متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش چهلم: تبیین حقیقت ماهیت، ذات و حقیقت و پاسخ به شبهه ارتفاع نقضین
مقدمه بخش
در آغاز بحث امور عامه، که از مباحث تحلیلی وجود و ماهیت نسبت به اشیاء است، به یکی از مراحل بنیادین شناخت ماهیت میپردازیم. حکیم سبزواری در منظومه خود، با بیان «ما قیل فی جواب ما الحقیقه ماهیه و الذات و الحقیقه…» به کاوش در چیستی ماهیت، ذات و حقیقت میپردازد. این تبیین، همچون چراغی روشنگر، راه را بر فهم دقیق مفاهیم هستیشناختی میگشاید و پایهای استوار برای مباحث بعدی فراهم میآورد.
تفاوت اصطلاحی میان ماهیت، ذات و حقیقت
ماهیت، ذات و حقیقت، هرچند در ظاهر هممعنا به نظر میرسند، لیکن در اصطلاح حکمی دارای تمایز ظریفی هستند. ماهیت، از ریشه «ما هو» گرفته شده است؛ به این معنا که با افزودن یاء نسبی و تاء مصدری و تبدیل ضمه واو به کسره، صورت «ماهیت» پدید آمده است – چنانکه در تجرید الاعتقاد نیز بیان گردیده.
ویژگی بارز ماهیت، عموميت آن است: بر هر دو قسم موجود و غیرموجود اطلاق میشود. از اینرو، حتی بر آنچه در عالم خارج تحقق نیافته، همچون ماهیت عنقا، صدق میکند. اما ذات و حقیقت، در اصطلاح دقیق، تنها بر ماهیاتی اطلاق میگردد که وجود خارجی یافته و در عالم شهادت ظاهر شده باشند. بنابراین، ذات انسان یا حقیقت انسان گفته میشود، زیرا انسان در خارج موجود است؛ لیکن ذات عنقا یا حقیقت عنقا، در این اصطلاح روا نیست و تنها ماهیت عنقا صحیح است.
این تمایز، هرچند اصطلاحی است و گاه در کلام بدون رعایت دقیق به کار میرود، اما در دقت فلسفی، ماهیت را اعم از ذات و حقیقت میسازد؛ همچون جویباری که هر دو ساحل را در بر میگیرد.
|
نکته کلیدی: ماهیت اعم است و بر موجود و معدوم هر دو اطلاق میشود، اما ذات و حقیقت غالباً مقید به وجود خارجیاند. |
معقول ثانی بودن ماهیت، ذات و حقیقت
ماهیت، ذات و حقیقت، همگی از سنخ معقولات ثانیهاند. معقولات ثانیه، آن مفاهیمی هستند که در قضایای ذهنی به عنوان محمول قرار میگیرند. برای تبیین این امر، ابتدا باید میان معقول اولی و ثانی تمایز نهاد:
- معقول اولی: تصویری است که ذهن از اشیاء خارجی اخذ میکند؛ همچون مفهوم انسان که از انسان خارجی در ذهن منعکس میگردد.
- معقول ثانی: مفاهیمی چون نوع، کلی، ماهیت، ممکن، شیئیت و امثال آن که بر معقول اولی حمل میشوند؛ مانند «الانسان نوعٌ»، «الانسان کلیٌ»، «الانسان ماهيةٌ».
معقولات ثانیه، مابازای خارجی مستقل ندارند؛ در عالم خارج، هیچ شیء جداگانهای به نام «ماهیت» یا «امکان» یا «کلیت» وجود ندارد. همه اشیاء خارجی – از آسمان و زمین تا انسان و حیوان – ماهیتاند، ممکناند، یا کلیاند یا جزیی، یا واحدند یا کثیر؛ لیکن کلیت، جزئیت، وحدت و کثرت، عارض بر آنهاست و شیء مستقلی در کنار آنها نیست.
منشأ این مفاهیم، انتزاع از اشیاء خارجی است؛ عروض آنها (حمل شدن) در ذهن رخ میدهد، هرچند اتصاف اشیاء به آنها در خارج نیز صادق است. از اینرو، معقولات ثانیه فلسفی – همچون ماهیت و امکان – عروضشان در ذهن است، اما اتصافشان ممکن است در خارج یا ذهن باشد.
به تعبیر دیگر، تمام اشیاء خارجی ماهیتاند، لیکن «ماهیت من حیث هی هی» در خارج شیء مستقلی نیست؛ بلکه وصفی انتزاعی است که ذهن از ذات اشیاء برمیکشد، همچون سایهای که از جسم در برابر نور پدیدار میگردد.
تبیین «الماهية من حیث هی هی لا موجودة و لا معدومة…» و شبهه ارتفاع نقضین
در تعریف ماهیت، گفته میشود: «الماهية من حیث هی هی لا موجودة و لا معدومة، لا کلیة و لا جزیئة، لا واحدة و لا متکثرة…»؛ یعنی همه اوصاف متضاد و نقایض از آن سلب میگردد. این سلب، در نگاه نخست، به ارتفاع نقضین میانجامد – که محال است – زیرا هر شیئی بالاخره یا موجود است یا معدوم، یا کلی است یا جزیی.
این شبهه، همچون ابری تیره بر آسمان فهم ماهیت سایه افکنده و نیازمند تبیین دقیق است.
|
نکته کلیدی: سلب نقایض از ماهیت من حیث هی هی، به معنای نفی عینیت وجود یا عدم با ذات ماهیت است، نه نفی همراهی یکی از آن دو با ماهیت. |
پاسخ نخست: تمایز میان حمل شایع و حمل اولی (نظر قدما)
قدما – همچون شارحان تجرید – بر آناند که ارتفاع نقضین در نفس الأمر محال است، لیکن در مرتبه ماهیت و به حمل اولی، اشکالی ندارد.
حمل دو قسم است:
- حمل شایع صناعی (وجودی): هر شیئی یا موجود است یا معدوم (از مواد ثلاثه خارج نیست).
- حمل اولی ذاتی (ماهوی): بررسی عینیت یا جزئیت محمول با موضوع.
وقتی گفته میشود ماهیت لا موجودة و لا معدومة، مراد نفی به حمل اولی است؛ یعنی وجود عین ذات ماهیت نیست و عدم نیز جزء یا عین ذات آن نیست. ماهیت، به حمل شایع، یا با وجود است یا با عدم، لیکن هیچیک عین ذاتش نیست، بلکه عارض بر آن میگردد.
دلیل این امر آن است که هم میتوان گفت «الماهية موجودة» و هم «الماهية معدومة»، و هم سلب کرد؛ پس وجود و عدم ذاتی ماهیت نیستند – برخلاف وجود که نمیتوان گفت «الوجود معدوم» یا سلب وجود از وجود کرد، زیرا وجود عین ذات خود است.
تمثیل: دیوار سفید است، یعنی بیاض عارض دیوار گردیده، لیکن ذات دیوار نه بیاض است و نه عدم بیاض. همچنین، ماهیت همچون حدود و لِیسیت اشیاء است؛ وجود، ایسیت خارجی آنهاست که از علت میگیرد.
پاسخ دوم: نفی اصل ارتفاع نقضین (نظر متأخرین، صدرالمتألهین)
متأخرین بر آناند که اساساً ارتفاع نقضین رخ نداده است. ماهیت لااقتضاء است؛ لذا هر دو طرف نقایض (وجود و عدم) را میپذیرد، برخلاف وجود و عدم که مباین یکدیگرند و اقتضاء دارند و بر هم عارض نمیشوند.
ماهیت، همچون بستری خنثی، هر دو را برمیتابد؛ وجود و عدم چون دارای اقتضاء متضادند، یکدیگر را دفع میکنند.
نکات تکمیلی در اشتقاق و استعمال واژگان
ماهیت مشتق از «ما هو» است (نه «عما هو»). یاء نسبی و تاء مصدری افزوده، و حرکت واو تبدیل گردیده است. هاء در «من حیث هی هی» هاء سکت است، برای رعایت قافیه و تبعیت از قرآن کریم – چنانکه در آیه شریفه آمده:
|
وَمَا أَدْرَاكَ مَا هِيَ و تو چه دانی که آن چیست؟ |
همچنین، ذات و حقیقت بر ماهیت اطلاق میشوند، لیکن با قید وجود خارجی؛ از اینرو رابطه عام و خاص مطلق است. گاه این دقت رعایت نمیگردد و واژگان به جای یکدیگر به کار میروند.
نتیجهگیری بخش
تبیین ماهیت به عنوان معقول ثانی فلسفی، لااقتضاء و مستقل از نقایض وجودی، دریچهای گشوده بر فهم عمیقتر رابطه وجود و ماهیت میگشاید. این بحث، همچون ستونی استوار، بنای مباحث بعدی امور عامه را استحکام میبخشد و فیلسوف را به ژرفای هستی رهنمون میسازد.
|
با نظارت صادق خادمی |
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!