متن تحقیق
اثبات وجود خارجی کلی طبیعی و چگونگی تحقق آن در عالم خارج
بخش نخست: اثبات وجود خارجی کلی طبیعی به نحو أولی و أخص
در بررسی وجود کلی طبیعی در عالم خارج، دیدگاه مشهور میان قدما ـ چنانکه در شروح تجرید الاعتقاد آمده است ـ بر آن است که چون افراد و اقسام این کلی در خارج موجودند و جزء بدون کل ممکن نیست، پس خود کلی طبیعی نیز در خارج موجود خواهد بود.
مرحوم خواجه نصیرالدین طوسی در متن تجرید الاعتقاد، دلیل را چنین صورتبندی کرده است:
صغری: کلی طبیعی جزء شخص است.
کبری: شخص در خارج موجود است و جزء موجود، موجود است.
نتیجه: پس کلی طبیعی در خارج موجود است.
اما اشکال بر این استدلال آن است که رابطه جزء و کل، رابطه حملی نیست؛ جزء بهسان ماده است و ماده فاقد حمل میباشد. از اینرو، این استدلال نیازمند صورتبندی صغری و کبری است و از سنخ أولی نیست، بلکه محتاج به دفع دخل مقدر میگردد.
حکیم ملاهادی سبزواری رضواناللهعلیه استدلالی أولی و أخص ارائه کردهاند که از نیاز به قیاس و صورتبندی صغری و کبری بینیاز است. این استدلال کشفی است و چنین میگوید:
جزء الموجود موجودٌ کما لا یخفی علی الفطن العارف بالحقایق
یعنی جزء موجود، موجود است؛ امری که بر فطنِ آگاه به حقایق پوشیده نیست. این استدلال أولی است، زیرا نیازی به دفع دخل ندارد و أخص است، زیرا بدون نیاز به تنظیم صغری و کبری، مستقیماً کشف میکند که چون افراد در خارج موجودند، طبیعت نیز در خارج موجود است.
اشکال مشترک بر هر دو استدلال آن بود که کلی طبیعی اگر به معنای «لا بشرط قسمی» باشد ـ که یکی از اقسامش در خارج موجود نیست ـ چگونه میتوان از وجود برخی اقسام به وجود مقسم پی برد؟
پاسخ آن است که کلی طبیعی به معنای «لا بشرط مقسمی» است؛ یعنی طبیعتِ خالی از هر شرطی که هم بتواند کلی باشد و هم جزئی، و این همان مقسم حقیقی است. دلیل بر وجود آن در خارج، پی بردن از اقسام به مقسم است، نه از جزء به کل ـ زیرا جزء و کل رابطه حملی ندارند. البته جزء عقلی در نهایت به همین معنا بازمیگردد.
نتیجهگیری بخش نخست
بنابراین، کلی طبیعی به نحو أولی و أخص در عالم خارج موجود است؛ نه بهسان امری مستقل، بلکه بهسان مقسمِ لا بشرط که افرادش در خارج تحقق یافتهاند. این وجود، همچون نوری است که در آینههای متعدد افراد منعکس گشته و حقیقت واحد را آشکار میسازد.
بخش دوم: چگونگی وجود کلی طبیعی در خارج و کیفیت عروض آن
پس از آنکه ثابت گردید کلی طبیعی در خارج موجود است، این پرسش پدید میآید که این وجود به چه کیفیتی است؟
کلی طبیعی همان ماهیت است و ماهیت در خارج موجود میگردد، اما نه بالذات، بلکه بالعرض. وجود، بالذات موجود است و ماهیت به واسطه وجود تحقق مییابد. وجود، واسطه در عروض نسبت به ماهیت است؛ یعنی وجود عارض میشود و بهواسطه آن، ماهیت نیز در خارج متحقق میگردد.
بنابراین، وجود در خارج بنفسه و بالذات موجود است، اما ماهیت و طبیعت بالوجود موجودند و نحوه وجودشان عرضی است، نه ثبوتی و نه اثباتی.
واسطه بر شش قسم است و شناخت دقیق این اقسام، برای فهم بسیاری از مسائل فلسفی، فقهی و اصولی سودمند است:
- واسطه در اثبات
- واسطه در ثبوت
- واسطه در عروض
واسطه در عروض خود بر چهار قسم است:
- واسطه در عروض مجازي (که در آن انتقال حقیقی صورت نمیگیرد)
- واسطه در عروض حقیقی متصل
- واسطه در عروض حقیقی غیرمتصل
- واسطه در عروض به نحو متحصل و لا متحصل
تفصیل این اقسام، انشاءالله در ادامه بررسی خواهد شد تا روشن گردد که وجود ماهیت در خارج، به کدام یک از این صور بازمیگردد.
نتیجهگیری بخش دوم
کلی طبیعی در خارج موجود است، اما وجودش عرضی و به واسطه وجود بالذات میباشد. این حقیقت، همچون سایهای است که بدون آفتاب وجود نمیتواند پدیدار گردد؛ ماهیت در پرتو وجود، نور هستی میگیرد و در عالم خارج متجلی میشود.
جمعبندی نهایی
در این بررسی، نخست به اثبات وجود خارجی کلی طبیعی به نحو أولی و أخص پرداختیم و برتری استدلال حکیم سبزواری بر استدلال مشهور خواجه را نشان دادیم. سپس چگونگی این وجود را تبیین کردیم و دریافتیم که طبیعت، بالعرض و به واسطه وجود بالذات در خارج موجود است. این دو مبحث، پایهای استوار برای فهم رابطه میان ماهیت و وجود در حکمت متعالیه فراهم میآورد و دریچهای میگشاید به سوی شناخت دقیقتر حقایق عالم هستی.
|
با نظارت صادق خادمی |
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!