متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش سیام: صدق مجموعی اقسام حدوث بر ماسویالله و تبیین حدوث طبیعی بر پایه حرکت جوهری
در ادامه بحث حدوث و قدم، پس از بیان اقسام گوناگون حدوث و قدم، بیان میشود که تمامی این اقسام حدوث، بر مجموعه ماسویالله من حیث المجموع صادق است. یعنی همه انواع حدوث بر کل غیر خدا، به عنوان یک مجموعه واحد، صدق میکند.
من حیث المجموع به این معناست که ممکن است برخی از این اقسام حدوث بر بعضی از ماسویالله صادق نباشد، و نیز ممکن است برخی از ماسویالله همه اقسام را دارا باشند، یا تنها بخشی از آنها را. برای مثال، عقول و عالم مجردات، حدوث دهری دارند، اما حدوث زمانی ندارند؛ در حالی که عالم زمان، طبیعت و ماده، همه اقسام حدوث را داراست.
بنابراین، ممکن است عالمی همه اقسام حدوث را داشته باشد، مانند عالم زمانی که حدوث زمانی، ذاتی، تبعی و دهری را یکجا داراست؛ و ممکن است برخی عوالم تنها برخی از اقسام را داشته باشند، مانند عالم عقول که تنها حدوث دهری دارد، اما حدوث زمانی ندارد. از این رو، این اقسام حدوث، من حیث المجموع، بر همه ماسویالله صادق است.
|
نکته کلیدی: صدق مجموعی اقسام حدوث بر ماسویالله تمامی اقسام حدوث (ذاتی، زمانی، دهری، تبعی و طبیعی) بر مجموعه ماسویالله من حیث المجموع صادق است، هرچند توزیع آنها در عوالم مختلف متفاوت است. |
نوآوریهای فلسفی در اقسام حدوث
در این مقام، هنگامی که این بیان مجموعی ارائه میشود، تأکید میگردد که برخی از این اقسام حدوث، به ذهن قدما نرسیده بود و نوآوریهایی هستند. بنابراین، وقتی همه اقسام حدوث را ذکر میکنیم – اعم از آنهایی که برای همگان روشن بوده مانند زمانی و ذاتی، و آنهایی که کمتر شناخته شده مانند دهری (از میرداماد) و تبعی (از صدرالمتألهین) – به یاد میآید که در بیان حدوث ذاتی و زمانی، به حدوث طبیعی اشاره شده بود با تعبیر «کحدوث الطبع»، اما توضیح کامل آن داده نشده بود و تنها به عنوان مثال آورده شده بود. اکنون، در این مقام، آن مثال را به تفصیل تبیین میکنند.
اشکالات متکلمین و برخی فلاسفه بر حدوث زمانی
در میان اقسام حدوث، دو رویکرد برجسته پدید آمد. یکی از سوی متکلمین که عالم را دارای حدوث زمانی میدانستند، یعنی مسبوق به عدم، و از این رو، برای اثبات آن، نیاز به ظرف قبلی بود. اما پیش از زمان، ظرف زمانی وجود ندارد؛ لذا به عدم وهمی یا موهوم پناه بردند.
این پاسخ ناکافی است، زیرا از حدوث زمانی، قدم زمانی لازم میآید: عالم حادث است، پس مسبوق به زمان قبلی؛ آن زمان قبلی نیز حادث، و این تسلسل یا توقف را در پی دارد. همچنین، زمان موهوم، واقعیت ندارد.
در مقابل، رویکردی از برخی فلاسفه قدیم نسبت داده میشود که هر چیز زمانی مسبوق به زمان است، اما خود زمان مسبوق به غیر نیست، زیرا ظرف دیگری ندارد و همه چیز در زمان است. از این رو، زمان قدیم دانسته میشود.
این دیدگاه نیز اشکال دارد، زیرا زمان مقدار حرکت افلاک است و معلول عالم طبیعت؛ عالم طبیعت با این چینش نمیتواند ازلی باشد، همانگونه که ابدی نیست. وجدان بشری گواهی میدهد که زمان نمیتواند عدم داشته باشد یا ازلی باشد، زیرا ذاتاً حادث است و دوامی ندارد.
متکلم نتوانست حدوث زمان را ثابت کند، زیرا مسبوقیت به ظرف قبلی ندارد؛ و پیروی از دیدگاه برخی فلاسفه نیز منجر به قدم زمانی میشود که مخالف وجدان، شعور انسانی و قاطبه انبیاست که عالم، فلك، افلاک، زمان و مکان را حادث میدانند.
|
نکته کلیدی: بنبست تاریخی در اثبات حدوث زمانی نه دیدگاه متکلمین (عدم موهوم و انقطاع فیض) و نه نسبت قدم زمان به برخی فلاسفه، راهحل رضایتبخشی ارائه نمیدهد. |
راهحل صدرالمتألهین: نفی نسبت قدم به حکما و اثبات حدوث بالذات
صدرالمتألهین ابتدا تأکید میکند که کسانی که به حکما نسبت میدهند زمان قدیم است، دروغ میگویند و افترا میبندند. هیچ حکیمی نمیگوید زمان یا فلک دوار یا ماده ازلی است. در اسفار آمده که چنین نسبتی کذب محض است.
حدوث زمانی نباید بالعرض ثابت شود (یعنی زمانيات حادثاند چون ظرفشان زمان است و زمان حادث)؛ بلکه باید بالذات اثبات گردد.
کلید این اثبات، حرکت جوهری است که تپش وجودی در سراسر عالم ماده حاکم است. عالم ماده و طبیعت، سرشت ذاتش تصرم و تجدد است، نه اینکه تنها حرکت عرضی داشته باشد.
حرکتهای عرضی (مانند تغییر رنگ یا اندازه سیب) بدون حرکت ذاتی محال است. حتی جمادات در حال پوسیدن، ریختن و تجدید هستند؛ کوهها پوسیده و ورق میزنند. این جنبش طبیعی در وجود ماده است.
ما حرکت عرضی را میبینیم، اما حرکت جوهری را با برهان اثبات میکنیم، زیرا جوهر چیزی است که وجودش فی موضوع نیست.
تبیین حدوث طبیعی
زمانيات حادثاند، اما نه به حدوث زمانی بالعرض (مسبوق به زمان قبلی)، بلکه به حدوث تبعی و طبیعی: ذاتاً آنا فآنا مسبوق به عدم خودش است.
حدوث طبیعی کاری به زمان ندارد؛ ذات اشیاء مادی بیقرار است. زمان نیز همینگونه: اجزایش حادث، کل زمان نیز حادث طبیعی دارد.
این حدوث بر ابعاد، کلی طبیعی و همه عالم ماده صادق است: طبیعت چیزی جز افراد نیست، و افراد مسبوق به خود و غیر خود هستند.
همه چیز در عالم ماده وجود بعد وجود، کون بعد کون است؛ هیچ عدم خارجی در کار نیست، بلکه لبس بعد لبس.
این حدوث طبیعی ویژه عالم ماده است، برخلاف حدوث دهری که مجردات را نیز شامل میشود.
|
نکته کلیدی: حدوث طبیعی و حرکت جوهری عالم ماده ذاتاً سیال و متصرم است؛ هر لحظه مسبوق به عدم ذاتی خود، و این حدوث بالذات است. |
سازگاری با توحید و فیض مداوم
این بیان نه زمان موهوم میگوید (که بخل در فیض الهی لازم آورد) و نه زمان قدیم (که مخالف واقع و انبیاست)؛ بلکه عالم بالذات حادث است.
عالم به عنوان مستفیض حادث است، اما فیض الهی ماده نیست و حدوث ندارد.
دو قیاس مشهور تحلیل میشود: متغیر حادث است، اما عالم فیض ازلی است؛ اثر قدیم قدیم است، اما مستفیض حادث.
شیء سیال و تحلیل زمان
شیء سیال مانند زمان، هر حدش محفوف بالعدمین سابق و لاحق است. حال واقعی در چنگ نمیماند؛ گذشته و آینده فرض ذهنیاند.
کلام امیرالمؤمنین (ع): اغتنام فرصت میان دو عدم، زیرا حال میان عدم ماضی (که نیست) و عدم مستقبل (که نیامده) است.
هر جزء زمان مسبوق به عدم زمانی است، و کل مجموعه نیز همینگونه.
بیت منظومه و تفسیر آن
و ذی الحدوثات لما سوا ذی فذی …
یعنی همه این حدوثها برای ماسوی صاحب امر و خلق (ماسویالله) من حیث المجموع است، با استفاده از آیه قرآن کریم: أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ (همه خلق و امر از آن اوست).
ترجمه: آگاه باشید که خلق و امر ویژه اوست.
|
أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ آگاه باشید که آفرینش و فرمان تنها از آن اوست؛ بزرگوار است خداوند، پروردگار جهانیان. |
جمعبندی بخش
این بیان، با تکیه بر حرکت جوهری، حدوث عالم ماده را بالذات اثبات میکند و همه بنبستهای تاریخی را رفع مینماید، در حالی که با توحید، فیض مداوم و نصوص دینی سازگار است.
|
با نظارت صادق خادمی |
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!