شرح منظومه 356

متن تحقیق





شرح منظومه: بحث کلی طبیعی و وجود آن در اعیان خارجی

برگرفته از درس‌گفتارهای شرح منظومه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش نخست: کلی طبیعی و حقیقت وجود آن در خارج

در مباحث کلی فلسفی، خاصه در امور عامه، یکی از مسائل بنیادین، بررسی حقیقت کلی طبیعی و چگونگی وجود آن در اعیان خارجی است. این بحث، همچون نگینی در انگشتری معرفت فلسفی می‌درخشد و حقیقت وجود را در پرتو وحدت و کثرت می‌نمایاند.

حرف نخست در این مقام آن است که کلی طبیعی در خارج موجود است و وجودش در خارج، به وصف ذات و نفس‌الامر طبیعت است، نه آنکه وجودش معلق و وابسته به وجود افراد خارجی باشد. اگر افراد خارجی موجود نباشند، اشیاء تشخص نمی‌یابند و بدون تشخص، وجود خارجی نخواهند داشت؛ زیرا کلیت محض در خارج راه ندارد و نمی‌تواند تحقق یابد.

کلی طبیعی، هنگامی که در ذهن حاضر می‌شود، به وصف کلیت و سلب تشخص، کلی می‌گردد و این‌گونه است که کلی عقلی پدید می‌آید؛ همچون شجر، حجر، سماء و ارض که در ذهن به صورت کلی محض تصور می‌شوند.

بنابراین، نباید گفت «کلی در خارج موجود است»، بلکه باید گفت «طبیعت در خارج موجود است» و «نفس‌الطبیعة در اعیان خارجی تحقق دارد». مثال روشن آن، طبیعت حجر و شجر است که در افراد خارجی موجودند، اما به وصف کلیت، نه.

این اشکال بر قول مشهور وارد است و مرحوم حاجی (حکیم سبزواری) در منظومه خویش پاسخ شایسته‌ای به آن نداده است، لیکن صدرالمتألهین در اسفار اربعه، با ژرف‌نگری خاص خود، پاسخی درخور ارائه کرده است.

صدرالمتألهین می‌فرماید: هنگامی که ما در فلسفه از «کلی» سخن می‌گوییم، مرادمان کلی منطقی نیست که تعریفش «ما لا یمتنع صدقه علی کثیرین» باشد، بلکه مراد، کلی به معنای سعه و گستردگی وجودی است. در فلسفه، کلی یعنی دارای اطلاق و عموم، نه آنکه صرفاً قابلیت صدق بر کثیرین داشته باشد.

چنان‌که وقتی می‌گوییم «ماء»، مراد آب گسترده و ساری در همه‌جا است؛ هر جا که انگشت نهید، همان ماء است. همچنین وقتی می‌گوییم «انسان»، مراد انسانیت گسترده است؛ هر فرد که بنگرید، همان انسان است.

آنچه گفته می‌شود «ما لم یتشخص»، مربوط به کلی منطقی است که صدق بر کثیرین دارد بدون منع، اما کلی فلسفی، سعه و گستردگی است. در فلسفه، وقتی می‌گوییم موجودی کلی است، یعنی دارای عموم و شمول است و تمام افراد را در بر می‌گیرد.

کلی طبیعی، واحد اطلاقی است؛ یعنی هم فرد است و هم طبیعت، هم حقیقتاً فرد است و هم حقیقتاً نفس طبیعت. هیچ‌یک از این دو وصف، عروضی و اضافه بر دیگری نیست، بلکه هر دو حقیقی‌اند. این وحدت، وحدت اطلاقی است، نه وحدت عددی.

فرق میان واحد عددی و واحد اطلاقی آن است که واحد عددی، ثانی و تمایز می‌طلبد و کثرت عددی پدید می‌آورد، اما واحد اطلاقی، هر چه باشد، همان واحد است و نیازی به ثانی ندارد. چنان‌که گفته آمد، هر کجا انگشت نهید، هم انسان است (به لحاظ طبیعت) و هم فرد است (به لحاظ تشخص و خصوصیت).

اگر گوییم «هذا فرد»، توجه به خصوصیت و تشخص است و اگر گوییم «هذا انسان»، توجه به طبیعت و نفس‌الامر انسانیت است. این‌گونه است که طبیعت، واحد باقی می‌ماند و در عین حال، در همه افراد گسترده و ساری است، همچون نور واحد که در آینه‌های متعدد منعکس می‌گردد، بی‌آنکه تجزیه شود یا کثرت ذاتی یابد.

جمع‌بندی بخش

در این بخش دریافتیم که کلی طبیعی، در پرتو دیدگاه حکمت متعالیه، نه صرفاً ذهنی است و نه محضاً خارجی به وصف کلیت منطقی، بلکه طبیعت واحد اطلاقی است که هم در خارج موجود است و هم وحدت حقیقی خود را حفظ می‌کند. این نظر، گره از مشکلات پیشین گشود و حقیقت وجود را در مراتب تشکیک و اطلاق نمایان ساخت.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)