متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش نخست: غرر سوم از فریده پنجم مقصد اول – در برخی احکام اجزای ماهیت
مقدمه بخش
در این بخش، به بررسی غرر سوم از فریده پنجم مقصد اول منظومه حکیم ملاهادی سبزواری پرداخته میشود که موضوع آن برخی احکام اجزای ماهیت، یعنی جنس و فصل در برابر ماده و صورت است. این بحث، همچون نگینی درخشان در انگشتری حکمت، تفاوت اعتبارات ذهن را در اخذ اجزای ماهیت روشن میسازد و پایهای استوار برای فهم ترکیب وجودی فراهم میآورد.
بیت مورد بحث و ترکیب نحوی آن
بیت منظومه که محور این غرر است، چنین است:
جنس و فصل لابشرط حملا فمدة و صورة بشرط لا
این بیت را میتوان به دو گونه ترکیب کرد:
نخست: «حملا» را خبر گرفت. در این صورت، معنای بیت چنین میشود: جنس و فصل، هنگامی که لابشرط اخذ گردند، حملپذیرند؛ پس ماده و صورت، هنگامی که بشرط لا اخذ شوند، حملپذیر نیستند.
دوم: «حملا» را صفت گرفت. در این صورت: جنس و فصلِ لابشرط حملا – یعنی جنس و فصلی که لابشرط از حیث حمل اخذ شدهاند – حملپذیرند، و جمله «فمدة و صورة بشرط لا» خبر مبتدأی نخستین است، یعنی جنس و فصل همان ماده و صورت بشرط لا هستند که حمل ندارند.
در شعر، برای رعایت وزن، «مادة» به «مدة» تخفیف یافته است.
تبیین معنای بیت
جنس و فصل، اجزای ماهیتاند هنگامی که لابشرط – یعنی بدون شرط اتحاد یا عدم اتحاد اجزا – اخذ شوند؛ در این حالت، یکی بر دیگری حملپذیر است، چنانکه میگوییم «ناطق حیوان است» یا «حیوان ناطق است».
اما ماده و صورت، همان اجزا هستند هنگامی که بشرط لا – یعنی به شرط عدم اتحاد اجزا و فرض دو چیز جداگانه – اخذ گردند؛ در این حالت، حملپذیر نیستند و نمیتوان گفت «صورت ماده است» یا بالعکس.
نکته کلیدی: جنس و فصل و ماده و صورت، ذاتاً متحدند و یکی هستند؛ تفاوت آنان صرفاً اعتباری است – مختلف اعتباراً – یکی محکی و دیگری حاکی از آن محکی.
ترکیب خارجی و ترکیب عقلی
در اجسام (جسم ثانی فلسفی، یعنی جسم مادی)، ماده و صورت خارجیاند؛ بنابراین اجسام دارای ترکیب خارجی واقعی هستند و از این رو، مرکب خارجی به شمار میروند، هرچند ترکیب عقلی نیز دارند.
اما در اعراض – مانند بیاض و سواد – ماده و صورت عقلیاند؛ زیرا اعراض در خارج بسیطاند و قابل تجزیه خارجی نیستند. مثلاً سواد در خارج یک چیز واحد است، نه دو جزء جداگانه. جنس آن (لون) و فصل آن (قابض) تنها در تحلیل ذهن حاصل میشود و این تحلیل، عقلی است و پس از تصور ماهیت رخ میدهد.
از این رو، اعراض بسیط خارجی اما مرکب عقلیاند.
مجردات نیز همینگونهاند: حضرت جبرائیل علیهالسلام در خارج بسیط است، اما در ذهن میتوان آن را به جنس (ملک) و فصل (وحی) تحلیل کرد؛ این تحلیل عقلی است، نه خارجی.
نکته ممتاز: اعراض در خارج بسیطاند، زیرا قابل تجزیه نیستند؛ و آنچه قابل تجزیه نباشد، قابل ترکیب خارجی نیز نیست. اتحاد جنس و فصل در اعراض، همچون اتحاد در بسیطهای خارجی است، نه همچون اتحاد در مرکبات خارجی که اجزای آن دارای وجود علیحدهاند.
کاربردهای متفاوت اخذ لابشرط و بشرط لا
اخذ لابشرط منجر به جنس و فصل میشود که حملپذیر است؛ از این رو، برای منطق مفید است و در تعریف و استدلال و قضایای حَملی به کار میرود.
اخذ بشرط لا منجر به ماده و صورت میشود که حملپذیر نیست؛ از این رو، برای فلسفه و علوم تجربی مفید است، زیرا ترکیب واقعی اجسام را تحلیل میکند – مثلاً ماده همه اشیاء یکی است، اما صورت نوعی آنها متفاوت است و انواع را متمایز میسازد.
در منطق، نمیتوان گفت «الانسان نطقٌ» زیرا نطق بشرط لا است و حمل ندارد؛ بلکه باید گفت «الانسان ذو نطق».
نکته برجسته: اجسام مرکب خارجی و عقلیاند؛ اعراض بسیط خارجی و مرکب عقلی. اگر اجزا را لابشرط بگیریم، جنس و فصل حاصل میشود و حملپذیر است؛ اگر بشرط لا بگیریم، ماده و صورت حاصل میشود و حملپذیر نیست.
نتیجهگیری بخش و جمعبندی
این غرر، با دقت شگفتانگیزی تفاوت اعتبارات در اخذ اجزای ماهیت را بیان میکند و نشان میدهد که یک واقعیت واحد – اجزای ماهیت – بسته به نحوه اعتبار، یا جنس و فصل میشود که برای علوم منطقی مفید است، یا ماده و صورت که برای فلسفه و علوم طبیعی کارگشا است. این تمایز، همچون کلیدی طلایی، درهای فهم ترکیب وجودی و اتحاد عقلی و خارجی را میگشاید و حکمت متعالیه را از دیگر مکاتب متمایز میسازد.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!