متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش نخست: شدت تحقق ماهیت در وجود خارجی و تبیین کلی طبیعی
در بررسی دقیق امور ماهوی، باید گفت که تحقق ماهیت در مرتبه وجود خارجی، از شدت و قوت بیشتری برخوردار است نسبت به تحقق آن در مرتبه جنس یا فرد. این شدت، ناشی از آن است که وجود خارجی، مرتبه کامل و تام تحقق است؛ چنانکه دریایی بیکران در برابر جویباری محدود.
کلی طبیعی، همان طبیعت یا ماهیت است که ذو الکون و ذو الوجود نامیده میشود؛ یعنی طبیعت از آن جهت که قابلیت وجود یافتن دارد، لیکن وجود، جزء ذات و هویت آن نیست. ذات این طبیعت چنان است که در ذهن، وصف کلیت بر آن عارض میگردد، اما در خارج، خودِ طبیعت است، بدون آنکه وصف کلیت بر آن حمل شود.
نکته کلیدی: کلی طبیعی، نفس المعروض است؛ یعنی همان ماهیت که نه کلی بالذات است و نه جزیی بالذات. کلیت، عارض ذهنی بر آن است و جزییت نیز وصف خارجی آن نیست، بلکه طبیعت مطلقه است که در خارج به تشخص افراد موجود میشود.
بنابراین، کلی طبیعی، المحکوم بالوجود است؛ یعنی ذات کلی طبیعی، نفس الطبیعة است که عرض کلیت در ذهن بر آن عارض میگردد. معلوم است که کلی طبیعی، نفس معروض است و ماهیت از آن حیث که لا کلیه و لا جزییه است. این طبیعت مطلق، در خارج کلی نیست، زیرا کلیت وصف ذهنی است، بلکه دارای سعة وجودی است؛ سعتی که به معنای گستردگی و قابلیت صدق بر کثیرین بدون امتناع است، نه به معنای کلی منطقی که جزء فرد باشد.
برای تبیین این مطلب، انسان را مثال میزنیم: اگر زید را از حیث فردیتش ملاحظه کنیم، میگوییم «هذا فرد»، اما اگر طبیعتش را لحاظ نماییم، میگوییم «هذا انسان». پس بر یک مصداق خارجی، هم اطلاق فردیت ممکن است و هم اطلاق طبیعت، بسته به حیثیت ملاحظه. از اینرو، کلیت و جزییت، اوصاف ذهنیاند، نه اوصاف خارجی.
جزئیت کلی طبیعی در افراد
چنانکه گفته میشود کلی طبیعی جزء فرد موجود است، باید دانست که مراد، جزء تعملی و عقلی است، نه جزء خارجی و بشرط لا. اگر جزء خارجی فرض شود، تسلسل لازم آید؛ زیرا اگر طبیعت جزء خارجی فرد باشد، آن جزء نیز موجود خارجی خواهد داشت و نیازمند تشخص است، و چون چیزی بدون تشخص موجود نمیشود، طبیعت نیز در آن جزء باید موجود باشد، و این سلسله بیپایان ادامه مییابد.
پس طبیعت، جزء عقلی فرد است؛ یعنی از حیث تحلیل عقلی، طبیعت در فرد حاضر است، اما در خارج، دو چیز جداگانه نیستند. زید از حیث فردیت، فرد است و از حیث طبیعت، نفس طبیعت انسانی است. این دو حیثیت، در خارج متحدند و جدایی میان آنها تنها در مقام تحلیل عقلی پدیدار میگردد.
نکته ممتاز: اگر طبیعت را جزء خارجی بدانیم، لزم التسلسل؛ زیرا هر جزء خارجی نیازمند وجود و تشخص است و طبیعت باید در آن جزء نیز حاضر باشد، و این زنجیره به بینهایت کشیده میشود. بنابراین، جزئیت طبیعت در فرد، جزئیت عقلی و تعملی است.
نقد دیدگاه رجل همدانی
کلی طبیعی، با افراد، مانند پدر واحد با فرزندان متعدد نیست – چنانکه رجل همدانی پنداشته بود – که طبیعت، واحد عددی باشد، در همه افراد موجود و متصف به اضداد گردد. ابنسینا با این دیدگاه برخورد کرد و آن را نادرست شمرد، لیکن شاید به عمق مراد وی نرسیده باشد.
حقیقت آن است که کلی طبیعی، متحد با افراد است؛ زید از حیث ملاحظه فردیت، فرد است و از حیث ملاحظه طبیعت، نفس طبیعت انسانی است. اتحاد عقلی میان طبیعت و افراد، همانند اتحاد نور با مرآت است که نور در مرآت متجلی است، بیآنکه دو چیز جداگانه باشند.
نتیجهگیری بخش
کلی طبیعی، نفس ماهیت مطلقه است که در خارج به تشخص افراد موجود میشود، بدون آنکه کلی یا جزیی خارجی باشد. این تبیین، بر پایه اتحاد عقلی طبیعت و فرد استوار است و از تسلسل و جدایی واقعی میان آنها پرهیز دارد. این دیدگاه، دریچهای گشوده به سوی درک عمیقتر مراتب وجود و اتحاد ماهیت با مصادیق خارجی آن.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!