متن تحقیق
شرح منظومه سبزواری
امور عامه: اقسام حدوث و قدم
بخش بیست و هشتم: تبیین اقسام حدوث و قدم و بررسی نظریه حدوث دهری میرداماد و حدوث اسمی
بسم الله الرحمن الرحیم
این بحث از اقسام حدوث و قدم، از مباحث بنیادین وصفى در امور عامه و وجود است؛ بحثى بس مهم و پیچیده در حوزه اعتقادات دینى که دقت فراوان مىطلبد، زیرا با اصول اعتقادى و آموزههاى دینى پیوندى عمیق دارد و تفاوتهاى آن در فهم هستى تأثیرى جدّى مىگذارد.
سبزواری در منظومه خویش مىفرماید: «سید الأفاضل کذلک سبع العدم المقابلى کسابقیة له فکیه لکلة الصوریة». این بحث، که به اقسام حدوث و قدم مىپردازد، از مباحث وصفى امور عامه است و اهمیتى ویژه دارد. یادمان نرود که یکى از شارحان برجسته منظومه، از فرزندان آن عالم بزرگ، نقل کرده است که هنگام رسیدن به بحث حدوث و قدم ذاتى، مطلب براى وى جا نیفتاد. با مادر خویش – که خود فاضلى بود و نزد پدرش این مباحث را خوانده بود – در میان گذاشت. مادرش گفت: دیگر فلسفه نخوان، زیرا این بحثها سنگین است و اگر روشن نشود، شبهه ایجاد مىکند. آن بزرگوار – که چند سال پیش رحلت فرمود – حاشیه پدرشان را اجازه چاپ مجدد نمىداد و مىفرمود پدرم نیز به این کار راضى نبود. این نشان مىدهد که بحث تا چه اندازه جاندار و بنیادین است. بنابراین، باید به روشنى این مباحث اندیشید، نه اینکه تنها بخوانیم و بگذریم؛ بلکه باید دید این اقسام به کدامین لایه از هستى برخورد مىکند.
سبزواری اقسام حدوث و قدم را برمىشمارد: حقیقی، اضافی، ذاتی، زمانی، طبیعی (تبعی)، دهری؛ و خود نیز قسمى به نام حدوث اسمی اختراع کرده است. چون قدم را تعریف کردیم، مقابلش – حدوث – روشن مىشود و بالعکس.
حدوث و قدم حقیقی
حدوث و قدم حقیقی برهانى است. آنچه بعد الغیر باشد، حادث حقیقی است؛ زیرا تمام موجودات ممکن، محتاج به علتاند. تنها واجب تعالى قدیم حقیقی است، زیرا حق محض و مستجمع جمیع کمالات است و نیاز به غیر ندارد.
حدوث و قدم اضافی
این قسم اطلاقى عرفى است و نیاز به برهان ندارد؛ بلکه از مقایسه دو چیز با یکدیگر حاصل مىشود.
حدوث و قدم ذاتی (عدم مجامع)
حدوث ذاتى عبارت است از اینکه شىء من ذاته «ليس» باشد و «ایس» بودنش از ناحیه علت باشد. ذاتیت شىء مقدم بر غیریت آن است. این نیز برهانى است؛ زیرا ماهیت ممکنات من حیث ذاتشان لااقتضاء دارد و وجودشان از جهت علت است. عدم ذاتى (لااقتضاء) با وجود غیرى (اقتضاء علت) جمع مىشود – که به آن «عدم مجامع» گویند. این حدوث، ویژه حکماى مشائى (ارسطو، ابنسینا، خواجه نصیر) است. واجب تعالى قدیم ذاتى است، زیرا ذاتش اقتضاء وجود محض دارد. ممکنات (ماده و مجرد) عدم مجامعاند؛ وجودشان با ليس ذاتى جمع است.
میرداماد به این حدوث چندان اعتنا نمىکند؛ زیرا این حدوث به ماهیت مىخورد، نه به وجود. ماهیت امرى اعتبارى و وصفى عقلى است و اصالتى ندارد. حدوث ذاتى درد اصلى ما – که حدوث همه ماسوىالله در مرتبه وجود است – را درمان نمىکند. صدرالمتألهین نیز همین نقد را دارد و به جاى امکان ماهوى، امکان فقرى (نیاز وجودى) را مطرح مىکند.
حدوث طبیعی (تبعی)
این قسم برهانى است و مبتنى بر حرکت جوهرى صدرایى. عالم ماده ذاتاً تصرم و تغییر است؛ ثباتى در آن نیست. بنابراین، همه موجودات مادى (از افلاک تا عناصر) حادث تبعى (حقیقی) هستند و قدیم مادى نداریم.
حدوث و قدم زمانی
حدوث زمانى آن است که شىء مسبوق به عدم قبلى خودش در ظرف زمان باشد (امروز موجود است، اما دیروز نبود). قدیم زمانى آن است که مسبوق به عدم قبلى در ظرف زمان نباشد. اگر زمان را حادث زمانى بدانیم، تسلسل لازم مىآید؛ اگر قدیم زمانى، با نصوص دینى و براهین حدوث عالم تعارض دارد. نظریه متکلمین (زمان موهوم پیش از خلقت) نیز باطل است؛ زیرا «ثم» در روایت «کان الله و لم یکن معه شیء ثم یکون» باید در ظرفى واقع شود – نه زمان، نه موهوم، نه قدیم.
حدوث و قدم دهری (نظریه میرداماد)
میرداماد با سه مقدمه برهانى، حدوث دهری و سرمدى را اثبات مىکند و همه ماسوىالله را – اعم از مجرد و مادى – حادث مىبیند، بدون مشکلات حدوث ذاتى (ماهوى) و حدوث زمانى.
مقدمه اول: لکل وجود وعاء – هر وجودى ظرف تحقق دارد و آن ظرف، عین مرتبه تحقق اوست. این برهانى است و با اصالة الوجود سازگار.
مقدمه دوم: سلسله طولیه و عرضیة – موجودات در طول یکدیگر و بر واجب تعالى مترتباند. ترتب طولى برهانى است، اما تعداد مراتب (احدیت، واحدیت، لاهوت، جبروت، ملكوت، ناسوت) نیاز به برهان جداگانه دارد.
مقدمه سوم: هر عالم مادونى فاقد عالم مافوق است و عدمش در عالم مافوق متحقق است. عدم زمان در دهر، عدم دهر در سرمد متحقق است.
نتیجه:
- عالم زمان (مادیات): حدوث دهری – مسبوق به عدم دهری (تقدم وجودى دهر بر زمان).
- عالم دهر (مجردات تامه): حدوث سرمدى – مسبوق به عدم سرمدى (تقدم وجودى سرمد بر دهر).
- عالم سرمد (ذات واجب و صفاتش): قدیم سرمدى – ازلى و ابدى، هیچ حدوثى ندارد.
ایام الله در قرآن کریم
قرآن کریم بیش از هفتصد بار کلمه «یوم» را به کار برده است: یوم البعث، یوم النشور، یوم التغابن، یوم الآخرة و جز آن. همچنین آیاتى چند با «ایام الله» آمده است.
وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ
و آنان را به روزهای خداوند متذکّر ساز (سوره ابراهیم، آیه ۵).
تِلْكَ أَيَّامُ اللَّهِ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ
این است روزهای خداوند که آن را میان مردم به نوبت میگردانیم (سوره جاثیه، آیه ۱۴).
معصومین علیهمالسلام فرمودهاند: ایام الله سه چیز است: یوم القائم، یوم الموت، یوم القیامة. حکما و عرفا آن را به مراتب قوس نزول و صعود وجودى تأویل کردهاند. ظاهر قرآن نیز به یادآورى امم سابق و عبرت از سرنوشت آنان اشاره دارد. همه این تفاسیر قابل جمع است: دولت عالم و آدم تحت اسماء الله است؛ دنیا محل تداول دولتهاست و روز امتحان. هر دورهاى نوبت گروهى است تا ببینیم چگونه عمل مىکنند.
حدوث اسمی (اصطلاح سبزواری)
سبزواری این اصطلاح را وضع کرده تا نظر عرفانى را در قالب حکمت بیان کند. عارف قائل به وحدت شخصیة وجود است: تنها یک حقیقت وجود (حق تعالى) است و همه موجودات مظاهر و ظهورات اويند. ماهیتها پیش از وجود هیچاند؛ پس از تحقق وجود، ماهیتها اعتباریاند و اسم بر آنها نهاده شده است:
إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْمَاءٌ سَمَّيْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآبَاؤُكُمْ
اینها جز نامهایى نیست که شما و پدرانتان بر آنها نهادهاید (سوره نجم، آیه ۲۳).
بنابراین، ممکنات از حیث ماهیت، حادث اسمیاند؛ یعنى در واقع چیزى جز حق نیستند، تنها اسم بر آنها گذاشته شده است.
جمعبندی بخش
اقسام حدوث و قدم، هر یک لایهاى از حقیقت هستى را مىنمایانند. حدوث حقیقی و طبیعی همه ممکنات را حادث مىبیند؛ حدوث ذاتی به ماهیت مىپردازد؛ حدوث زمانی در بنبست مىماند؛ حدوث دهری میرداماد همه ماسوى را با مراتب سرمد، دهر و زمان حادث مىداند؛ و حدوث اسمی، حقیقت وحدت شخصیة وجود را در کلام حکمت بیان مىکند. این مباحث، همچون نهرهایى ژرف، به دریاى توحید مىریزد و عظمت آفرینش را نمایان مىسازد.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!