شرح منظومه 341

متن تحقیق





شرح منظومه – امور عامه

برگرفته از درس‌گفتارهای شرح منظومه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش سی‌ودوم: مرجح حدوث حادث و بررسی اقوال در امور عامه

در ابیات منظومه چنین آمده است:

لا….و قيل علم ربنا بالاصلحى و اشعرى…مرجحى و انما…ذاتى و لا شىء من الذاتى جا معللا

در بحث مرجح برای حدوث حادث، و همچنین در مسئله زمان، چهار قول مطرح شده است: یکی از کعبی، یکی از اشاعره، یکی از معتزله، و یکی از حکما. مرحوم حاجی سبزواری این مباحث را به طور بسیار خلاصه و فشرده بیان کرده‌اند، در حالی که این مسائل، مباحث بسیار گسترده و کهنی در حکمت، فلسفه، عرفان، کلام، و گاه در هیئت بوده‌اند. بیشتر این مباحث توسط متکلمین دامن زده شده و می‌شود. از این رو، پاسخ‌های مرحوم حاجی، هرچند دقیق، قاصر از بیان کامل است و نیاز به ترمیم دارد، چنان که خود ایشان در حاشیه برخی را ترمیم کرده‌اند.

در این بحث، دو مسئله بسیار مهم و مستقل وجود دارد که هر کدام مباحث فراوانی را در بر می‌گیرد: یکی فیض حق تعالی و ماسوی فیض حق (عالم)، و دیگری موقعیت خالق و موقعیت مخلوق. این دو بحث، مباحث گوناگونی را شامل می‌شود. در اینجا به این دو اشاره می‌کنیم تا هم متن کتاب روشن شود و هم مباحث مشابه در جای دیگر روشن گردد.

بحث نخست: فیض حق تعالی و ماسوا

آنچه نهایت دقت برهان، کشف، کرامت، تجربه و موقعیت ایجاب می‌کند، این است که فیض حق تعالی نمی‌تواند حادث باشد. هرگز نمی‌توان خود را قانع کرد که فیاض علی‌الاطلاق روزی فیض نداشته و سپس افاضه کرده باشد. هر کس چنین ادعایی کند، سبک‌مغز است و فیاض و جواد علی‌الاطلاق را نشناخته است. فیض حق، حادث ممکن نیست؛ فیض حق ازلی است، همان‌گونه که همه متفق‌اند ابدی است.

بنابراین، اگر کسی بگوید خداوند روزی فیض نداشته و «کان الله و لم یکن معه شیء» را به معنای خداوند بدون فیض و بدون خلیقه بوده تفسیر کند و سپس شروع به کار کرده، این با توحید و صفات ربوبی حق سازگار نیست.

اگر فیض نداشته، علت آن چیست؟ یا علم نداشته، یا قدرت، یا بخل داشته، یا قابلیت قابل نبوده که باز به فاعل برمی‌گردد. هیچ شبهه‌ای در این مسئله راه ندارد؛ از مباحثی است که شبهه به آن ممکن نیست.

مستفیض: قدیم یا حادث؟

بحث دوم، وضعیت مستفیض است. باید دید مستفیض چیست تا قدیم یا حادث باشد. اگر ماسواالله را همه عالم (آدم، عقول، نفوس، عالم مادی و ملکوت) بدانیم، چنین نیست. مجردات عالم نمی‌توانند حدوث زمانی داشته باشند، زیرا زمان معلول آنهاست و متأخر از آنهاست؛ زمان نمی‌تواند متقدم بر خود باشد.

ماسواالله گاهی عالم طبیعت و ماده (افلاک، زمان، حرکت، مکان، انسان) است، و گاهی مجردات. مجردات حدوث ندارند، اما عالم ماده و طبیعت و شهادت، قدیم بودنش محال است. ادعای قدیم بودن عالم (مانند فلك الأفلاک) بی‌اساس است، مانند شاخ ماه و دم گاو.

فلك، زمان و مکان همه حادث بالذات‌اند؛ وجودشان متصرم است در حرکت جوهرى، مسبوق به عدم قبلی خود، و ماندنی نیستند. ادعای قدیم بودن عالم خرافه است، مخالف قاطبه انبیا، برهان، عقل و اندیشه.

«لا تکرار فی التجلی»؛ فیوضات حق لایتناهی است، یک دور هم بسیار می‌ماند، دو دور پیشکش.

مرحوم صدرالمتألهین در اسفار فرموده اگر نسبت قدیم بودن به قدماء داده شده، تکذیب کنید؛ بزرگان حکمت چنین خرافاتی ندارند.

وحدت عالم و کثرت عوالم

حدوث عالم قطعی است، اما وحدتش مشکوک. در قرآن کریم مکرر «خلق سبع سماوات و الأرضین» آمده. اگر همه یک عالم باشد، یا لایتناهی عوالم بالفعل، یا یکی از عوالم موجود بالفعل.

دلیل بر وحدت عالم نداریم؛ ممکن است لایتناهی عوالم پیشین به قیامت رسیده، یا بعدی به دنیا نرسیده باشند. قضاوت مانند شعری که می‌گوید در خود تنیده و گمان می‌کند هستی همینجاست، ناصحیح است.

در کتب کلامی اگر دو عالم باشد، گیر می‌کنند، اما همه گیر کرده‌اند. حدوث عالم قطعی، وحدت نه. در برخی مأثورات، سی هزار عالم پیش از این (دلالت بر تکثیر، لعل لایتناهی عوالم و آدم). هر که به قیامت خود می‌رسد.

اگر عوالم لایتناهی بالفعل، خدایی خدا منحصر به این نیست؛ انبیایشان، امیرمؤمنان بر همه، یا هر کدام جدا. «فمن مات یرنی» معنا می‌یابد نه محدود به زمین.

«الطرق إلی الله بعدد أنفاس الخلائق» را توجیه نکنیم؛ شاید واقعیات دیگری باشد.

ماسواالله: مجردات قدیم، عالم طبیعت (یک یا هزار) حادث ذاتی؛ نه اولی و نه آخری. فیض خدا نو به نو، مستفیض نیز تازه به تازه.

بحث قرآن کریم: قدیم یا حادث؟

بحث قرآن قدیم یا حادث خرافه است. قرآن نازل‌شده حادث است. بحث وضع لغات، واضع، تعیینی یا تعینی، همه صفت حدوث.

لوح محفوظ، ام‌الکتاب قدیم، اما این قرآن تنزیلی حادث.

بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ

بلکه آن قرآن مجیدی است در لوح محفوظ.

این قرآن موجود عند المسلمین، واجب‌الاطاعه، احترام، عمل. بحث قدیم بودن مجنونانه است.

بالایش (حقیقت قرآنی) برای اعتقاد، پایینش برای عمل.

مراتب طولی: چندین انسان، عالم زمان پوست بر دهر.

این قرآن ثقیل است:

لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ

اگر این قرآن را بر کوهی نازل می‌کردیم، آن را از خشیت الله خاشع و متصدع می‌دیدی.

ما کنارش افتاده‌ایم، لذا سبک شده.

بحث دوم: موقعیت خالق و مخلوق

فاجعه‌ای برای مسلمین: معتزله انسان را مختار مستقل کرد، خدا را از کار انداخت. اشاعره انسان را هیچ کاره، همه خدا.

شیعه: امر بین الامرین؛ عالم اعداد، فاعلیت تامه حق، قابلیت مخلوق.

أبا الله أن یجری الأمور إلا بأسبابها

تمام استثمار جوامع اسلامی از این دو مکتب.

بررسی اقوال چهارگانه در مرجح حدوث

قول کعبی: مرجح ذات الوقت (اذ لا وقت قبله). اشکال: انفکاک علت (ازلی) از معلول.

قول معتزله: علم به اصلح. اشکال: محال بودن امساک فیض.

قول اشاعره: لا مرجح، ترجیح بلا مرجح، عادت الله.

قول حکما: حدوث ذاتی عالم طبیعی (تجدد و تصرم در حرکت جوهرى)، ذاتی نیاز به معلل ندارد.

جمع‌بندی

این مباحث، زیربنای علوم اجتماعی و قرآنی است. دقت در آنها ضروری است.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)