیستند، آنگاه همان وجوب خواهد بود. اگر متساوی باشند، هیچ‌یک تعیّن نمی‌یابد.

این برخلاف زمانی است که اولویت به حد وجوب برسد؛ آنگاه طرف دیگر باقی نمی‌ماند. مادامی که فاعل تمام انحای عدم معلول را سد نکند – یعنی مقتضی را موجود نسازد، مانع را معدوم نکند و اعداد را به وجوب نرساند – معلول موجود نمی‌شود. هنگامی که علت تامه موجود گردد، معلول موجود می‌شود. اگر علت واجب نشود، معلول نیز موجود نمی‌گردد.

نکته کلیدی:

سؤال باقی می‌ماند که چرا این ممکن موجود شد و آن ممکن معدوم ماند؟ اگر وجوب حاصل شود، پاسخ آن است که به علت تامه است؛ اما اگر وجوب نباشد، سؤال پابرجاست. ادعای اولویت یا به تسویه بازمی‌گردد (که همان امکان است) یا به ترجیح بلا مرجّح می‌انجامد (که محال است). پاسخ صحیح آن است که این ترجیح از وجوب سابق ناشی می‌شود: «ما لم یجب لم یوجد».

این همان وجوب سابق است که از جانب علت می‌آید؛ یعنی علت واجب شود، آنگاه معلول موجود گردد.

سپس وجوب دیگری هست که وجوب لاحق نامیده می‌شود. وجوب سابق پیش از تحقق ماهیت است، اما وجوب لاحق فرع بر ماهیت و پس از حصول وجود یا عدم بالفعل است. این وجوب نیز مبرهن است، نه بديهی. برهان آن این است که بشرط الوجود، موجود ضرورتاً موجود است. وقتی محمول داخل موضوع افتد، قضیه ضروری می‌شود، هرچند این داخل شدن از ذات نیست، بلکه به اعتبار دیگری است؛ لذا لاحق است، نه سابق.

این ضرورت بشرط المحمول با عدم اقتضای ذاتی منافاتی ندارد؛ زیرا هیچ قضیه فعلیه‌ای از این ضرورت خالی نیست. قضیه فعلیه غیر از قضیه واجبیه است؛ واجبیه ضرورت ازلیه دارد، نه لاحق.

اگر گفته شود که وجوب مقدم بر وجود است، معنایش چیست؟ این سبق و لحوق اعتباری عقلی است. وجود و وجوب در خارج عین هم‌اند؛ حیثیة الوجود همان اباء عن العدم است. عقل هنگام ملاحظه معانی، ترتیبی اعتباری میان آن‌ها قرار می‌دهد: وقتی موجود است، عقل حکم می‌کند که واجب است؛ و وقتی واجب است، حکم می‌کند که موجود است.

حکما می‌فرمایند: «الشيء ما لم یجب لم یوجد»، یعنی تا تمام انحای عدم مسدود نشود، عقل به وجود حکم نمی‌کند. همچنین، تا عدم علت واجب نشود، معلول معدوم نمی‌گردد. بنابراین، این وجوب حاکی از قانون علیت است.

جمع‌بندی بخش:

ممکن با دو ضرورت – سابق و لاحق – احاطه شده است، بدون آنکه با عدم اقتضای ذاتی‌اش منافات داشته باشد. نسبت وجوب و امکان همچون نسبت تمام و نقصان است؛ زیرا میان علت و معلول سنخیت لازم است و ممکن و واجب متباین نیستند، بلکه ممکن مرتبه ناقص و ضعیف واجب است.

تبیین نسبت وجوب و امکان به مثابه تمام و نقصان

امکان چون برزخی میان وجوب و امتناع است، نسبتش به وجوب همچون نسبت نقص به تمام است. این امکان، امکان ماهوی است که نه وجود را اقتضا می‌کند و نه عدم را؛ بلکه عدم مشوب به وجود است.

اما أولی آن است که مراد از امکان، امکان فقری باشد – مصطلح نزد صدرالمتألهین – یعنی وجودات محدود، فقر محض و تبع محض و ظلّ حق تعالی‌اند. در این صورت، وجوب، وجوب ذاتی است و سنخیت به نحو شيء و فيئه متحقق می‌گردد.

با این وصف، توهم منافات میان دو ضرورت غیری و امکان ذاتی دفع می‌شود؛ زیرا امکان ذاتی همچون ماده (لا به شرط، محض الفقر) و وجوب غیری همچون صورت (فاعلیت‌بخش) است. ماده و صورت با هم جمع می‌شوند و منافاتی ندارند؛ همچنین امکان ذاتی و وجوب غیری.

نکته ممتاز:

امکان فقری، حقیقت ممکن را به فقر و تبعیّت محض بازمی‌گرداند و سنخیت میان واجب و ممکن را به بهترین وجه تبیین می‌کند. این دیدگاه، از نوآوری‌های برجسته صدرالمتألهین است که حقیقت وجود ممکن را ظلّ و فيء حق تعالی می‌داند.


با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)