متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش سیوهشتم: امور عامه – کاوش در مفهوم قدرت و نسبت آن با قوه و فعل
مقدمه
در ادامه بررسی امور عامه در منظومه حکیم سبزواری، به مبحث قدرت میپردازیم که از ارکان بنیادین حکمت نظری و از مباحث ژرف در فلسفه الهی به شمار میرود. این بحث، پیوندی استوار با اصول فقه و کلام دارد و فهم دقیق آن، کلید گشودن بسیاری از گرههای معرفتی در وحدت قدرت و اراده، و اتحاد مرید و مراد است. حکیمان پیشین، به ویژه در مکتب متعالیه، این موضوع را با نگاهی ژرف و رسا کاوش کردهاند و ما نیز در این بخش، به تبیین آن بر پایه متن منظومه و شروح معتبر میپردازیم.
تبیین معانی گوناگون قوه و فعل
چنانکه در مباحث پیشین بیان شد، قوه و فعل دارای معانی متعدد و متکثرند. گاه قوه در برابر فعل قرار میگیرد و به معنای استعداد و امکان است؛ گاه به معنای شدت و قوت؛ و گاه به معنای زمینه فاعلیت. قوه فاعلی نیز خود اقسامی دارد: گاهی فعل واحد دارد و گاهی کثیر، متناهی یا غیرمتناهی؛ و منفعل نیز به همین سان.
این اقسام بر پایه شعور و عدم شعور، وحدت یا کثرت فعل، و نیز مقوم بودن یا متقوم بودن محل تقسیم میشوند:
- فاعل دارای فعل واحد و ذیشعور: همچون نفس سماوی.
- فاعل دارای فعل واحد و فاقد شعور: همچون طبیعت.
- فاعل دارای افعال کثیر و فاقد شعور: همچون قوه نامیه.
- فاعل دارای افعال کثیر و ذیشعور: همچون قوه حیوانی.
همچنین، مبدأ اگر مقوم محل و بسیط باشد، طبیعت نامیده میشود؛ و اگر مقوم و مرکب باشد، صورت نوعیه؛ و اگر متقوم باشد، عرض.
نکته کلیدی: قدرت حقیقی، صدور فعل از روی علم و مشیت است؛ نه امکان ترک و انفکاک، که این وصف ممکنات است و بر واجب تعالی منطبق نیست.
تعریف قدرت در نگاه متکلمان و نقد آن
متکلمان قدرت را به «صحت الصدور و اللا صدور» یا «امکان تحقق و عدم تحقق» تعریف کردهاند؛ یعنی فاعل باید بتواند هم فعل را انجام دهد و هم ترک کند، و لازمه آن، انفکاک فعل و امکان تعلل است. برخی از ایشان امکان را ذاتی دانستهاند و برخی وقوعی.
این تعریف، هرچند بر ممکنات قابل انطباق است، بر واجب تعالی صادق نیست؛ زیرا در ساحت وجوب، هر صفتی که محال نباشد، واجب است. علم و حیات و فیض بر خداوند واجباند، نه ممکن. بنابراین، صفات امکان – همچون امکان صدور و عدم صدور – بر ذات واجب عارض نمیگردد.
تعریف قدرت در حکمت متعالیه
حکیمان، قدرت را چنین تعریف کردهاند: القادر هو الذی إن شاء فعل و إن لم یشأ لم یفعل. این تعریف، قضیهای شرطیه است و صدق آن به مقدم (مشیت) وابسته است، نه به تالی (فعل یا ترک). از اینرو، حتی اگر خداوند همیشه بخواهد و همیشه افاضه کند، این دوام با معنای قدرت منافات ندارد؛ زیرا فیض و عنایت الهی دائمی است.
لازمه قدرت حقیقی دو امر است: صدور فعل از علم و از مشیت. قادر آن است که فعلش بالعلم و بالمشیه باشد، خواه دائمی و خواه موقت. دوام یا تعلل در معنای قدرت داخل نیست.
اختیار نیز تنجیز همین قدرت است و مبدأ اراده به شمار میرود. چنانکه در روایت آمده: خلق الأشیاء بالمشیة و المشیة بنفسها (خلق کرد اشیاء را به مشیت، و مشیت به ذات خود).
تمثیل: قضیه شرطیه همچون این است که گوییم: «اگر دلمان بخواهد میآییم و اگر نخواهد نمیآییم»، لیکن همیشه میخواهیم و همیشه میآییم. این دوام، با شرطیت منافات ندارد، چنانکه فیض الهی دائمی است و با اختیار سازگار.
نسبت قدرت با مقدور: تقدم یا معیت؟
میان معتزله و اشاعره اختلاف است: اشاعره قدرت را مع مقدور میدانند، زیرا مقدور عرض است و عرض از معروض منفک نمیشود. معتزله قدرت را مقدم بر مقدور میشمارند تا اختیار و تکلیف معنا یابد.
قول محققانه آن است که هیچیک مطلقاً صحیح نیست. قدرت اگر به معنای علت تامه باشد، معیت با معلول لازم است؛ و اگر به معنای مبدأ فعل (علت ناقصه) باشد، میتواند مقدم باشد تا سایر شرایط فراهم آید.
اشکالات اشاعره – همچون لزوم قدم عالم یا حدوث قدرت الهی، یا نفی تکلیف کافر – همگی رد میشوند؛ زیرا استدلالهایی سطحیاند که با مبنای علیت تامه و ناقصه سازگار نمیآیند.
اقسام مبادی فعل واحد
مبدأ فعل واحد اگر فاقد شعور باشد و مقوم محل بسیط، طبیعت نامیده میشود (چون صورت مائیت در آب). اگر مقوم و مرکب باشد، صورت نوعیه (چون صورت نوعیه انسانی در بدن مرکب). و اگر متقوم باشد، عرض (چون حرارت آتش که در آب اثر میگذارد، لیکن خود محتاج به نار است).
همه این مبادی – خواه مقارن با ماده به نحو تحقق یا تعلق، خواه مفارق – جنود خداوندند. استقلال دادن به اسباب شرک است و نفی کلی اسباب کفر. توحید حقیقی آن است که همه را ایادی حق ببینیم.
نکته کلیدی: کل جنود مبدإ المبادی تعالی شأنه. هر سبب مستقل نیست و نفی سبب نیز نفی فاعل حقیقی است.
جمعبندی بخش
در این بخش، قدرت به عنوان صدور فعل از علم و مشیت تبیین شد و تعریف متکلمان نقد گردید. نسبت قدرت با مقدور بر پایه علیت تامه و ناقصه روشن شد و اقسام مبادی فعل واحد بررسی گردید. این مباحث، پایهای استوار برای فهم توحید افعالی و دفع شبهات کلامی فراهم میآورد.
جمعبندی نهایی کتاب (بخش امور عامه)
امور عامه در حکمت متعالیه، دریایی ژرف از معارف الهی است که قوه و فعل، قدرت و اختیار را در ساحت وجوب و امکان کاوش میکند. فهم این مباحث، نه تنها کلید گشودن اسرار توحید است، بلکه زمینهساز تعالی معرفت نظری و عملی میگردد. خداوند ما را به نور حکمت خویش هدایت فرماید.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!