متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش بیست و دوم: امور عامه – تبیین تفاوت امکان ذاتی و امکان استعدادی
مقدمه بخش
در این بخش از بررسی امور عامه، به یکی از دقیقترین مباحث فلسفی یعنی تمایز میان انواع امکان پرداخته میشود. پس از آنکه امکان ذاتی و امکان استعدادی به تفصیل روشن گردید، اکنون نوبت به آن رسیده است که تفاوت میان امکان استعدادی و امکان استقبالی به نحو احسن تبیین شود تا مرز میان سخن حکیمانه و کلام عوامانه آشکار گردد.
تفاوت بنیادین امکان استقبالی و امکان استعدادی
امکان استقبالی، که گاه به آینده شیء نسبت داده میشود، در حقیقت وصفی است ناشی از ناآگاهی ناظر. ممکن است چیزی واقع شود یا نشود، اما این «ممکن» بودن صرفاً از آن روست که ما از علل و اسباب تامه آن بیخبریم. حکیم متأله این امکان را مردود میشمارد و میفرماید: وصف نادانی ماست. هر آنچه باید باشد، بالضروره هست و هر آنچه نباید باشد، بالضروره نخواهد بود. در عالم علل و اسباب تامه، امکانی در کار نیست.
گذشته و حال نیز از این حیث مشابه آیندهاند؛ بسیاری از امور گذشته و حال را نمیدانیم، پس نسبت به ما «ممکن» جلوه میکنند – مثلاً ممکن است در این لحظه در خیابان کسی بمیرد یا کسی زاده شود، زیرا از آن بیخبریم. اما آن که عالم به غیب و شهادت است، برای او امکانی باقی نمیماند. بنابراین، امکان استقبالی در حقیقت امکان حکمی نیست، بلکه سخن عوامانه متکلمان است.
در مقابل، امکان استعدادی سخن حکیمانه و دارای واقعیت خارجی است. این امکان، معیار را از نطفه تا انسانیت میگیرد و بر پایه رشد و تکامل شیء حساب میکند. امکان استعدادی وصف خود شیء خارجی است، نه وصف ناظر. علم خداوند سبحان به مسیر نطفه تا انسانیت متفاوت است، اما این امکان به علم حق یا علم ما ارتباطی ندارد؛ بلکه وصفی خارجی و مستقل از ناظر است.
ما با این استعداد بیگانهایم؛ خواه باشیم یا نباشیم، نطفه یا هست یا نیست، استعدادش وصف خارجی اوست. در علم حق، این امر ضروری است و از حیث ما جهل است؛ این میشود امکان استقبالی. اما امکان استعدادی وصف شیء است، نه وصف ناظر بر شیء. امکان استقبالی به دانستگی یا نادانستگی ناظر بازمیگردد، اما امکان استعدادی وصف ذات شیء خارجی است.
کلید تمایز: امکان استقبالی وصف ناظر و ناشی از جهل است؛ امکان استعدادی وصف شیء خارجی و دارای واقعیت مستقل است.
بیان تفاوت از حیث فعلیت و قوه
نخستین تفاوت آن است که امکان استعدادی از جهتی بالفعل و از جهتی بالقوه است، در حالی که امکان ذاتی از همه جهات بالقوه محض است؛ فعلیت آن عین قوهاش میباشد.
استعداد از آن حیث که کیفیتی محسوس در ماده (به معنای اعم) است، امری بالفعل است. اما از آن حیث که امکان و قابلیت نسبت به مستعدٌ له است، بالقوه میباشد. بنابراین، خود امکان استعدادی وصف عقلی است، اما جهتی فعلی دارد که همان نفس الاستعداد است.
مرحوم صدرا رحمهالله در اسفار اربعه فرمودهاند: امکان استعدادی از جهتی بالفعل است، زیرا اضافه به غایت دارد و از جهتی دیگر بالقوه است. آن جهت فعلیت، غیر از جهت قوه بودن است؛ جهت فعلیت به استعداد بازمیگردد و جهت قوه به امکان.
مثال مشهور مرحوم صدرا، منی (نطفه مردانه) است. این مثال نه تنها برای تبیین، بلکه برای تنذیر و تذکر به حقیقت وجودی انسان برگزیده شده است؛ زیرا انسان در مسیر کمال خویش، از منویت تا بلوغ مادی و سپس بلوغ معنوی میگذرد. منی نسبت به حصول صورت انسانی بالقوه است، اما نسبت به نفس منی و صورت منویهاش بالفعل و تام است؛ ناقصالانسانیة، تامالمنویة.
این مثال، یادآور آن است که انسان مادی، در نهایت حیوانی است که مانند دیگر جانداران میمیرد، مگر آنکه از منویت و بلوغ مادی فراتر رود و به حقیقت انسانی دست یابد – آنجا که تکلیف برداشته میشود و انسان به کمال حقیقی میرسد.
فَإِنَّ الْمَنِيَّ وَإِنْ كَانَ بِالْقِيَاسِ إِلَى حُصُولِ الصُّورَةِ الْإِنْسَانِيَّةِ لَهُ بِالْقُوَّةِ لَكِنْ بِالْقِيَاسِ إِلَى نَفْسِ الْمَنِيِّ وَكَوْنِهِ ذَا صُورَةٍ مَنَوِيَّةٍ فَهُوَ بِالْفِعْلِ
ترجمه: منی هرچند نسبت به حصول صورت انسانی بالقوه است، اما نسبت به نفس منی و صورت منویهاش بالفعل است.
در مقابل، امکان ذاتی امری سلبی محض است و هیچ وجود خارجی ندارد؛ از هیچ جهتی فعلیت ندارد و قوه صرف است.
تقریر دقیقتر از کلام صدرا
چنانکه مرحوم حاجی سبزواری تقریر کردهاند، یا منی به عنوان تنذیر آورده شده، یا به اعتبار اتحاد حقیقی عرض (منویت) با موضوعش (ماده). زیرا در حکمت متعالیه، ترکیب عرض و موضوع، اتحاد حقیقی است نه انضمامی. بنابراین، امکان استعدادی موضوعی مرکب از فعلیت (استعداد) و قوه (امکان) دارد، پس از جهتی فعل و از جهتی قوه است. اما امکان ذاتی موضوعی دارد که حتی در وجود و عدم بالفعل نیست؛ معروضش «لیس» است و خود نیز «لیس» محض.
نتیجهگیری بخش: چهار تفاوت اصلی
تفاوتهای چهارگانه میان امکان ذاتی و امکان استعدادی به شرح زیر است:
- از حیث فعلیت و قوه: امکان استعدادی دارای جهت فعلیت (استعداد) است، اما امکان ذاتی قوه محض و سلبی.
- از حیث اصل و فرع: امکان ذاتی کالأصل است نسبت به استعدادی؛ زیرا استعدادی گویی امکان ذاتی با اعتبار اضافه ماده است، و ذاتی منشأ استعدادی است (زیرا هیولی – که مصحح جهات نقص و شرور است – از امکان ذاتی در نظام علل نشأت میگیرد).
- از حیث تعین غایت: در امکان استعدادی، مغیّا علیه (غایت) معین است و تعینش از نفس استعداد است؛ راه خاص به کمال مخصوص (مانند نطفه به انسانیت). اما در امکان ذاتی، تعین وجود یا عدم از فاعل خارجی است.
- از حیث زوال: امکان استعدادی زائلشدنی است؛ یا با حصول غایت (نطفه به انسانیت میرسد) یا با فقدان آن (نطفه خشک میشود). اما امکان ذاتی لازم ماهیت است و هرگز زائل نمیشود؛ حتی در وجود، ماهیت بالذات «لیس» باقی میماند.
این چهار تفاوت نشان میدهد که امکان استعدادی و ذاتی اشتراک لفظی دارند، نه اینکه یکی توسعه دیگری باشد؛ یکی وصف خارجی شیء مرکب و دیگری وصف عقلی ماهیت محض است.
جمعبندی نهایی
با تبیین این تمایزات، مرز میان امکان حکمی واقعی (استعدادی) و امکان ظاهری ناشی از جهل (استقبالی) روشن گردید، و نیز تفاوت بنیادین امکان استعدادی با امکان ذاتی آشکار شد. این مباحث، پایهای استوار برای فهم حرکت جوهری و نظام علّی عالم فراهم میآورد.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!