متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش بیست و ششم و بیست و هفتم: تبیین حدوث اسمی در پرتو وحدت شخصیّه وجود
مقدمه بخش
در این بخش از شرح منظومه، به بررسی اصطلاح «حدوث اسمی» پرداخته میشود که از نوآوریهای مرحوم حاجی در تبیین دیدگاه عرفانی نسبت به حدوث و قدم عالم است. این اصطلاح، هرچند نامگذاری آن از سوی ایشان است، ریشه در بیان عارفان دارد و تفاوت بنیادین میان نگاه عرفانی به وجود با دیدگاههای فلسفی را روشن میسازد.
اصطلاح حدوث اسمی و منشأ آن
مرحوم حاجی در ابیات منظومه میفرماید:
مصطلحی عن رسم اسم جا حدیث من … و باین الوسیع لا الازلی
ممن لعقل کادنى للبشر فالحق قد کان ولو کون لشیء کما سی … بالقاهر طی
این اصطلاح از سوی ایشان وضع شده است، اما حقیقت آن برگرفته از بیان عارفان است. دو نکته کلیدی در این باره وجود دارد: نخست، نامگذاری «حدوث اسمی» از ایشان است، لیکن محتوای آن بیانگر نظر عارف در باب حقیقت وجود و عوالم وجودی است؛ دوم، این اصطلاح نوآوری واقعی در محتوا نیست، بلکه بیان دقیقی از دیدگاه عرفانی است که پیشتر موجود بوده است.
نکته کلیدی: حدوث اسمی، حدوث در ساحت ماهیتها و تعینات اسمی است، نه در ساحت وجود که همواره ظهور حق تعالی بوده و هست.
تفاوت بنیادین دیدگاه عارف با حکیم در باب وجود
در فلسفه، بحث میان اصالت ماهیت یا اصالت وجود است. در صورت اصالت وجود، یا قائل به تباین وجودات (مانند مشائیان) هستیم یا تشکیک وجود (مانند متألهین). اما عارف هیچ یک از این دو را نمیپذیرد. عارف هر آنچه میبیند، حقیقت و وجود است، اما نه به معنای متباین و نه متشکیک. عارف قائل به وحدت شخصیّه وجود است: تنها یک حقیقت وجود (حق تعالی) وجود دارد و همه موجودات مظاهر و ظهورات آن حقیقت واحد هستند.
تمثیل زیبا در این باب چنین است: همچون انسان که دارای چشم، دست، اراده، قدرت و حیات است و بدون این اعضا، انسان کامل نیست، اما هیچ یک از این اعضا مستقل از انسان نیستند. اگر یکی را جدا کنیم، نمیتوان گفت انسان باقی مانده است. عارف میگوید: ورای حقیقت الوجود، چیزی جز عدم نیست. این وحدت شخصیّه، غایت عرفان و نهایت بیان ممکن از طریق بشر است.
انسان کامل، مجموعهای است از همه این صفات و اعضا؛ نقصان در هر یک، نقصان در کل است. مازاد بر تمامیت نیز نقصان محسوب میشود. انسان یعنی این مجموعه کامل؛ بدون درک این کلّیت، فهم اجزا ممکن نیست.
نکته کلیدی: وحدت شخصیّه وجود یعنی یک حق تعالی حاکم است و همه موجودات مظاهر او هستند؛ هیچ استقلال، تباین یا تشکیکی در کار نیست.
تبیین حدوث اسمی بر پایه وحدت شخصیّه
حقیقت وجود چیزی جز حق تعالی نیست. پیش از خلق، ماهیتهای متعین وجود نداشتند؛ پس از خلق، ماهیتها تعین یافتند و ما برایشان نام گذاشتیم: «أنا»، «أنت»، «نحن». این ماهیتها متأخر از وجود هستند، یعنی مسبوق به سبق حق تعالی.
در قرآن کریم آمده است:
إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْمَاءٌ سَمَّيْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآبَاؤُكُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ بِهَا مِنْ سُلْطَانٍ
(اینها جز نامهایی نیستند که شما و پدرانتان بر آنها نهادهاید؛ خداوند هیچ سلطانی بر آنها نازل نکرده است.)
نخست حق است و آخر نیز حق؛ چیزی جز حق نیست. ماهیتها پیش از وجود متعین نبودند؛ پس از وجود، تنها تعین ماهوی پیدا کردند، اما وجود همچنان ظهور حق است. ماهیتها چیزی جز اسماء نیستند.
این حدوث، حدوث ماهوی است نه وجودی. برخلاف حدوث طبیعی (صدرایی) که حدوث وجودی در عالم ماده است، یا حدوث دهری (میر داماد) که عالم زمان مسبوق به عالم دهر از حیث وجود است، حدوث اسمی تنها در تعین ماهوی است.
نکته کلیدی: ابتدا مبدأ است و ختم به قاهر و قهار؛ هیچ چیز جز حق نیست که باقی بماند.
مقایسه با اقسام دیگر حدوث و تبیین حرکت دوروی
در ادامه، به بیان میر داماد در باب مقادیر حرکات دوریه پرداخته میشود. حرکات دوریه یعنی حرکات فلکی که سال، ماه و قرن میسازند. در وجود انسانی نیز چنین است: از نطفه به تجرد و از تجرد به نطفه، قوس صعود و نزول.
مد سیر نیر نور حقیقی در قوسین نزول و صعود، ایام ربوبیت است. بیش از هفتصد آیه در قرآن کریم درباره یوم و ایام الله وارد شده است. ذکری به ایام الله، یادآوری این مراحل است.
نماز نیز نمادی از این صعود و نزول است: قیام، رکوع، سجده. سجده عالیترین کمال است، اما بدون قیام و رکوع ممکن نیست. سجده طولانی، پس از قیام و رکوع، بهترین راه برای دفع گناه است.
نتیجهگیری بخش
حدوث اسمی بیانگر آن است که همه اسمها، رسمها، صفات و تعینات حادثاند و تنها حق تعالی باقی است. کمال اخلاص، نفی صفات از ذات احدی است تا هیچ تعینی باقی نماند.
در روایت از امیرالمؤمنین علیهالسلام:
کمال الإخلاص نفی الصفات عنه
(کمال اخلاص، نفی صفات از ذات اوست.)
این نفی، نفی هرگونه تعین است تا حقیقت اطلاقی ذات آشکار گردد.
جمعبندی نهایی
در این تبیین، روشن گردید که دیدگاه عرفانی در باب وجود، فراتر از دستهبندیهای فلسفی است و به وحدت شخصیّه میرسد. حدوث اسمی، بیان دقیق این وحدت است که ماهیتها اعتباری محضاند و وجود، همواره ظهور حق تعالی. همه عالم مظاهر اسماء و صفات حق است و بازگشت همه به سوی اوست.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!