متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش بیست و نهم: نقد و بررسی حدوث اسمی در امور عامه
در ادامهٔ مباحث امور عامه، به دیدگاه مرحوم حاج ملاهادی سبزواری ـ رحمهالله علیه ـ در باب حدوث اسمی پرداخته میشود. ایشان فرمودهاند که وجود، حقیقت محض است و ماهیتها امور اسمی و اعتباریاند. وجودات از بدایت تا نهایت، همگی حقاند و آنچه تعیّن مییابد، ماهیتهاست. تمامی ماهیتهای ماسویالله ـ که غیر از واجب تعالیاند ـ حادث اسمی به شمار میروند.
در این مقام، دو مسئله اساسی نیازمند تبیین است: نخست، اینکه بیان مرحوم حاجی چیست و دوم، اینکه این نامگذاری «حدوث اسمی» که خود ایشان اصطلاح کردهاند، چه معنایی دارد و آیا نوآوری واقعی به همراه دارد یا خیر.
نکتهٔ کلیدی:
الوجود هو الحق و الماهیات امور اسمیة
وجود، حقیقت مطلق است و ماهیتها امور اعتباری و اسمیاند؛ تعیّن ماهوی پس از افاضهٔ وجود پدیدار میگردد و از این رو، ماهیتها را حادث اسمی مینامیم.
تبیین بیان مرحوم حاجی و نزدیکی آن به کلام عرفا
باید گفت که بیان مرحوم حاجی، همان بیان عارفان است. عارف میگوید: وجود برای واجب، اساس و اصالت دارد و برای ممکنات، وجودی مستقل و غیرحقیقی نیست. وجوب واحد است، وجود واحد است و آن وجود، حق تعالی است و بس. تمامی اشیاء و موجودات خارجی، ظهورات وجود و ظهورات حقاند. وجود واحد، به صورت ظهورهای خاص تجلی میکند و همهٔ هستی را ظهورات حق فرا گرفته است. موجودات عالم، مظاهر اسما و صفات حقاند؛ هر موجودی مظهر اسمی خاص است: برخی مظهر رحمان، برخی مظهر رحیم، برخی مظهر قهار، برخی مظهر مجید و همینگونه تا پایان.
از این منظر، چیزی جز حق نیست و تنها یک تعیّن اعتباری ماهوی وجود دارد که اگر ثبوت عینی و خارجی مییافت، واقعی میگردید. بنابراین، حدوث، دامان ماهیت را فرا میگیرد؛ یعنی تعیّن ماهوی پیش از وجود، فاقد تعیّن بود و پس از افاضهٔ وجود، تعیّن یافت. این همان حدوث اسمی است.
بیان عارف، بلندمرتبه، پیچیده و سنگین است و بحثی جداگانه میطلبد. اما مسئلهٔ اصلی در اینجاست که آیا این نامگذاری «حدوث اسمی» که مرحوم حاجی بر آن اصطلاح نهادهاند، امری نو و دارای وجه تمایز روشن است یا خیر.
نکتهٔ کلیدی:
عارف میگوید: ليس في الدار غيره ديار
کل ما في الكون وهم أو خيال أو عكوس في المرايا والمثال
در دیدگاه عارف، ماسویالله وجودی مستقل ندارد و حدوث به معنای واقعی منتفی است؛ همه چیز ظهور حق است و مظهر و مُظهر عین یکدیگرند.
نقد اصالت حدوث اسمی
بررسی دقیق نشان میدهد که مرحوم حاجی نمیتواند برای این نامگذاری خویش، وجه تمایز روشنی ارائه دهد. بحث ما بر سر حدوث و قدم بود: حدوث یعنی مسبوق به غیر یا مسبوق به عدم. اما ماهیت اعتباری که وجود خارجیاش تابع وجود است و تحققش وابسته به خارج، مسبوق به غیر واقعی نیست. از این رو، حدوث اسمی به عدم حدوث و قدم مطلق میانجامد؛ یعنی اساساً حدوثی باقی نمیماند جز یک حدوث اعتباری و اسمی بیاساس.
بنابراین، حدوث مورد نظر مرحوم حاجی فاقد پایهٔ محکم است. چنانکه بارها یادآور شدهایم، هرگاه ایشان قصد جدایی از مسیر ملاصدرا و رفتن به راهی مستقل را داشتهاند، بنیان بیانشان تضعیف گردیده و مسائل به کمال شکوفایی نرسیده است.
تفاوت میان حدوث اسمی با حدوثهای دیگر
حدوث مرحوم حاجی، ماهوی و اعتباری شد؛ در حالی که حدوث میرداماد و ملاصدرا، وجودی بود. حدوث صدرایی تنها در عالم ماده قابل بیان است و مجردات را دربرنمیگیرد، اما حدوث میردامادی، تمامی ماسویالله را شامل میشود و مجردات نیز حدوث سرمدی دارند.
عارف اما وقتی این کلام را میزند، حدوث را به تمسخر میگیرد و هیچ حدوثی باقی نمیماند. مرحوم حاجی نیز میفرماید: من نام «حدوث اسمی» مینهم. بر پایهٔ کلام عارف، ماسویالله نداریم؛ هر چه هست الله است. ماسویالله، جز ظهور الله نیست و ظهور عین ظاهر است؛ مظهر و مُظهر یکیاند و ماسویالله برای عارف وجود ندارد.
تفاوتهای اصلی حدوثها:
• حدوث حاجی: ماهوی (اعتباری) → ماهیتها حادث اسمی، وجودات قدیم
• حدوث صدرا: وجودی در عالم طبیعت → ماده حادث، مجردات قدیم
• حدوث میرداماد: وجودی در کل ماسویالله → حدوث دهري و سرمدي
مظاهر اسما و صفات در نظام عرفانی
از بدایت تا نهایت، چیزی جز وجود نیست. حتی اگر شمر ذیالجوشن و اشقالاشقیا را مثال زنیم، همه در دایرهٔ ظهورات قرار میگیرند. عارف میگوید: برخی مظهر «یا رحمان» و برخی مظهر «یا رحیم»اند. رحمان، اصل وجود است و حتی کافر نیز مظهر رحمان است، زیرا وجود دارد. اما رحیم، کمال وجود است و کافر فاقد کمال است؛ پس مظهر رحیم نمیتواند بود.
ابتدا مظهر «اول» است و انتها مظهر «آخر». مضل مظهرش شیطان است و هادی مظهرش امیرالمؤمنین علیهالسلام. احکام این مظاهر با یکدیگر متفاوت است و دستگاهی جداگانه پدید میآورد، نه دستگاه تشکیک مرسوم.
تفسیر ابیات منظومه
مرحوم حاجی در لطافت کلام خویش میفرماید:
فالحق قد کان و لا کون لشیء
این «کأنه» تأیید بیان پیشین است: حق بود و هیچ کونی برای شیء نبود. در ابتدا و انتها همین است؛ تنها یک تعیّن ماهوی پدیدار گردید که مسبوق به وجود حقی است و از این رو آن را حادث مینامیم.
و نیز:
کما سیطوی الکل بالقاهر طی
همهٔ شیئیتها به مظهر قهار پیچیده و جمع میشود: «لمن الملک» همه را دربرمیگیرد. رحمان میگستراند و قاهر میپیچد. این، تثبیت مقام پیشین و اشارت به این است که بدایت «اول» و نهایت «آخر» است و همه یکیاند. طوی نیز به معنای فنای همهٔ ظهورات در اسم قاهر است؛ قیامت و موت به اسم قاهر برپا میگردد.
و نشر (برانگیختن مجدد) به اسمای مناسب آن است، مانند:
- المبدئ (با همزه): آنکه همه را در بدایت امر ابداع میکند، اعم از مجرد و غیرمجرد.
- المبدع (با عین): ابداع مجردات که نه ماده دارد و نه مدت.
- المنشئ: انشای عالم مثال که ماده ندارد ولی صورت دارد.
- المکون: آفرینش عالم کون و خلق مادی.
جمعبندی بخش
بیان عارف این است که دوگانگی وجود ندارد؛ نه تشکیک، نه تباین، نه وجود و ماهیت جداگانه. یک حق است و مابقی همه مظاهر اسما و صفات. خیر و شر نیز بر پایهٔ نظام احسن، همه خیرند، هرچند از منظر نسبی ما گاه خیر و گاه غیرخیر جلوه میکنند. نباید نسبی را با کل نظام خلقت درآمیخت.
فرق اصلی میان دیدگاهها این شد که حدوث حاجی ماهوی گردید، حدوث صدرا و میرداماد وجودی بود ـ هرچند صدرا آن را به عالم طبیعت محدود کرد و میرداماد به کل ماسویالله گسترش داد. بر پایهٔ بیان حاجی، غیر از حق، تنها ماهیتهای متعینه حادثاند و مابقی وجودات قدیم.
این بود تبیین و نقد دیدگاه مرحوم حاجی در باب حدوث اسمی.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!